ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خانم علی بابایی تا کنون ثابت کرده که شاعری تواناست.هم شعرهایش دلنشین است و هم قواعد عروضی و دستوری ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



' گل احمد گلستان احد
در گل احمد  گلستان احد را یافتم
کوثر دریای اللهُ الصمد  را یافتم
چشم وا کردم دل از نور خرد آگاه شد
 واقف از پیغبری های  رسول  الله شد
نور مهرش بر دلم تابید تسلیمش شدم
 تشنه ی سر چشمه ی تمجید وتکریمش شدم
کل هستی را به قرآنش مدون دیده ام
 رستگاری را از این آیینه ایمن دیده ام
تشنه ی آیات  هستی بخش شیرینش  منم
  کشته ی احکام انسان ساز دیرینش منم
کفرسوزی می کند با منطقِ و احسان خویش
 می برد گم گشتگان را تا  دل جانان خویش
بر نتابد سایه  را  آیینه ی آن پاک  راد
 با کسی  جز واحد  وحدت ندارد اتحاد
صوت قرآنش  به چالش می کشد داوود را
کیست تا با شدحریف آن  نغمه ی مسعود را
صورت زیبا تراز یوسف  محمد را ببین
برهمه پیغمبران صدر و سرآمد را ببین
این  دلم دارد  هوای می گساری می کند
هر که از جامش نمی نوشد خماری می کند
  دوست دارم بلبل  مستش غزلخوانی کند
 تا دلم با صوت  قرآنش مسلمانی کند
 آمدم تا شاعر بزم فراخوانش  شوم
 حمد گوی سوره ی توحید و رحمانش شوم
  با خدا جز او کسی همسفره و هم جام نیست
  بی محمدنامه ، روح هیچکس آرام نیست
او که یخ را آفتابش آب  جاری  می کند
تابش رویش  زمستان را بها ری می کند
با د را  نفس سلیمش  دلربایی می دهد
 خاک را  لمس نگاهش پارسایی می دهد
ذکر صلو یش  مداوم می طراود از لبم
تا نفس دارم  سزاوار همین تاب و تبم
با اشارات سر انگشتش دو نیمه ماه شد
پاسدار حرمت عشقش ولی الله شد 
دشمن خود را به روزغم عیادت می کند
 سنگ ریزه درکف دستش عبادت می کند

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1400/8/2 در ساعت : 23:37:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  175


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمد یزدانی جندقی
1400/8/11 در ساعت : 8:35:27
سلام و احترام خدمت شاعر گرانقدر با اشتیاق خواندم و بهره بردم به ویژه در ابیات پایانی مضامین عالی پرورش یافته اند
مشکلات تایپ
کوثر دریای الله( و) ا لصمد را یافتم
واو اضافه
رستگاری را از این( آینه) ایمن دیده ام
/آیینه/
می برد گم گشتگان( ) تا دل جانان خویش
/را/
التماس دعا
اله یار خادمیان
1400/8/16 در ساعت : 18:57:15
سلام و درود بر شما هم به جهت خوانش و هم به جهت دقت نظرتان جناب جندقی عزیز
دربیت نقد اولتان (واو) همان او ویا ضمه
می باشد اللهُ
ان دو هم همانطور که واقفید و اصلاحیه زدیذ اشتباه نوشتاریست از یاد آوریتان بی نهایت سپاسگزارم سر بلند باشی
بازدید امروز : 2,557 | بازدید دیروز : 16,778 | بازدید کل : 137,197,345