ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مناجات نامه
 یارب چه روزهای بدی داریم
تاریک و پرمرارت و وحشتبار
دست دعا به پیش تو می آریم
کاین روزهای بد نشود تکرار

*
این روزهای دوزخی ما را
هرکس رقم زده ست هلاکش کن
آن را که دشمن است به ایرانی
حبس ابد به تیره مغاکش کن

*
یارب چه کرده ایم که درها را
یک یک به روی ما ز غضب بستی
می خواستیم تا که نباشد ، هست
ننگ و فساد و فقر و تهیدستی

*
ما را ببخش و توبه ی ما بپذیر
کفران نعمت تو اگر کردیم
راه وصال خویش به ما بگشای
امداد کن که سوی تو برگردیم

*
یارب در این دیار بزرگانش
 اغلب شدند دزد و جنایتکار
ما را که کوچک تو از آغازیم
تنها میان خیل بدان مگذار
*
ما را به جز تو هیچ پناهی نیست
دریاب و مرحمت کن و همراهی
از ما بگیر مفسد و خائن را
جایش ببخش بینش و آگاهی

*
یارب ز لطف خویش رهایی بخش
ما را ز یوغ مختلس شیّاد
یعنی ز چنگ توده ی بی تدبیر
اینان که برده اند تو را از یاد

*
تحمیل کرد آن که به ما برجام
نومید کن تمام امیدش را
قفلی بزن بزرگ به صندوقش
بشکن به سنگ خویش کلیدش را

*
ما جز رفاه نسبی و آسایش
از درگه تو یار نمی خواهیم
ما را که وعده های دروغین کشت
از این و آن شعار نمی خواهیم

*
یارب مراد ما تو اگر دادی
همچون گذشته عبد و عبیدستیم
مهلت اگر دهی به تبهکاران
بدتر از ابن سعد و یزیدستیم

*
شمشیر خویش بسته ز رو آن گاه
خواهیم مفسدین ز میان برده
شوخی نمی کنیم که خواهی دید
عالی جناب زنده و ما مرده!

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/2 در ساعت : 20:4:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  97


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1400/5/3 در ساعت : 23:5:17
یارب در این دیار بزرگانش
اغلب شدند دزد و جنایتکار
ما را که کوچک تو از آغازیم
تنها میان خیل بدان مگذار
درود بر شما
بازدید امروز : 4,258 | بازدید دیروز : 31,407 | بازدید کل : 135,250,198
logo-samandehi