ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز جان و فرزند گلم جناب میر ویس هروی - صاحب المعجم فی معاییر اشعار العجم درخصوصیت《 های غیر اصلی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
سلام و عرض ادب خدمت شما خانم معصومه حیدر پور گرانقدر - با اجازه لازم دیدم نکاتی را مختصر در مورد    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به وقت قرنطینه

به وقتِ شومِ قرنطینه، نفیر چلچله ها در حصر
دلم به فکر غزل افتاد، زبانِ فاصله ها در حصر

به روی صحنه ی کاغذها،سماع واژه تماشایست
قلم به شوق و شعف میداد،جوابِ مسئله ها در حصر

دوباره مونس من گردید ، مرور مکتبِ مولانا
همین که دیو رکود آمد،سراغ مشغله ها در حصر

امید این دل غمگینم، شد او که خواجه ی شیراز است
که در قرابتِ با حافظ، پُرم ز حوصله ها در حصر

اگرچه ساقی دُردانه ، سَبوی باده به دستم داد
ولی تمامی هوشم بُرد ،همین مغازله ها، در حصر

خوشم که وصلِ به معبودم،به بطنِ جان و دلم شور است
کنون که مجلس عیشی نیست،صدای هلهله ها در حصر

روم به درگه احسانش،همیشه خوانِ خدا پهن است
قسم به برکتِ بی پایان، به رقصِ سنبله ها در حصر

پناه آنکه شده امروز ، بنای محکم اطمینان
چه بیم و واهمه دارد از ،وقوع زلزله ها در حصر

دوای درد جهان عشق است،طبیب حاذق اگر خواهد
زداید از رُخِ این دنیا ، تمامِ آبله ها در حصر

یقین که حیطه ی قدرت هست،به دست پادشهی قادر
چه خوش شود که دهد پایان،به خشم و ولوله ها در حصر

زمانِ منع تردد داد ،به روح خسته ی من فرصت
که رو به قبله شوم این بار،به ذکرِ نافله ها در حصر

سوارِ مرکب ایمان شو ، عزیزِ رفته به بیراهه
در این زمان که مسافر نیست،برای قافله ها در حصر

گرفته ای چو بَسی نعمت،ببخش،آنچه توانت هست
بدان زیان نبری هرگز،از این مبادله ها در حصر

مباد در دل تو حُزنی، وَ دخلِ کاسبیت اندک
کنون که گاو زمان زائید ، به جهد قابله ها در حصر

رسد به خانه ی آرامش، خدا کند به سلامت، زود
خیالِ هرکه برآشفته، هجومِ غایله ها در حصر

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/30 در ساعت : 22:39:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  179


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,401 | بازدید دیروز : 18,434 | بازدید کل : 138,111,108