ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به وقت قرنطینه

به وقتِ شومِ قرنطینه، نفیر چلچله ها در حصر
دلم به فکر غزل افتاد، زبانِ فاصله ها در حصر

به روی صحنه ی کاغذها،سماع واژه تماشایست
قلم به شوق و شعف میداد،جوابِ مسئله ها در حصر

دوباره مونس من گردید ، مرور مکتبِ مولانا
همین که دیو رکود آمد،سراغ مشغله ها در حصر

امید این دل غمگینم، شد او که خواجه ی شیراز است
که در قرابتِ با حافظ، پُرم ز حوصله ها در حصر

اگرچه ساقی دُردانه ، سَبوی باده به دستم داد
ولی تمامی هوشم بُرد ،همین مغازله ها، در حصر

خوشم که وصلِ به معبودم،به بطنِ جان و دلم شور است
کنون که مجلس عیشی نیست،صدای هلهله ها در حصر

روم به درگه احسانش،همیشه خوانِ خدا پهن است
قسم به برکتِ بی پایان، به رقصِ سنبله ها در حصر

پناه آنکه شده امروز ، بنای محکم اطمینان
چه بیم و واهمه دارد از ،وقوع زلزله ها در حصر

دوای درد جهان عشق است،طبیب حاذق اگر خواهد
زداید از رُخِ این دنیا ، تمامِ آبله ها در حصر

یقین که حیطه ی قدرت هست،به دست پادشهی قادر
چه خوش شود که دهد پایان،به خشم و ولوله ها در حصر

زمانِ منع تردد داد ،به روح خسته ی من فرصت
که رو به قبله شوم این بار،به ذکرِ نافله ها در حصر

سوارِ مرکب ایمان شو ، عزیزِ رفته به بیراهه
در این زمان که مسافر نیست،برای قافله ها در حصر

گرفته ای چو بَسی نعمت،ببخش،آنچه توانت هست
بدان زیان نبری هرگز،از این مبادله ها در حصر

مباد در دل تو حُزنی، وَ دخلِ کاسبیت اندک
کنون که گاو زمان زائید ، به جهد قابله ها در حصر

رسد به خانه ی آرامش، خدا کند به سلامت، زود
خیالِ هرکه برآشفته، هجومِ غایله ها در حصر

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/31 در ساعت : 10:9:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  134


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,947 | بازدید دیروز : 31,407 | بازدید کل : 135,248,887
logo-samandehi