ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



از زخم زبان
۱ هرچند دلی پر از نگفتن دارم

نه طاقت گفتن نه شنفتن دارم

از زخم زبان نارفیقان عمری ست

تن پوش هزار زخم بر تن دارم!


۲

دلگیری پرده و شب و کرکره چیست؟

آواز سکوت و ضجه ی زنجره چیست؟

او بوده و یک عمر دل آجری اش

دیوار نفهمید غم پنجره چیست!


۳

در قلب زلال او نفاق افتاده است

در پیچ عبورش اتفاق افتاده است

رودی که به جستجوی دریا می رفت

در چنگ سیاه باتلاق افتاده است!


۴

پرپر شده باغ یاس و شب‌بو ای عشق

خشکیده لبان تشنه‌ی جو ای عشق

پیچیده دوباره بوی هجرت در باغ

آواز پر چلچله‌ات کو ای عشق!؟

5

آزاد شود از همه در دام‌تر است

پرواز کند از همه ناکام‌تر است

بگذار بماند این پرنده، ای عشق

کنج قفست زندگی آرام‌تر است!

6

چل سال سیاه بی‌بهاریم همه

پاییز زده در انتظاریم همه

ما از همه جا که دستمان کوتاه است

کو باغچه تا دست بکاریم همه!؟

7

غیر از غم و حسرت که نخوردی از م

ن هی لحظه به لحظه را شمردی از من

یک عمر کمین کردی و آخر ای مرگ

جز پوست و استخوان چه بردی ازمن!؟

8

آگاه از اندوه شب ژرف من است

همصحبت دنیای پر از برف من است

اینجا کس دیگری نفهمید مرا

آیینه فقط مخاطب حرف من است!

9

آن موج تقلا که زخود ساخته بود

تاوان عظیمی ست که پرداخته بود

لب باز نکرده شد اسیرت ماهی

قلاب تو را چگونه نشناخته بود!

#رحیمی_رامهرمزی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/17 در ساعت : 18:31:12   |  تعداد مشاهده این شعر :  109


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,749 | بازدید دیروز : 36,725 | بازدید کل : 135,305,414
logo-samandehi