ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یادباد
                      یادباد
طی کنیم ای همسفر باید پیاپی جاده‌ها را
آمده وقتش؛ خبر کن یک‌به‌یک آماده‌ها را

از هواداریّ ما غافل مشو ای عشق یک دم
تا که جانی نو ببخشی ازنفس‌افتاده‌ها را

نیست کارِ ناامیدِ نیمه‌راهی ره‌سپردن
واگذار ای دل به حالِ خویشتن واداده‌ها را

مهره‌های سبحه‌هاشان دانه‌دانه حیله‌بازی
کرده این قومِ دورو دامِ ریا سجّاده‌ها را

یادبادِ آن بلانوشانِ سرخوش، ساقیا در
-ساغر ما نیز از بالا بریز آن باده‌ها را

پای بسیاری کسان با ما به بزم عشق وا شد
دستِ‌کم گیرند گیرم عاقلان ما ساده‌ها را
***
عادت من نیست؛ می‌گیرم ولیکن گه‌گداری
-اندکی تحت نظر اوضاعِ فوق‌العاده‌ها را؛

بس که می‌بینم زن و مردِ شبیهِ هم به‌ظاهر
می‌دهم تشخیص از نرها، به‌سختی، ماده‌ها را!
***
رنگ و رویش تازه شد از درد و داغ و زجر و زحمت؛
ها! بزن باز ای جنون بر جانِ من سنباده‌ها را

دوستانِ بی‌بصیرت را هدایت کن الهی
تا بچرخانند سمتِ دشمنان عرّاده‌ها را! 

ای دلت کم‌مایه‌تر از قطره‌ای شبنم، مترسان
-از شب و از موج و از گرداب، دریازاده‌ها را

در رهایی خصلتِ خونخوارها هی هارتر شد
ای شبان! بر گردن گرگان بزن قلّاده‌ها را

پهن کرده دام و پاشیده است دانه، تا...، ولیکن
کیست دنیا، تا اسیرِ خود کند آزاده‌ها را؟!
***
خود تو از آنان غرامت می‌ستانی، باز هم خود
-می‌دهی از نو توان، ای عشق، تاوان‌داده‌ها را

اسب، ما را تا که از زین بر زمین زد، ریخت اشکی
هر نجیبی می‌شناسد اصلِ ما افتاده‌ها را
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/3/30 در ساعت : 14:21:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  187


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی نظری سرمازه
1400/3/30 در ساعت : 16:39:16
پهن کرده دام و پاشیده است دانه تا...ولیکن
کیست دنیا تا اسیر خود کند آزاده ها را !!؟؟
درود شاعر گرامی
باز هم مثل همیشه تاثیر گذار...
رضا محمدصالحی
1400/3/30 در ساعت : 17:49:13
دستِ‌کم گیرند گیرم عاقلان ما ساده‌ها را

درود استاد
بازدید امروز : 15,140 | بازدید دیروز : 29,351 | بازدید کل : 133,416,764
logo-samandehi