ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام خواهر عزیز - ابتدا امیدوارم تسلیت مرا در این غم پذیرا باشید خداوند به خانواده اش صبر عنایت ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - ۱_ در مصرع یازدهم (آن کس که بشکنددل یاران خویش)) ظاهرا سهو القلمی رخ داده است چون اشکال وزن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با درود . - درگذشت همکار عزیز و گرامی تان را تسلیت عرض می کنم . صبرتان در تحمٌل این مصیبت جمیل و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ازجمله ی اهل خانه شان می ترسیم
از خنده ی ناشیانه شان می ترسیم از وعده ی اب و دانه شان می ترسیم از دختر و از برادر و فامیل ها از جمله ی اهل خانه شان می ترسیم از هر چه شود بروی ان امضائی از عکس و از نشانه شان می ترسیم از دولت بی تفنگ و اقایانش ازکینه ی بی کرانه شان می ترسیم از عشق به مسند و به فرش قرمز از بودن در زمانه شان می ترسیم از گم شدن گاه به گاهی هاشان از ترکش و از کمانه شان می ترسیم از ترس به باد دادن خاک وطن از قمپز خالصانه شان می ترسیم از این همه کار ریخته روی زمین از خالی ان خزانه شان می ترسیم از کارگران خسته از بیکاری از منت بر سرانه شان می ترسیم از گفتن و از نگفتن بی موقع از سلفی جاودانه شان می ترسیم از این همه اه مردم بی کس و کار از ذلت عاجزانه شان می ترسیم از واقعه ی خوردن و بردن هاشان ازچهره ی چندگانه شان می ترسیم از راست و ازدروغ شان بیزاریم ازنوحه و ازترانه شان می ترسیم از این همه لاف و قمپز توخالی از تیتر یک‌رسانه شان می ترسیم شد دجله پر از نیکی ما،کافی نیست؟ از من من و از بهانه شان می ترسیم چون طفل یتیم نیمه شب ترسیده ازسایه و از نشانه شان می ترسیم از اینکه بگویند نترسید شما از نقشه و راه چاره شان می ترسیم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/3/24 در ساعت : 1:40:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  75


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,844 | بازدید دیروز : 29,739 | بازدید کل : 133,719,232
logo-samandehi