ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🕊....وه چه دشوار است «آوینی» شدن! 🕊
در   عبور   از   روزهای   پر غبار
بیقرارم   ،   بیقرارم     ،    بیقرار

می سپارم راه و میگویم به خویش
بی چراغ راه ،ظلمات است پیش

سنگلاخی بس که گردیده ست راه
بیم آن دارم که در غلتم به چاه

کو چراغ افروز دستی یاوری؟
رهنمای صادقی ، روشنگری

مانده از ره خسته از خودخواهیم
مرشدی کو   تا     دهد آگاهیم ؟

مرشدی   کز عشق   آگاهم کند
معرفتمند   و     خدا خواهم کند

نان و نامم   بر تعهد   چیره شد
وای من    آیینه ی دل   تیره شد

کرد   شهرت    سلب مسوولیتم
محو   شد   یکباره      مقبولیتم

غوطه خوردم در یم بی دردها
با هنر کردم    نباید    کردها

مدح گفتم تا زر اندوزی کنم
یا که تأمین از هنر روزی کنم

راه باطل کرده ام طی سالها
لحظه ها بودید کاش ای سالها

شعرم از روح تعهد خالی است
خصم رااین مایۀ خوشحالی است

کو؟ کجا شد سالهای خوب جنگ
سالهای شعر رگبار و فشنگ

سالهای جبهه رفتنهای شعر
فصل منها گشتن من های شعر

سالهای با روایتهای فتح
در کنار «مرتضی» مولای فتح

سالهای کربلایی چون شدند؟
شعر گویان خدایی چون شدند؟

سالهای شعر حزب الله خواه
شب نشینی با بسیج و با سپاه

سالهای نوحه ی «آهنگران»
در شلمچه اعتکاف شاعران

کاش می شد در تمام لحظه ها
بود صادق مثل «سید مرتضی»

صاحب روح خدابینی شدن
وه چه دشوار است«آوینی»شدن

ای تمام عشق را مفهوم تو
همچو مولایت علی مظلوم تو

بی هنرها راه ما سد کرده اند
بد نه با ما با شما بد کرده اند

پاس ارزشهای ناب انقلاب
در هنر ، در شعر ، در هر بازتاب

«مرتضی» می خواهد ویاران او
در طریق فتح ، عمّاران او

«مرتضی» ای سیّد اهل قلم
می شود آیا که برداری علم؟

باز گردی و علمداری کنی
عاشقان خویش را یاری کنی

بهر تبیین کلام رهبری
کو هنر را داده روح برتری

ما تو را خواهیم یا همچون تویی
یافت اینجا میشود کم چون تویی

ما تو را خواهیم ای روح هنر
بحر توفانی است ای نوح هنر

***

کاش می شد در تمام لحظه ها
بود صادق مثل «سیّد مرتضی»

صاحب روح خدا بینی شدن
وه چه دشوار است«آوینی» شدن.

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/1/18 در ساعت : 22:22:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  166


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,660 | بازدید دیروز : 28,329 | بازدید کل : 135,234,193
logo-samandehi