ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آفتاب علی

دوباره بادِ صبا بویِ ماتم آورده
بساطِ گریه ی شب را فراهم آورده
خدا کند که فقط یاسِ زخمیِ مولا ...
نبیند این دمِ آخر علی کم آورده

"چرا که فاطمه بانویِ عشق و احساس ست
عجیب بر سرِ اشکِ حبیب حسّاس ست"

کدام فاطمه .. آیینه یِ خدا گستر
غرورِ حضرتِ حق که شکسته پشتِ دَر
یگانه دختِ نبی که به جُرمِ عشقِ علی ...
به دستِ بی صفتانِ سقیفه شد پَرپَر

" از این خدانشناسان دلِ ولی ریش ست
شمارِ دردِ علی از ستاره ها بیش ست "

علی .. همانکه دلش ذرّه ذرّه می سوزد
همانکه باید از این صحنه صبر آموزد
همان دلاورِ خیبر شکن که با حسرت ...
به دربِ خانه غریبانه چشم می دوزد !

"عدو اگر نکُشد .. غصّه می کُشد او را
چرا که پیشِ نگاهش زدند بانو را "

نگار بارِ سفر بست و سینه پُردرد است
میانِ دستِ علی .. دستِ فاطمه سَرد است
خدا نشان ندهد داغِ یار را به کسی ...
فراقِ فاطمه کابوسِ این اَبَرمرد است

" غروب می کند آهسته آفتابِ علی
ز دستِ یخ زده پیداست اضطرابِ علی"

مشامِ خانه پُر از عطرِ دلرباییِ اوست
مگر نه اینکه علی تا ابد هواییِ اوست
دلیلِ دلهره اش های و هویِ دشمن نیست
تمامِ دردِ علی .. ترسِ از جداییِ اوست

" نفس کشیدنِ زهرا عمیق تر شده است
گمان کنم که دگر موقعِ سفر شده است "

خلاصه فاطمه دل کند از آخرین نظرش ...
یکی در آن طرفِ کوچه بود منتظرش
امید ها همه همراهِ فاطمه رفتند
شبیهِ حمزه علی پاره پاره شد جگرش

" ستارگانِ شب از فرطِ غصّه خاموشند
فرشتگان پس از این تا ابد سیه پوشند"

انیسِ غربتِ حیدر از این سرا رفته
شریکِ گریه یِ محرابِ مرتضا رفته
خدا کند که نمیرد ز داغِ تنهایی ...
چرا که هستیِ او بی سر و صدا رفته

" کفن نمودنِ زهرا چقدْر دشوار است
تمامِ ذهنِ علی بینِ درب و دیوار است"
کلمات کلیدی این مطلب :  زهرا ، فاطمه ، علی ، داغ ، خیبر ، حسرت ، عشق ، مهران ساغری ،


   تاریخ ارسال  :   1399/10/28 در ساعت : 8:38:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  96


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی اکبر سلطانی
1399/10/30 در ساعت : 14:45:56
سلام و عرض ارادت جناب ساغری ...
عاالی بود ... اجرتان با مولا ...
ممنون بابت این سروده ی زیبایی که به اشتراک گذاشتین..
قلمتان بوسه باران ..♥♥
مهران ساغری
1399/11/1 در ساعت : 12:51:25
سلام علیکم ..ممنون از محبت شما
بازدید امروز : 16,562 | بازدید دیروز : 29,599 | بازدید کل : 128,811,943
logo-samandehi