ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: اختصاصی : انصاری نژاد به «شب خوانی شب بوها»می رود

۞ :: شعر آئینی و انقلاب، هم ریشه اند و نباید از هم تفکیک شوند

۞ :: گزیده شعر معاصر ایران در هندوستان منتشر شد

۞ :: سوگواره شعر فاطمی برگزار می‌شود

۞ :: اختصاصی :  نقد و بررسی «جشن یگانگی» مصطفی محدثی خراسانی

۞ :: یادداشت/ رضا اسماعیلی: از مقام معظم رهبری بیاموزیم

۞ :: مراسم اختتامیه جشنواره شعر و سرود کیش برگزار می شود.

۞ :: دیدار جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب اسلامی

۞ :: خبرگزاری مهر: شب شعر «همه برای فلسطین»

۞ :: برگزاری هشتمین محفل شعرخوانی جشنواره شعر فجر در خوزستان

۞ :: فریادهای یک شاعر بر سر «حکام لامروت نامهربان» عرب

۞ :: شب شعر «همه برای فلسطین» برگزار شد

۞ :: جشنواره شعر فجر نباید به برگزاری چند محفل و انتخاب کتاب شعر خلاصه شود

۞ :: کنگره سراسری شعر فاطمی در همدان برگزار شد/ رونمایی از کتاب «محجوب همدانی»

۞ :: تلاش برای گردآوری اشعار مفقود شده غلامرضا سازگار

۞ :: شعر انقلاب؛ در جاده فضای مجازی/ فرصت‌ها و تهدیدهای یک حضور

۞ :: برگزیدگان یازدهمین سوگوارۀ نواها و اشعار آئینی اعلام شد

۞ :: آخرین فرصت مهاجران افغانستان برای شرکت در جشنواره شعر فجر

۞ :: شب شعر فلسطین در حوزه هنری برگزار می‌شود

۞ :: محفل شعر فاطمی جشنواره بین المللی شعر فجر برگزار شد.



Share
خاطرات

261
خاطره ای از «نجمه زارع»
محدثه رضایی

روی تخته ای داده بود خوشنویسی کنند: «نجمه جون! دوستت داریم!» و نصب کرده بود توی دفتر انجمن شعر و ادب قم . این هدیه ای بود از طرف خودش به خودش. نه این که به محبت دیگران نیازی داشته باشد... وقتی کسی قدرت دوست داشتن و شناخت خودش را داشته باشد می تواند این را به دیگران هدیه کند!

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا...
جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دو تا...

وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا...

روز قرار اول و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا...

افتاد روی میز ورق های سرنوشت
فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دو تا...

کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کل بود و ما دو تا...
.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/9/21 در ساعت : 18:50:6      تعداد مشاهده ی این مطلب :    80

کسانی که این مقاله را می پسندند :


مصطفی معارف
1395/9/28 در ساعت : 14:26:34
وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا... بسیار زیبا بود بخصوص این بیت :



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی