ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: هجو جاهلیت مدرن و قبیله‌ای در پویش «هزار تیر هجا»

۞ :: سی‌وچهارمین نشست «كبوتران مسجد دوردست» برگزار شد

۞ :: دبیران علمی مهرواره شعر و داستان سوره تعیین شدند

۞ :: شب شعر آئینی«گلستانه» در روزهای پایانی رمضان

۞ :: مقالات و گفتگو درباره شعر امروز در تازه‌ترین کتاب مصطفی علی‌پور

۞ :: بهترین مدایح علوی از نظر محمدرضا شفیعی کدکنی

۞ :: اختصاصی : تمدیدفراخوان بیست و سومین جشنواره ملی شعر رضوی

۞ :: توجه مردم هندوستان به ادبیات دفاع مقدس در سال‌های اخیر

۞ :: فراخوان سراسری شعر «رقص شمشیر جاهلی» اعلام شد

۞ :: درباره شعر و شاعری «محمود اکرامی فر»

۞ :: یادداشت/ رضا اسماعیلی: چرخه وارونه و معیوب تولید شعر آیینی

۞ :: در آیین رونمایی ترجمه كتاب «هیروشیما طور دیگری زیباست» عنوان شد:

۞ :: سعیدی راد در گفت‌وگو با فارس: سایت پارسی‌زبانان مورد توجه رهبر انقلاب

۞ :: رهبر انقلاب در دیدار جمعی از شعرا در شام میلاد امام حسن مجتبی علیه‌السلام

۞ :: برگزاری مراسم سالگرد درگذشت حمید سبزواری در زادگاهش

۞ :: اظهار تعجب استاد هندی از توجه رهبری به شعر

۞ :: روایت سعیدی‌راد از دیدار شاعران با مقام معظم رهبری

۞ :: روایت شاعر جوان از دیدارهای نیمه رمضان

۞ :: در آستانه دیدار شاعران با رهبر انقلاب

۞ :: قزوه در گفت‌وگو با فارس خبر داد



Share
خاطرات

261
خاطره ای از «نجمه زارع»
محدثه رضایی

روی تخته ای داده بود خوشنویسی کنند: «نجمه جون! دوستت داریم!» و نصب کرده بود توی دفتر انجمن شعر و ادب قم . این هدیه ای بود از طرف خودش به خودش. نه این که به محبت دیگران نیازی داشته باشد... وقتی کسی قدرت دوست داشتن و شناخت خودش را داشته باشد می تواند این را به دیگران هدیه کند!

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا...
جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دو تا...

وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا...

روز قرار اول و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا...

افتاد روی میز ورق های سرنوشت
فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دو تا...

کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کل بود و ما دو تا...
.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/9/21 در ساعت : 18:50:6      تعداد مشاهده ی این مطلب :    124

کسانی که این مقاله را می پسندند :


مصطفی معارف
1395/9/28 در ساعت : 14:26:34
وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا... بسیار زیبا بود بخصوص این بیت :



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی