ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: عاشقانه‌های یک شاعر در «سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی»

۞ :: مراسم تشییع «فیروز زنوزی جلالی» احتمالاً پنجشنبه برگزار می‌شود

۞ :: «فیروز زنوزی جلالی» درگذشت

۞ :: تازه‌ترین سروده هوشمندنژاد به مناسبت مبعث نبی اکرم(ص)

۞ :: رضا اسماعیلی: سعدی بدون بهره گیری از تصویر، جان و جهان مخاطب را تسخیر می کند

۞ :: نکوداشت کیومرث منشی‌زاده برگزار می‌شود

۞ :: میهن بهرامی درگذشت

۞ :: یادی از روانشاد احمد زارعی درنگی بر بی رنگی

۞ :: آلبوم موسیقایی «دوراهی» رونمایی شد

۞ :: اختصاصی : شعر مدرن امروز کره جنوبی4/ ترجمه شعری از «کو اون»

۞ :: استاد اسماعیل حاکمی دار فانی را وداع گفت

۞ :: مستشار نظامی با «همه تو» به نمایشگاه کتاب می‌آید

۞ :: خبرگزاری قرآن: شعر جدید رضا اسماعیلی به مناسبت روز بزرگداشت سعدی

۞ :: اختصاصی : نشست ادبی طراوت غزل از سعدی تا امروز برگزار می شود.

۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت ارسال اثر به کنگره سراسری شعر شهید سید علی اندرزگو تا 15 ام اردیبهشت ماه

۞ :: ​رونمایی از پایگاه تخصصی نقد شعر

۞ :: کیومرث منشی‌زاده درگذشت

۞ :: یادداشت / «چه گفتن» یا «چگونه گفتن»؟شعر امروز به کدام سمت می‌رود؟

۞ :: محمد مهدی عبدالهی با «شکوفه های شبانگاه» در نمایشگاه کتاب

۞ :: اختصاصی : شعر مدرن امروز کره جنوبی3/ ترجمه شعری از «کو اون»



Share
خاطرات

261
خاطره ای از «نجمه زارع»
محدثه رضایی

روی تخته ای داده بود خوشنویسی کنند: «نجمه جون! دوستت داریم!» و نصب کرده بود توی دفتر انجمن شعر و ادب قم . این هدیه ای بود از طرف خودش به خودش. نه این که به محبت دیگران نیازی داشته باشد... وقتی کسی قدرت دوست داشتن و شناخت خودش را داشته باشد می تواند این را به دیگران هدیه کند!

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا...
جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دو تا...

وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا...

روز قرار اول و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا...

افتاد روی میز ورق های سرنوشت
فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دو تا...

کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کل بود و ما دو تا...
.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/9/21 در ساعت : 18:50:6      تعداد مشاهده ی این مطلب :    104

کسانی که این مقاله را می پسندند :


مصطفی معارف
1395/9/28 در ساعت : 14:26:34
وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت
تصدیق گفته های "هگل" بود و ما دو تا... بسیار زیبا بود بخصوص این بیت :



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی