ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: در نشست بررسی سیر تحول اشعار حسنا محمدزاده مطرح شد

۞ :: خبرگزاری تسنیم: «بهار سرخ»؛ سروده اسماعیلی در باره شهید راست ‌قامت حرم «محسن حججی»

۞ :: چهارمین کنگره بین‌المللی شعر حوزه با دو موضوع ویژه فراخوان داد

۞ :: اختصاصی : بررسی کارنامه ادبی حسنا محمدزاده در فرهنگ سرای بهمن

۞ :: اختصاصی : سروده های شاعران تقدیم به شهید محسن حججی

۞ :: اختصاصی : فراخوان کنگره شعر (رباعی) به مناسبت شهادت شهید محسن حججی

۞ :: اختتامیه هفتمین جشنواره سراسری شعر بسیج / قم

۞ :: اختصاصی : همه شاعران باید این گفتگو را بخوانند.

۞ :: عصرانه ادبی خبرگزاری فارس به یاد شهید «جعفر نجاتی» برگزار می‌شود

۞ :: ششمین جشنواره بین‌المللی شعر «دوباره غدیر» فراخوان داد

۞ :: رونمایی از مجموعه شعر رضوی«از سمت سناباد» در کنگره ادبی شاهچراغ

۞ :: پیکر زنده یاد غلام رضا شکوهی در مشهد تشییع شد

۞ :: تصنیف‌های نایاب محمد قهرمان منتشر شد

۞ :: «مهدی تقی‌نژاد» به عصرانه ادبی خبرگزاری فارس می‌آید

۞ :: میراث عارف قزوینی بررسی می‌شود

۞ :: یادداشت رضا اسماعیلی در گرامیداشت مرحوم «غلامرضا شکوهی»

۞ :: یادداشت محمد مهدی عبدالهی: اشعار «غلامرضا شکوهی» مثل آیینه زلال و صاف بود

۞ :: امیری‌اسفندقه: شعرهای ماندگار ادبیات فارسی آیینی است

۞ :: این فاجعه به این زودی‌ها جبران‌پذیر نیست

۞ :: پیکر مرحوم «غلامرضا شکوهی» به مشهد منتقل شد



Share
خاطرات

259
مبادا روی لاله پا گذاریم
بازنویسی: سیدحبیب حبیب‌پور

محمدحسین قانعی خاطره‌ای از شعر معروف قیصر امین‌پور دارد که سیدحبیب حبیب‌پور آن را بازنویسی کرده است.
محمدحسین قانعی می‌گوید: «در یکی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در جمع تعدادی از هنرمندان از جمله شادروان دکتر قیصر امین‌پور، شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی، در امور تربیتی شهرستان دزفول نشسته بودیم و بوی رنگ و گواش و پارچه‌های خطاطی در اتاق پراکنده بود.
یکی از هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله‌ای به زیبایی تمام با رنگ قرمز نقاشی می‌شد. او پس از تکمیل نقاشی‌اش رو به قیصر کرد و گفت: آیا می‌شود برای این تصویر شعری بسرایید؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی‌های زیبای شما را می‌طلبد. قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت: شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست، باز کنی و روان شود. باید جرقه‌ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد.
نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم که ناگهان باد کاغذ نقاشی‌شده را بر زمین انداخت. در همان لحظه یکی از بچه‌ها که در حال گذر بود، متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت. نقش کفش و شیارهای پر از خاک روی لاله و بال سیمرغ نقش بست. صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین‌پور و با ناراحتی گفت: اگر شما برای این اثر ارزش قائل بودید، این‌گونه نمی‌شد.
قیصر هم که از این حادثه ناراحت شده بود، مکثی کرد و همان‌جا این دو بیتی معروف خود را فی‌البداهه بر زبان جاری ساخت که:

مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم»

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/8/8 در ساعت : 9:46:2      تعداد مشاهده ی این مطلب :    251

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی