ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: پنجمین کنگره بین المللی «عرس بیدل» برگزار می‌شود

۞ :: «۶۴۱۰ روز تنهایی» سروده پونه نیکوی بررسی شد

۞ :: از «نیما یوشیج» تا «فاضل نظری» در سنت پترزبورگ

۞ :: رضا اسماعیلی و بایدها و نبایدهای شعر هیئت

۞ :: «۶۴۱۰ روز تنهایی» سروده پونه نیکوی بررسی می‌شود

۞ :: یادداشت و نقدی بر دفتر غزلھای«صبح بنارس» علیرضا قزوه

۞ :: اسماعیلی: مضامین ناب در حوزه شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به حاشیه رفته است

۞ :: اختصاصی : چاپ گزیده اشعار «واعظ قزوینی» به اهتمام محمدحسین انصاری نژاد

۞ :: سفر «دختران حوا» به کشور همسایه

۞ :: آیت‌الله خامنه‌ای در حوزه شعر بسیار متبحرند.

۞ :: دومین جشنواره «نبض واژه‌ها» فراخوان داد

۞ :: در آستانه دومین سالروز درگذشت مرحوم حمید سبزواری

۞ :: شعر عاشقانه در برزخ «صورت‌پرستی»

۞ :: شب شعری به یاد مردم مقاوم لبنان؛ انس شاعر با جبهه مقاومت لازمه اثرگذاری شعر اوست

۞ :: فراخوان دومین کنگره ملی «ترنم حماسه»

۞ :: شب شعر بین‌المللی «تهران بیروت» برگزار می‌شود

۞ :: برشی از دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب اسلامی : رهبر انقلاب و نقد حرفه‌ای شعر

۞ :: شب شعر «در سوگ خورشید» برگزار می‌شود

۞ :: یادداشت رضا اسماعیلی از دیدار شاعران با رهبر انقلاب

۞ :: شاعران نخستین گروهی بودند که با رهبری بیعت کردند



Share
خاطرات

259
مبادا روی لاله پا گذاریم
بازنویسی: سیدحبیب حبیب‌پور

محمدحسین قانعی خاطره‌ای از شعر معروف قیصر امین‌پور دارد که سیدحبیب حبیب‌پور آن را بازنویسی کرده است.
محمدحسین قانعی می‌گوید: «در یکی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در جمع تعدادی از هنرمندان از جمله شادروان دکتر قیصر امین‌پور، شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی، در امور تربیتی شهرستان دزفول نشسته بودیم و بوی رنگ و گواش و پارچه‌های خطاطی در اتاق پراکنده بود.
یکی از هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله‌ای به زیبایی تمام با رنگ قرمز نقاشی می‌شد. او پس از تکمیل نقاشی‌اش رو به قیصر کرد و گفت: آیا می‌شود برای این تصویر شعری بسرایید؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی‌های زیبای شما را می‌طلبد. قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت: شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست، باز کنی و روان شود. باید جرقه‌ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد.
نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم که ناگهان باد کاغذ نقاشی‌شده را بر زمین انداخت. در همان لحظه یکی از بچه‌ها که در حال گذر بود، متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت. نقش کفش و شیارهای پر از خاک روی لاله و بال سیمرغ نقش بست. صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین‌پور و با ناراحتی گفت: اگر شما برای این اثر ارزش قائل بودید، این‌گونه نمی‌شد.
قیصر هم که از این حادثه ناراحت شده بود، مکثی کرد و همان‌جا این دو بیتی معروف خود را فی‌البداهه بر زبان جاری ساخت که:

مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم»

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/8/8 در ساعت : 9:46:2      تعداد مشاهده ی این مطلب :    502

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی