ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: اختتامیه ششمین کنگره شعر فرهنگیاران پاسدار برگزار شد

۞ :: اختصاصی : یک ماه یک کتاب، با مروری بر آثار نغمه مستشار نظامی

۞ :: شاعران کشور از مشفق کاشانی و احمد زارعی می‌گویند

۞ :: موسی بیدج مطرح کرد: چشم‌انداز ادبیات فارسی در جهان عرب ترسیم شود

۞ :: کتاب «شعر مدرن ایران» در هند رونمایی شد

۞ :: دکتر علیرضا قزوه: شعر ثروت اصلی کشورهای فارسی زبان است

۞ :: مضامین آیینی همواره در شعر شاعران انقلاب بوده است

۞ :: «هفته هنر انقلاب» میزبان شعر و داستان انقلاب شد

۞ :: دعوت از شاعران و اهالی موسیقی برای ساخت سرود چهل سالگی انقلاب

۞ :: تشریح جزئیات برگزاری کنگره در روز‌های 26 و 27 دی ماه

۞ :: «محمدحسین انصاری‌نژاد» به اخوانیه سرایی رونقی دوباره بخشید

۞ :: تازه‌ترین سروده افشین علاء: فساد! آن که کشد مُلک را به ویرانی

۞ :: جواد محقق دبیر علمی دوازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر شد

۞ :: امروز بیش از هر روزگاری نیاز به پرورش استعدادها داریم

۞ :: فراخوان هفتمین دوره «آفتابگردان‌ها» منتشر شد

۞ :: شعر انقلاب با شعارهای انقلاب همسو باشد

۞ :: نامزدهای بخش شعر جشنواره کتاب کودک و نوجوان معرفی شد

۞ :: شعر اعتراض همیشه دوشادوش شعر عاشقانه بوده است

۞ :: ۲۴ رباعی برای مردم ایران: در دولت «عدل»، حال ملت خوب است

۞ :: داوران هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب معرفی شدند



Share
خاطرات

259
مبادا روی لاله پا گذاریم
بازنویسی: سیدحبیب حبیب‌پور

محمدحسین قانعی خاطره‌ای از شعر معروف قیصر امین‌پور دارد که سیدحبیب حبیب‌پور آن را بازنویسی کرده است.
محمدحسین قانعی می‌گوید: «در یکی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در جمع تعدادی از هنرمندان از جمله شادروان دکتر قیصر امین‌پور، شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی، در امور تربیتی شهرستان دزفول نشسته بودیم و بوی رنگ و گواش و پارچه‌های خطاطی در اتاق پراکنده بود.
یکی از هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله‌ای به زیبایی تمام با رنگ قرمز نقاشی می‌شد. او پس از تکمیل نقاشی‌اش رو به قیصر کرد و گفت: آیا می‌شود برای این تصویر شعری بسرایید؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی‌های زیبای شما را می‌طلبد. قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت: شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست، باز کنی و روان شود. باید جرقه‌ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد.
نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم که ناگهان باد کاغذ نقاشی‌شده را بر زمین انداخت. در همان لحظه یکی از بچه‌ها که در حال گذر بود، متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت. نقش کفش و شیارهای پر از خاک روی لاله و بال سیمرغ نقش بست. صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین‌پور و با ناراحتی گفت: اگر شما برای این اثر ارزش قائل بودید، این‌گونه نمی‌شد.
قیصر هم که از این حادثه ناراحت شده بود، مکثی کرد و همان‌جا این دو بیتی معروف خود را فی‌البداهه بر زبان جاری ساخت که:

مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم»

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/8/8 در ساعت : 9:46:2      تعداد مشاهده ی این مطلب :    369

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی