ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: دبیران ادوار گذشته شعر «فجر» گردهم می‌آیند

۞ :: «هفت شهر عشق» مجموعه شعر زنان پارسی‌گو

۞ :: راه حل رفع کتاب‌نخوانی، برداشتن حمایت‌های دولتی از کتاب است

۞ :: دکتر علیرضا قزوه: امسال با حضور محمدکاظم کاظمی جشنواره شعر فجر موفق خواهد بود.

۞ :: اختصاصی : چاپ دوم مجموعه شعر «طعم خوش بوسه‌های باران»، سروده ناصر عرفانیان

۞ :: اختصاصی :  اشک های شاعران بر خرابه های پلاسکو

۞ :: «عصر شعر فتح‌نامه حلب» برگزار شد

۞ :: سومین جشنواره شعر دانشجویی انقلاب اسلامی فراخوان داد

۞ :: به انگیزه دومین سالگشت درگذشت استاد مشفق کاشانی

۞ :: برنده جایزه «تی‌.اس الیوت» معرفی شد

۞ :: محفل شعر «فتح نامه حلب» برگزار می‌شود

۞ :: سی‌ودومین «شب شاعر» برگزار شد

۞ :: سوگواره «شعر کبود» فراخوان داد

۞ :: شعرخوانی ۶۰ شاعر و تجلیل از پیشکسوتان شعر انقلاب

۞ :: مهلت ارسال آثار به دبیرخانه کنگره ملی شعر کتاب تمدید شد

۞ :: اختصاصی : جشنواره شعر و سرود کیش برگزار می شود.

۞ :: نشست خبری سومین دوره از #شب_های_شعر_انقلاب اسلامی، فردا دوشنبه

۞ :: یازدهمین جشنواره شعر فجر فراخوان داد

۞ :: سی و دومین «شب شاعر» از حمید شکارسری تجلیل می‌کند

۞ :: رحماندوست در دانشگاه ذاکر حسین دهلی‌نو



Share
خاطرات

259
مبادا روی لاله پا گذاریم
بازنویسی: سیدحبیب حبیب‌پور

محمدحسین قانعی خاطره‌ای از شعر معروف قیصر امین‌پور دارد که سیدحبیب حبیب‌پور آن را بازنویسی کرده است.
محمدحسین قانعی می‌گوید: «در یکی از روزهای آغازین جنگ تحمیلی در جمع تعدادی از هنرمندان از جمله شادروان دکتر قیصر امین‌پور، شاعر و نویسنده متعهد و انقلابی، در امور تربیتی شهرستان دزفول نشسته بودیم و بوی رنگ و گواش و پارچه‌های خطاطی در اتاق پراکنده بود.
یکی از هنرمندان مشغول کشیدن طرحی بود که در آن بال سیمرغی با رنگ آبی و در کنار آن لاله‌ای به زیبایی تمام با رنگ قرمز نقاشی می‌شد. او پس از تکمیل نقاشی‌اش رو به قیصر کرد و گفت: آیا می‌شود برای این تصویر شعری بسرایید؟ آخر این طرح یکی از آن دو بیتی‌های زیبای شما را می‌طلبد. قیصر با همان تواضع و ادب همیشگی و با اندکی شوخی گفت: شعر و مطلب شیر آب نیست که هر موقع دلت خواست، باز کنی و روان شود. باید جرقه‌ای در ذهن زده شود و اصولأ راز ماندگاری شعر در همین مسأله نهفته است که تا لطف و مدد الهی و الهامی صورت نگیرد، شعر ماندگاری نیز آفریده نخواهد شد.
نقاش طرح خود را روی میز گذاشت و هر یک به کاری مشغول بودیم که ناگهان باد کاغذ نقاشی‌شده را بر زمین انداخت. در همان لحظه یکی از بچه‌ها که در حال گذر بود، متوجه نشد و پایش بر روی نقاشی رفت. نقش کفش و شیارهای پر از خاک روی لاله و بال سیمرغ نقش بست. صاحب اثر آن را برداشت و رو به قیصر امین‌پور و با ناراحتی گفت: اگر شما برای این اثر ارزش قائل بودید، این‌گونه نمی‌شد.
قیصر هم که از این حادثه ناراحت شده بود، مکثی کرد و همان‌جا این دو بیتی معروف خود را فی‌البداهه بر زبان جاری ساخت که:

مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم»

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/8/8 در ساعت : 9:46:2      تعداد مشاهده ی این مطلب :    95

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی