ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: تسنیم: سروده‌هایی از شاعران به مناسبت آزادسازی خرمشهر

۞ :: سی و ششمین «شب شاعر» برگزار شد

۞ :: شاعران برگزیده «ترنم حماسه» معرفی شدند

۞ :: مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در کیش برگزار شد

۞ :: رضا اسماعیلی در گفتگو با خبرگزاری قرآن: زبان فارسی زبان علم، ادب، فرهنگ و اندیشه است

۞ :: اختصاصی : آئین اختتامیه نخستین کنگره ملی شعر "ترنم حماسه"

۞ :: شعر آیینی در عصر حاضر حماسه بزرگی ایجاد كرده است

۞ :: تجلیل از حمید سبزواری در اختتامیه «ترنم حماسه»

۞ :: محسن مومنی:زبان فارسی، زبان انقلاب اسلامی است

۞ :: زندگی و شعر غلامرضا قدسی با حاشیه‌هایی از رهبر انقلاب منتشر شد

۞ :: اختتامیه جشنواره طنز سوره 31 اردیبهشت ماه برگزار می‌شود

۞ :: یادداشت رضا اسماعیلی به مناسبت 28 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری

۞ :: اختصاصی : حمایت بیش از 250 نویسنده و شاعر از حجت‌الاسلام رئیسی+اسامی

۞ :: نماهنگ «خلیج فارس» با سروده‌ای از انصاری‌نژاد

۞ :: حمایت شاعران متعهد از حجت‌الاسلام رئیسی

۞ :: «آخرین غزل» سروده شد

۞ :: درنگی در اشعار سیدحسن حسینی نمایش هنرمندانه جهان شاعرانه

۞ :: نشست عصری با کتاب در خبرگزاری فارس برگزار شد

۞ :: پرورش جنبه‌های غنایی در شعر معاصر افغانستان

۞ :: سوره مهر در ادبیات انقلاب و دفاع مقدس حرف اول را می‌زند



Share
خاطرات

248
شاعران بی ادعا
زکریا اخلاقی

به مدت 2 ماه در کسوت روحانیت در جبهه حضور داشتم که مربوط به سال های 61 و 67 است.
در آن سال ها به عنوان شاعر چندین دفعه در استان های مرزی کشور مثل خوزستان و کرمانشاه، که حال و هوای جنگ در آنجا لمس می شد، حضور داشتم و در شب های شعری که در این مناطق ترتیب داده می شد به شعر خوانی می پرداختم.
شب های شعری که در این مناطق بر پا می شد حس و حال عجیب و خاصی داشت. سالن پر از جمعیت می شد و مردم با شور و حس خاصی در این برنامه شرکت می کردند. گاهی رزمنده ها را از جبهه به شهر می آوردند تا در این جلسات شرکت داشته باشند و حتی رزمنده هایی که خود دست به قلم بودند و شعر می سرودند به اجرای برنامه می پرداختند. که به نظر من نقش مهمی را هم برای روحیه دادن به رزمنده ها و هم برای خانواده هایی که در شهرهای مرزی به نوعی با جنگ دست و پنجه نرم می کردند ،ایفا می کرد .
حضور در این شعر خوانی ها ، زیباترین خاطرات را برای ما آفرید که هرگز حال و هوای خاصی که آن روزها داشتیم، فراموش شدنی نیست.جلسات شعر خوانی در نهایت سادگی و در عین حال پر شور برگزار می شد. ما با اتوبوس به آن مناطق اعزام می شدیم که یادم هست حتی یک بار تمام راه را روی بوفه در عقب ماشین با چند تا از دوستان بودیم . محل اسکان ما هم بیشتر پادگان های شهر و مقرهای رزمندگان بود و شب ها پتوهای ارتش را در اختیارمان قرار می دادند . همه چیز بسیجی وار و در نهایت سادگی بود. ولی با تمام این اوصاف و شرایطی که وجود داشت، لحظه های بسیار زیبا و پر شوری را در کنار هم تجربه می کردیم که دیگر آن لحظات و روزها تکرار نشدند.
حتی یادم هست یک بار در اهواز شعر خوانی داشتیم و ما با لباس بسیجی که در اختیارمان قرار داده بودند به اجرای برنامه پرداختیم. آن روزها ما واقعا با عشق و شوق در برنامه ها ی شعر خوانی شرکت داشتیم وحضور در این جلسات را تکلیفی برای خود می دانستیم .


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/2/26 در ساعت : 23:17:34      تعداد مشاهده ی این مطلب :    213

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی