ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: «هفت شهر عشق» مجموعه شعر زنان پارسی‌گو

۞ :: راه حل رفع کتاب‌نخوانی، برداشتن حمایت‌های دولتی از کتاب است

۞ :: دکتر علیرضا قزوه: امسال با حضور محمدکاظم کاظمی جشنواره شعر فجر موفق خواهد بود.

۞ :: اختصاصی : چاپ دوم مجموعه شعر «طعم خوش بوسه‌های باران»، سروده ناصر عرفانیان

۞ :: اختصاصی :  اشک های شاعران بر خرابه های پلاسکو

۞ :: «عصر شعر فتح‌نامه حلب» برگزار شد

۞ :: سومین جشنواره شعر دانشجویی انقلاب اسلامی فراخوان داد

۞ :: به انگیزه دومین سالگشت درگذشت استاد مشفق کاشانی

۞ :: برنده جایزه «تی‌.اس الیوت» معرفی شد

۞ :: محفل شعر «فتح نامه حلب» برگزار می‌شود

۞ :: سی‌ودومین «شب شاعر» برگزار شد

۞ :: سوگواره «شعر کبود» فراخوان داد

۞ :: شعرخوانی ۶۰ شاعر و تجلیل از پیشکسوتان شعر انقلاب

۞ :: مهلت ارسال آثار به دبیرخانه کنگره ملی شعر کتاب تمدید شد

۞ :: اختصاصی : جشنواره شعر و سرود کیش برگزار می شود.

۞ :: نشست خبری سومین دوره از #شب_های_شعر_انقلاب اسلامی، فردا دوشنبه

۞ :: یازدهمین جشنواره شعر فجر فراخوان داد

۞ :: سی و دومین «شب شاعر» از حمید شکارسری تجلیل می‌کند

۞ :: رحماندوست در دانشگاه ذاکر حسین دهلی‌نو

۞ :: مصطفی محدثی خراسانی:حمیدرضا شکارسری؛ مشعلدار رستگاری شعرجوان



Share
خاطرات

248
شاعران بی ادعا
زکریا اخلاقی

به مدت 2 ماه در کسوت روحانیت در جبهه حضور داشتم که مربوط به سال های 61 و 67 است.
در آن سال ها به عنوان شاعر چندین دفعه در استان های مرزی کشور مثل خوزستان و کرمانشاه، که حال و هوای جنگ در آنجا لمس می شد، حضور داشتم و در شب های شعری که در این مناطق ترتیب داده می شد به شعر خوانی می پرداختم.
شب های شعری که در این مناطق بر پا می شد حس و حال عجیب و خاصی داشت. سالن پر از جمعیت می شد و مردم با شور و حس خاصی در این برنامه شرکت می کردند. گاهی رزمنده ها را از جبهه به شهر می آوردند تا در این جلسات شرکت داشته باشند و حتی رزمنده هایی که خود دست به قلم بودند و شعر می سرودند به اجرای برنامه می پرداختند. که به نظر من نقش مهمی را هم برای روحیه دادن به رزمنده ها و هم برای خانواده هایی که در شهرهای مرزی به نوعی با جنگ دست و پنجه نرم می کردند ،ایفا می کرد .
حضور در این شعر خوانی ها ، زیباترین خاطرات را برای ما آفرید که هرگز حال و هوای خاصی که آن روزها داشتیم، فراموش شدنی نیست.جلسات شعر خوانی در نهایت سادگی و در عین حال پر شور برگزار می شد. ما با اتوبوس به آن مناطق اعزام می شدیم که یادم هست حتی یک بار تمام راه را روی بوفه در عقب ماشین با چند تا از دوستان بودیم . محل اسکان ما هم بیشتر پادگان های شهر و مقرهای رزمندگان بود و شب ها پتوهای ارتش را در اختیارمان قرار می دادند . همه چیز بسیجی وار و در نهایت سادگی بود. ولی با تمام این اوصاف و شرایطی که وجود داشت، لحظه های بسیار زیبا و پر شوری را در کنار هم تجربه می کردیم که دیگر آن لحظات و روزها تکرار نشدند.
حتی یادم هست یک بار در اهواز شعر خوانی داشتیم و ما با لباس بسیجی که در اختیارمان قرار داده بودند به اجرای برنامه پرداختیم. آن روزها ما واقعا با عشق و شوق در برنامه ها ی شعر خوانی شرکت داشتیم وحضور در این جلسات را تکلیفی برای خود می دانستیم .


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/2/26 در ساعت : 23:17:34      تعداد مشاهده ی این مطلب :    156

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی