ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: سی‌وچهارمین نشست «كبوتران مسجد دوردست» برگزار شد

۞ :: دبیران علمی مهرواره شعر و داستان سوره تعیین شدند

۞ :: شب شعر آئینی«گلستانه» در روزهای پایانی رمضان

۞ :: مقالات و گفتگو درباره شعر امروز در تازه‌ترین کتاب مصطفی علی‌پور

۞ :: بهترین مدایح علوی از نظر محمدرضا شفیعی کدکنی

۞ :: اختصاصی : تمدیدفراخوان بیست و سومین جشنواره ملی شعر رضوی

۞ :: توجه مردم هندوستان به ادبیات دفاع مقدس در سال‌های اخیر

۞ :: فراخوان سراسری شعر «رقص شمشیر جاهلی» اعلام شد

۞ :: درباره شعر و شاعری «محمود اکرامی فر»

۞ :: یادداشت/ رضا اسماعیلی: چرخه وارونه و معیوب تولید شعر آیینی

۞ :: در آیین رونمایی ترجمه كتاب «هیروشیما طور دیگری زیباست» عنوان شد:

۞ :: سعیدی راد در گفت‌وگو با فارس: سایت پارسی‌زبانان مورد توجه رهبر انقلاب

۞ :: رهبر انقلاب در دیدار جمعی از شعرا در شام میلاد امام حسن مجتبی علیه‌السلام

۞ :: برگزاری مراسم سالگرد درگذشت حمید سبزواری در زادگاهش

۞ :: اظهار تعجب استاد هندی از توجه رهبری به شعر

۞ :: روایت سعیدی‌راد از دیدار شاعران با مقام معظم رهبری

۞ :: روایت شاعر جوان از دیدارهای نیمه رمضان

۞ :: در آستانه دیدار شاعران با رهبر انقلاب

۞ :: قزوه در گفت‌وگو با فارس خبر داد

۞ :: در آیین رونمایی از آثار مجتبی رحماندوست به زبان اردو عنوان شد



Share
خاطرات

248
شاعران بی ادعا
زکریا اخلاقی

به مدت 2 ماه در کسوت روحانیت در جبهه حضور داشتم که مربوط به سال های 61 و 67 است.
در آن سال ها به عنوان شاعر چندین دفعه در استان های مرزی کشور مثل خوزستان و کرمانشاه، که حال و هوای جنگ در آنجا لمس می شد، حضور داشتم و در شب های شعری که در این مناطق ترتیب داده می شد به شعر خوانی می پرداختم.
شب های شعری که در این مناطق بر پا می شد حس و حال عجیب و خاصی داشت. سالن پر از جمعیت می شد و مردم با شور و حس خاصی در این برنامه شرکت می کردند. گاهی رزمنده ها را از جبهه به شهر می آوردند تا در این جلسات شرکت داشته باشند و حتی رزمنده هایی که خود دست به قلم بودند و شعر می سرودند به اجرای برنامه می پرداختند. که به نظر من نقش مهمی را هم برای روحیه دادن به رزمنده ها و هم برای خانواده هایی که در شهرهای مرزی به نوعی با جنگ دست و پنجه نرم می کردند ،ایفا می کرد .
حضور در این شعر خوانی ها ، زیباترین خاطرات را برای ما آفرید که هرگز حال و هوای خاصی که آن روزها داشتیم، فراموش شدنی نیست.جلسات شعر خوانی در نهایت سادگی و در عین حال پر شور برگزار می شد. ما با اتوبوس به آن مناطق اعزام می شدیم که یادم هست حتی یک بار تمام راه را روی بوفه در عقب ماشین با چند تا از دوستان بودیم . محل اسکان ما هم بیشتر پادگان های شهر و مقرهای رزمندگان بود و شب ها پتوهای ارتش را در اختیارمان قرار می دادند . همه چیز بسیجی وار و در نهایت سادگی بود. ولی با تمام این اوصاف و شرایطی که وجود داشت، لحظه های بسیار زیبا و پر شوری را در کنار هم تجربه می کردیم که دیگر آن لحظات و روزها تکرار نشدند.
حتی یادم هست یک بار در اهواز شعر خوانی داشتیم و ما با لباس بسیجی که در اختیارمان قرار داده بودند به اجرای برنامه پرداختیم. آن روزها ما واقعا با عشق و شوق در برنامه ها ی شعر خوانی شرکت داشتیم وحضور در این جلسات را تکلیفی برای خود می دانستیم .


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1395/2/26 در ساعت : 23:17:34      تعداد مشاهده ی این مطلب :    224

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی