ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: رضا اسماعیلی و بایدها و نبایدهای شعر هیئت

۞ :: «۶۴۱۰ روز تنهایی» سروده پونه نیکوی بررسی می‌شود

۞ :: یادداشت و نقدی بر دفتر غزلھای«صبح بنارس» علیرضا قزوه

۞ :: اسماعیلی: مضامین ناب در حوزه شعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به حاشیه رفته است

۞ :: اختصاصی : چاپ گزیده اشعار «واعظ قزوینی» به اهتمام محمدحسین انصاری نژاد

۞ :: سفر «دختران حوا» به کشور همسایه

۞ :: آیت‌الله خامنه‌ای در حوزه شعر بسیار متبحرند.

۞ :: دومین جشنواره «نبض واژه‌ها» فراخوان داد

۞ :: در آستانه دومین سالروز درگذشت مرحوم حمید سبزواری

۞ :: شعر عاشقانه در برزخ «صورت‌پرستی»

۞ :: شب شعری به یاد مردم مقاوم لبنان؛ انس شاعر با جبهه مقاومت لازمه اثرگذاری شعر اوست

۞ :: فراخوان دومین کنگره ملی «ترنم حماسه»

۞ :: شب شعر بین‌المللی «تهران بیروت» برگزار می‌شود

۞ :: برشی از دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب اسلامی : رهبر انقلاب و نقد حرفه‌ای شعر

۞ :: شب شعر «در سوگ خورشید» برگزار می‌شود

۞ :: یادداشت رضا اسماعیلی از دیدار شاعران با رهبر انقلاب

۞ :: شاعران نخستین گروهی بودند که با رهبری بیعت کردند

۞ :: یادداشت سعیدی‌راد از دیدار شاعران با رهبر انقلاب

۞ :: «حسن اجتهادی» شاعر کازرونی درگذشت

۞ :: پیام معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد برای درگذشت«ناصر یمین مردوخی کردستانی» شاعر، روزنامه نگار و پیشکسوت مطبوعاتی



Share
خاطرات

245
خاطره ای از اخوان ثالث
سید محمود سجادی

آن دوره‌ای که مهدی اخوان ثالث به تلویزیون آبادان آمده بود و یک برنامه زیبا و پرمخاطب به نام «پنجره‌ای بر باغ پر درخت شعر فارسی» اجرا و اداره می‌کرد ، من مرتب به دیدارش می رفتم . ایشان هفته‌ای یک بار این برنامه را در تلویزیون اجرا می‌کرد.
خانه ایشان در کوی آریا جایی در بین خرمشهر و آبادان بود که من کرارا خدمت ایشان می‌رسیدم. اغلب تنها بود. یک بلبل و چند تا گربه داشت و تعدادی از کتاب‌هایش را هم آورده بود. زندگی شاعرانه‌ای داشت.
یک بار ایشان زنگ زد به من و گفت : می‌خواهم بروم تهران، می‌توانی برایم بلیت قطار بگیری؟ من هم دو تا بلیت گرفتم و تا تهران هم ‌کوپه بودیم. به من فرمود نامزدی دخترم «لاله» است. فردای آن روز من رفتم روزنامه کیهان پیش دوستم «بهرام داوری». آنجا نشسته بودم که ناگهان خبر آمد «لاله اخوان ثالث» دختر مهدی اخوان‌ثالث در کنار نامزدش در رودخانه کرج غرق شد ! من با ناراحتی با آقای سپانلو جهت عرض تسلیت به خانه‌شان رفتیم. آقای حقوقی هم از اصفهان آمده بود و جمعی از شاعران بزرگ معاصر که برای بزرگداشت دختر آقای اخوان‌ثالث گرد آمده بودند.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1394/12/8 در ساعت : 19:52:52      تعداد مشاهده ی این مطلب :    347

کسانی که این مقاله را می پسندند :


الهه تاجیکزاده آریایی
1394/12/10 در ساعت : 19:24:43
چه خاطره ی تلخی...
روح شان شاد.
همچنین روح اخوان بزرگ
سید فضل الله طباطبایی ندوشن (امید)
1394/12/13 در ساعت : 13:59:27
روح هردو شاد.
نغمه مستشارنظامی
1394/12/14 در ساعت : 17:1:5
چه غم انگیز
خدایشان بیامرزد
سولماز صادقزاده نصرآبادی
1394/12/20 در ساعت : 18:12:27
نه از رومم
نه از زنگم
...همان بی رنگ بی رنگ ام



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی