ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: اختتامیه ششمین کنگره شعر فرهنگیاران پاسدار برگزار شد

۞ :: اختصاصی : یک ماه یک کتاب، با مروری بر آثار نغمه مستشار نظامی

۞ :: شاعران کشور از مشفق کاشانی و احمد زارعی می‌گویند

۞ :: موسی بیدج مطرح کرد: چشم‌انداز ادبیات فارسی در جهان عرب ترسیم شود

۞ :: کتاب «شعر مدرن ایران» در هند رونمایی شد

۞ :: دکتر علیرضا قزوه: شعر ثروت اصلی کشورهای فارسی زبان است

۞ :: مضامین آیینی همواره در شعر شاعران انقلاب بوده است

۞ :: «هفته هنر انقلاب» میزبان شعر و داستان انقلاب شد

۞ :: دعوت از شاعران و اهالی موسیقی برای ساخت سرود چهل سالگی انقلاب

۞ :: تشریح جزئیات برگزاری کنگره در روز‌های 26 و 27 دی ماه

۞ :: «محمدحسین انصاری‌نژاد» به اخوانیه سرایی رونقی دوباره بخشید

۞ :: تازه‌ترین سروده افشین علاء: فساد! آن که کشد مُلک را به ویرانی

۞ :: جواد محقق دبیر علمی دوازدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر شد

۞ :: امروز بیش از هر روزگاری نیاز به پرورش استعدادها داریم

۞ :: فراخوان هفتمین دوره «آفتابگردان‌ها» منتشر شد

۞ :: شعر انقلاب با شعارهای انقلاب همسو باشد

۞ :: نامزدهای بخش شعر جشنواره کتاب کودک و نوجوان معرفی شد

۞ :: شعر اعتراض همیشه دوشادوش شعر عاشقانه بوده است

۞ :: ۲۴ رباعی برای مردم ایران: در دولت «عدل»، حال ملت خوب است

۞ :: داوران هفتمین جشنواره بین المللی شعر انقلاب معرفی شدند



Share
خاطرات

245
خاطره ای از اخوان ثالث
سید محمود سجادی

آن دوره‌ای که مهدی اخوان ثالث به تلویزیون آبادان آمده بود و یک برنامه زیبا و پرمخاطب به نام «پنجره‌ای بر باغ پر درخت شعر فارسی» اجرا و اداره می‌کرد ، من مرتب به دیدارش می رفتم . ایشان هفته‌ای یک بار این برنامه را در تلویزیون اجرا می‌کرد.
خانه ایشان در کوی آریا جایی در بین خرمشهر و آبادان بود که من کرارا خدمت ایشان می‌رسیدم. اغلب تنها بود. یک بلبل و چند تا گربه داشت و تعدادی از کتاب‌هایش را هم آورده بود. زندگی شاعرانه‌ای داشت.
یک بار ایشان زنگ زد به من و گفت : می‌خواهم بروم تهران، می‌توانی برایم بلیت قطار بگیری؟ من هم دو تا بلیت گرفتم و تا تهران هم ‌کوپه بودیم. به من فرمود نامزدی دخترم «لاله» است. فردای آن روز من رفتم روزنامه کیهان پیش دوستم «بهرام داوری». آنجا نشسته بودم که ناگهان خبر آمد «لاله اخوان ثالث» دختر مهدی اخوان‌ثالث در کنار نامزدش در رودخانه کرج غرق شد ! من با ناراحتی با آقای سپانلو جهت عرض تسلیت به خانه‌شان رفتیم. آقای حقوقی هم از اصفهان آمده بود و جمعی از شاعران بزرگ معاصر که برای بزرگداشت دختر آقای اخوان‌ثالث گرد آمده بودند.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1394/12/8 در ساعت : 19:52:52      تعداد مشاهده ی این مطلب :    337

کسانی که این مقاله را می پسندند :


الهه تاجیکزاده آریایی
1394/12/10 در ساعت : 19:24:43
چه خاطره ی تلخی...
روح شان شاد.
همچنین روح اخوان بزرگ
سید فضل الله طباطبایی ندوشن (امید)
1394/12/13 در ساعت : 13:59:27
روح هردو شاد.
نغمه مستشارنظامی
1394/12/14 در ساعت : 17:1:5
چه غم انگیز
خدایشان بیامرزد
سولماز صادقزاده نصرآبادی
1394/12/20 در ساعت : 18:12:27
نه از رومم
نه از زنگم
...همان بی رنگ بی رنگ ام



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی