ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: تسنیم: سروده‌هایی از شاعران به مناسبت آزادسازی خرمشهر

۞ :: سی و ششمین «شب شاعر» برگزار شد

۞ :: شاعران برگزیده «ترنم حماسه» معرفی شدند

۞ :: مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در کیش برگزار شد

۞ :: رضا اسماعیلی در گفتگو با خبرگزاری قرآن: زبان فارسی زبان علم، ادب، فرهنگ و اندیشه است

۞ :: اختصاصی : آئین اختتامیه نخستین کنگره ملی شعر "ترنم حماسه"

۞ :: شعر آیینی در عصر حاضر حماسه بزرگی ایجاد كرده است

۞ :: تجلیل از حمید سبزواری در اختتامیه «ترنم حماسه»

۞ :: محسن مومنی:زبان فارسی، زبان انقلاب اسلامی است

۞ :: زندگی و شعر غلامرضا قدسی با حاشیه‌هایی از رهبر انقلاب منتشر شد

۞ :: اختتامیه جشنواره طنز سوره 31 اردیبهشت ماه برگزار می‌شود

۞ :: یادداشت رضا اسماعیلی به مناسبت 28 اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری

۞ :: اختصاصی : حمایت بیش از 250 نویسنده و شاعر از حجت‌الاسلام رئیسی+اسامی

۞ :: نماهنگ «خلیج فارس» با سروده‌ای از انصاری‌نژاد

۞ :: حمایت شاعران متعهد از حجت‌الاسلام رئیسی

۞ :: «آخرین غزل» سروده شد

۞ :: درنگی در اشعار سیدحسن حسینی نمایش هنرمندانه جهان شاعرانه

۞ :: نشست عصری با کتاب در خبرگزاری فارس برگزار شد

۞ :: پرورش جنبه‌های غنایی در شعر معاصر افغانستان

۞ :: سوره مهر در ادبیات انقلاب و دفاع مقدس حرف اول را می‌زند



Share
خاطرات

243
عباس ... ،ای عباس ...!
عباس خوش عمل

در سال های دهه 60 و اوایل دهه 70 هر گاه دوست عزیز و ارجمندم شاعر مظلوم و فرهیخته نصرالله مردانی از شیراز به تهران می آمد - که اغلب هم برای پیگیری امور اداری اش در بانک ملی بود - در مجله جوانان حضور می یافت و ساعتی را با هم می گذراندیم.
او علاقه ای عجیب به آرشیو مجلات قدیمی جوانان امروز و عمدتا صفحات شعرش داشت و چهل دقیقه از یک ساعت حضورش در دفتر مجله به بررسی مجلات آرشیو می گذشت. آن روزها نمی دانم کدام یک از دوستان به مزاح «نصرالله مردانی» را «مردالله نصرانی» خطاب کرده بود! این عبارت مدت ها ملکه ی ذهن و ورد زبان من شده بود ودر دیدارهایی که با مردانی عزیز داشتم مزاحا لفظ «مردالله نصرانی» را خطاب به او به زبان می آوردم.
روانشاد نصرالله مردانی که در اوائل شاعری اش «ناصر» تخلص می کرد ؛ بسیار کم اهل مزاح و شوخی بود. به یاد دارم در دیدارهای مذکور هر وقت او را «مردالله نصرانی» خطاب می کردم با آن لهجه شیرین شیرازی و لحن آرامی که داشت مظلومانه نگاهم می کرد و فقط به گفتن: «عباس .... ای ...ای ....عباس... ! » اکتفا می کرد و هیچ کلمه ای - چه به شوخی و چه به جد - بر آن نمی افزود. خدایش رحمت کناد.

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1394/11/9 در ساعت : 19:59:9      تعداد مشاهده ی این مطلب :    295

کسانی که این مقاله را می پسندند :





کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی