ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: درمراسم پاسداشت میرهاشم میری مطرح شد

۞ :: مهلت شرکت در دومین کنگره شعر کتاب دفاع مقدس تا ۲۰ خرداد تمدید شد

۞ :: چراغ چهل و سومین «شب شاعر» روشن می‌شود

۞ :: شوکای شعر ایران کلید خورد

۞ :: مجموعه شعر «صدای زنگِ در آمد» نقد و بررسی شد

۞ :: چهارمین "شنبه انقلاب" برگزار شد

۞ :: در بازدید اساتید دانشگاه بنگلادش از حوزه هنری مطرح شد

۞ :: ایرانشناس بزرگ روس درگذشت

۞ :: ناگفته‌های «شاطر حسین» از همکاری با «گل آقا»...

۞ :: صهیونیستها شاعر یهودی‌ عرب‌تبار را به اتهام واهی «ترویج خشونت» مجرم شناختند!

۞ :: «بازار صابر» شاعر نامدار تاجیک در آمریکا درگذشت

۞ :: شب شعر «قصیده بی ­انتها» در فرهنگ­سرای اندیشه برگزار می­‌شود

۞ :: اختصاصی : فراخوان دومین کنگره سراسری شعر انتظاربا عنوان "انتظار؛امید،زندگی"

۞ :: اختصاصی : کنگره سراسری بهشت بیان برگزیدگان خود را شناخت.

۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت فراخوان جشنواره شعر کیش

۞ :: روایتی از رنج ۳۰ ساله برای آموزش شعر فارسی

۞ :: مجموعه شعر پریزاد نقد و بررسی شد

۞ :: مجموعه «پریزاد» سارا جلوداریان نقد و بررسی می‌شود

۞ :: شعرهای رضوی برای کودکان در نمایشگاه کتاب

۞ :: سرودن هر بیت برای انقلاب، دستاوردی بزرگ است



Share
خاطرات

243
عباس ... ،ای عباس ...!
عباس خوش عمل

در سال های دهه 60 و اوایل دهه 70 هر گاه دوست عزیز و ارجمندم شاعر مظلوم و فرهیخته نصرالله مردانی از شیراز به تهران می آمد - که اغلب هم برای پیگیری امور اداری اش در بانک ملی بود - در مجله جوانان حضور می یافت و ساعتی را با هم می گذراندیم.
او علاقه ای عجیب به آرشیو مجلات قدیمی جوانان امروز و عمدتا صفحات شعرش داشت و چهل دقیقه از یک ساعت حضورش در دفتر مجله به بررسی مجلات آرشیو می گذشت. آن روزها نمی دانم کدام یک از دوستان به مزاح «نصرالله مردانی» را «مردالله نصرانی» خطاب کرده بود! این عبارت مدت ها ملکه ی ذهن و ورد زبان من شده بود ودر دیدارهایی که با مردانی عزیز داشتم مزاحا لفظ «مردالله نصرانی» را خطاب به او به زبان می آوردم.
روانشاد نصرالله مردانی که در اوائل شاعری اش «ناصر» تخلص می کرد ؛ بسیار کم اهل مزاح و شوخی بود. به یاد دارم در دیدارهای مذکور هر وقت او را «مردالله نصرانی» خطاب می کردم با آن لهجه شیرین شیرازی و لحن آرامی که داشت مظلومانه نگاهم می کرد و فقط به گفتن: «عباس .... ای ...ای ....عباس... ! » اکتفا می کرد و هیچ کلمه ای - چه به شوخی و چه به جد - بر آن نمی افزود. خدایش رحمت کناد.

.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
   تاریخ ارسال مطلب :   1394/11/9 در ساعت : 19:59:9      تعداد مشاهده ی این مطلب :    350

کسانی که این مقاله را می پسندند :






کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی