ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
«ساعت زمان» شعر قابل قبولی است و طبایع مختلف را راضی می کند.ویژگیهای این شعر از حیث ظاهر اولا وزن و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حمید خصلتی
باسراینده این غزل در پیشخوان همین سایت آشنا شده ام.در کارنامه شاعران این سایت رضا کرم یشعری شناخته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد بزرگ عباس خوش عمل - کوهی زآتش را بنا کردند ابراهیم - باید بسوزد بی سبب پیغمبری د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود بر شما جناب یزدانی عزیز - توضیح لازم را جناب خصلتی عزیز داده اند . در همان{ برگ های درختان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حمید خصلتی
با سلام بنده نیز با نظر جناب حاج محمدی موافقم وتوضیح هم این که برای هر یک از قدم ها میتواند نشانه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام جناب استاد حاج محمدی منظورم مجاز گرفتن "قدم " یا "نشانه " برای رسیدن به کل بود مثال : - هی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خیلی مختصر -به اندازه ی تک بیت درج شده- عرض می کنم:اولا چرا «ز آتش»؟اگر گفته می شد «ازآتش» خیلی سلیس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر محترم - وقتی مصراع اول را می خوانی جذب آن می شوی ومی خواهی که تا پایان شعر با شاعر هم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام و عرض ادب : - این غزل با مفهومی متناقض نما درتقابل افعال رقتن و ماندن شروع می شود این تقا   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل


Share
امین الله مفکر امینی



خاطره شعر انتخابی از دیوان اشعار امین الله مفکر امینی" برگه های یاس و امید " Pages of Hopelessness and Hope


خاطرت است که یکشب به وفا گفتــــی



یادم باشد که این سخن بصفا گفتــــــــــی



دارمت دوست و ندارم با کســی یــاری



اشــــــک دیده ریختی و بوفا گفتـــــــــــی



تو جانی و بیتو نیست زنده گـی هر گـز



بجان لب رسیده تویی شفـــا ، گفتــــــــی



تو تاج سری و سلطان  خــــانه ای قلبم



این گفته صد بار به ظا هر و خفا گفتی



من یار وفادارت  باشم ، تا لـــب مرگم



این  سخن به عام و خاص و عرفا گفتی



منـــی ز خود رفته بودم  بعالـــــم دیگـر



ز کیف  آن سخــن هایت که بصفا گفتی



زدی آتش به دامن دل و دیده ،زجفـــــا



آنچه بقاموس وفا بود ، جفــــا گفتـــــی



مفکر را سرای پاکی و صفا اینســــت



آنچه به ریا تـــــو ظاهر و خفا گفـــــتی


کلمات کلیدی این مطلب :  خاطره ، ، شعر ، انتخابی ، از ، دیوان ، اشعار ، امین ، الله ، مفکر ،
موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/2/11 در ساعت : 5:55:24   |  تعداد مشاهده این شعر :  607

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی