ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
اول از هرچیز بگویم که در این غزل ، ردیف برخوردار از تنافرمعنوی است و اندک حسن موجود در ابیات را تحت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
منتقدمحترم جناب زمانه - سلام - ازوقتی که برای نقداین رباعی گذاشتیدتشکرمی کنم. - جناب کدکنی شاع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
غزل آقای شهاب نجف آبادی رندانه است ؛ اما همچون اغلب آثار ایشان بدون در نظر گرفتن ملاحظات شاعرانه -ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام .شما منظورتان الوند شدن بوده.الوند کردن از نظرمفهومی درست در نمی اید.یا - مثلا اگر گفته بودید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدتقی عزیزیان زمانه
سلام و طاعات قبول - همانگونه که مستحضرید از دلایل موفقیت و اصول تئوریک رباعی، ساخت یکدست و ساختار    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - طاعت قبول - عاشقان شعربه ویژه دوستداران غزل به خوبی آگاه اند که مطلع یک غزل چقدربرای جذب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
مثنوی «گفت و گوی مرغ و خروس امروزی» با درونمایه ای از طنز و فکاهه (متمایل به هزل)نسبت به کارهای دیگر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد و شاعر بزرگ جناب خوش عمل - تمام عرایض حضرت عالی در خصوص شعر جناب موسوی درست و غیر ق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
سلام بر استاد خوش عمل - سپاس از این که وقت شریفتان را صرف خواندن ونوشتن نقد بر شعر حقیر نموده ای   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدعلی اصغرموسوی
سلام استاد گرانقدر خوش عمل بزرگوار - "ظرافت" سخن گاه درهمین است که ما "معیوب" بنویسیم تاشاید "لطف   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل


Share
دکتر آرزو صفایی



بلشویک ها در ایران


پنجشنبه ها خزان می شد



جمعه ها شعری تازه می نوشتم



و برای یار میفرستادم



شنبه ها یاس و پیچک ها



جوانه میزدند



ما رادیوی بزرگمان را



به قهوه چی محل فروختیم



صندلی های لهستانی را اما



خواستگاران خواهرم خریدند



تابستانها از پشت بام به کوچه پریدیم



زمستانها طول خیابان را پیاده رفتیم



و هر گاه که پنجشنبه ها خزان میشد



معلم هامان را کتک زدیم



برادر هایمان را تا زندان مشایعت کردیم



دفتر های شعرمان را سوزاندیم



و کتابهای قدیمی را چال کردیم



ما جمعه ها شعر تازه نوشتیم



تا شنبه ها



بهار را



به یاس و پیچک های جوان



            بسپاریم


کلمات کلیدی این مطلب :  بلشویک ، ها ، در ، ایران ،
موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/2/6 در ساعت : 23:44:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  1291

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
عبدالله بیخود
1391/2/7 در ساعت : 0:42:27
درود بر شما شعر زیبا بود



سلام و سپاس از مهر شما
سارا وفایی زاده
1391/2/7 در ساعت : 9:25:59
درود خانم صفایی
طبعتان روان.


سلام و سپاس بانو
علیرضا حکمتی
1391/2/7 در ساعت : 12:56:57
باسلام وعرض ارادت به خانم دکترصفایی
کارتان فوق العاده ازعناصرمختلف حسی وشعرازبهره برده است.
کارتان راچندبارخواندم.
فکرمی کنم عناصرشعرسرشاری دراین شعرموج می زند.
من فقط به انتهاوپایان بندی شعراشاره می کنم.
...تا شنبه ها
بهار را
به یاس و پیچک های جوان
بسپاریم...
انقلاب شعری درهمین تک فریم پایانی شعرلاتفاق افتاده .
بازهم می گیم وبدون اغراق هم می گویم ازشعرهای قوی که درفارسی زبانان خوانده یکیش همین شعراست.
واقعالذت بردم.


سلام و سپاس از مهر شمل جنای محمدی بر من منت گذاشتید
ماندگار باشید
هدیه ارجمند
1391/2/7 در ساعت : 14:59:6
سلام خانم دکتر صفایی گرامی....
ممنون از حضور مستمر شما درصفحه ی بنده....
درود برشما...
زیبا بود...
موفق باشید ودر پناه حق


سلام و سپاس بر شما
معصومه عرفانی ( عرفان ) _غیرفعال
1391/2/7 در ساعت : 19:3:40
سلام آرزوی من خواهر مهربون و عزیزم خانم دکتر صفایی بسیار زیبا سرودید در پناه حق سالم و برقرار باشید


سلام و سپاس خواهر گرامی و مهربانم
ماندگار باشید
اباصلت رضوانی
1391/2/7 در ساعت : 21:43:25
سلام
از خواندن شعرتان لذت بردم
موفق باشید


سلام و سپاس مهرتان را
مصطفي پوركريمي
1391/2/7 در ساعت : 22:15:48
سلام خانم دکتر صفایی گرامی
از نظر شعری زیبا و مستحکم است اما از لحاظ اندیشه مبهم ..... توضیح زیر را برای آشنایی خوانندگان تقدیم می کنم .

1- بُلشِویک‌ها (به روسی: большевики) (در روسی به معنای «اکثریت»)، دسته‌ای از حزب کارگر سوسیال دموکرات مارکسیستی روسیه بودند که در دومین کنگره حزب در ۱۹۰۳ به رهبری لنین از دستهٔ منشویک‌ها (اقلیت) جدا شده و نهایتاً حزب کمونیست شوروی را تشکیل دادند.

2- ازاندیشه مارکسیسم تفاسیر متعدد و فراوانی صورت پذیرفت یکی از این تفاسیر که اندیشه مارکسیسم-لنینیسم (تفاسیر لنین از اندیشه مارکس) بود از سوی ولادیمیر لنین در شوروی سابق به اجرا گذاشته شد و بعد از 70 سال به دلیل ناکارآمدی و ناتوانی در حل معضلات جامعه، و علی رغم جرح و تعدیلهای فراوان از سوی جانشینان لنین، به جای تحقق جامعه کمونیسم نهایی به فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی انجامید. اندگ زمانی پیش از فروپاشی شوروی، امام خمینی (ره) این مساله را در نامه ای به گورباچف یادآوری کردند و بیان کردند که دیگر باید کمونیسم را در موزه های دنیا جستجو کرد. پیش بینی ایشان کمی بعد محقق شد و شوروی فروپاشید.


سلام و سپاس از توضیحات شما
جناب پورکریمی گرامی از نظر اندیشه مبهم نیست چون دقیقا یاد آور زمانی است که روسها در ایران رخنه کردند و باعث شدند مردم به جای نان گندم نان جو و نان لوبیا میخوردند و ایران دچار قحطی شد
باز هم سپاس
حمیدرضا اقبالدوست
1391/2/7 در ساعت : 22:18:53
بسیار زیبا و تامل برانگیز /پاینده و شاد باشید /یا حق


سلام و سپاس بر شما
ماندگار باشید
سید حسن سعیدزاده بیدگلی(صهبا)
1391/2/7 در ساعت : 23:11:22
با سلام
یاد آوری و بیان حافظه ی تاریخ نه تنها آموزنده بلکه یاد آور تمام تلخی ها وخوشی هاست .مانا باشید


سلام و سپاس مهرتان را
ماندگار باشید
سیاوش پورافشار
1391/2/7 در ساعت : 23:33:30
درود بر شما بانو صفایی از مصاریع بصورت انفرادی لذت بردم اما در قاب نهایی شعرتان مضمون یا برایندی ندیدم یعنی ابیات تعاملی با هم ندارند و معلوم نیست معلم بی گناه را کتک زدن چه ارتباطی با جمعه ها شعر نوشتن دارد قبلا هم گفته ام یک شعر سپید به معنی سریال های هفتگی نیست که هر هفته مضمونی دارد یا سکانسها را نباید زیاد تغییر داد که خواننده سر در گم شود در این شعر سکانس های زیادی را داریم:
1- پنجشنبه ها خزان می شد

جمعه ها شعری تازه می نوشتم

و برای یار میفرستادم

شنبه ها یاس و پیچک ها

جوانه میزدند

2-ما رادیوی بزرگمان را

به قهوه چی محل فروختیم

صندلی های لهستانی را اما

خواستگاران خواهرم خریدند

3-تابستانها از پشت بام به کوچه پریدیم

زمستانها طول خیابان را پیاده رفتیم

4-و هر گاه که پنجشنبه ها خزان میشد

معلم هامان را کتک زدیم

برادر هایمان را تا زندان مشایعت کردیم

دفتر های شعرمان را سوزاندیم

و کتابهای قدیمی را چال کردیم

5-ما جمعه ها شعر تازه نوشتیم

تا شنبه ها
بهار را

به یاس و پیچک های جوان

بسپاریم
واین سکانسها معلوم نیست چرا به هم ارتباط پیدا کرده اند همچنین نمیخواهم دگماتیسم را قبول کنم یعنی معلوم نیست چرا دفترهای شعرمان را باید بسوازنیم یا ....

سلام جناب پور افشار گرامی
نظرتان متین
اما اگر به فلسفه ی شعر برگردید و رویداد های تاریخی آن
همه به هم مربوط هستند
این را هم قبول دارم که سلیقه ها متفاوت است و هر کسی گونه ای را میپسندد
و برداشتها نیز به یک شکل نیست
باز هم سپاس
مانا باشید
اما اگر به
علی میرزائی
1391/2/8 در ساعت : 11:49:21
سلام وسپاس
هم شعر وهم تفسیر دوستان
برایم آموزنده بود.دست مریزاد
استفاده کردم

سلام و سپاس بر شما
رضاخوشحال
1391/2/9 در ساعت : 23:18:26
درودتان هزاران
بهره جستم از قلم زیبایتان
پیروزیتان مدام



سلام و سپاس بر من منت گذاشتید
ماندگار باشید
کرامت یزدانی ( اشک)
1391/2/10 در ساعت : 7:52:19
عالی بود موفق باشید.



سلام و سپاس
لطف عالی مستدام
ماندگار باشید
رضاخوشحال
1391/2/10 در ساعت : 22:43:14
سلام
فراخوان شعر معلم فریمان(حیات خلوت)
شما هم همراه باشید
آدرسRKHOSHHAL@GMAIL.COM




سلام سعادتی باشد در خدمت خواهم بود
اکرم بهرامچی
1391/3/4 در ساعت : 4:5:47
درود بر شما
خیلی زیبا بود و تامل برانگیز
فقط کلمه ی یار توی شعر نمی چسبه و نمیشینه دست مریزاد



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی