ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده ی غدیریه
 
قلم در دستِ حق رقصید و نقش گل معطّر زد
زمین را جبرئیل از آسمانها حلقه بر در زد
 
قلم بالید بر خود بی برو برگرد تا یکسر
رقم بر لوح هستی عشق را با مشک و عنبر زد
 
چه پیش آمد که ابلیس از تعب یکریز می نالید؟
حقیقت خیمه بر هستی مگر رنگین کمان تر زد
 
نگنجید از طرب در جلدِ خود آنی به چالاکی
 قدم از شور مستی موج در دریا شناور زد
 
وزیدن را طرب انگیزتر دید از نسیم اختر
پُل ابرویِ کدامین ماه از زمزم به کوثر زد؟
 
قرار امّید نَتْوان داشت از اختر شبانگاهان
مگر حوری وشی رندانه شب چشمک به اختر زد؟
 
به سمتِ آسمان دل پر کشید از فرطِ مشتاقی
خدنگِ عشقِ حق صیّاد بر جانِ کبوتر زد
 
ملائک بو نبردند آسمان زد از زمین سر؟ یا
زمین بود اینکه شیدا ناگهان از آسمان سر زد
 
چنان اسباب رحمت شد مهیّا خلق دنیا را
که با شور و شعف هستی دم از الله اکبر زد
 
به عشق آدم رها شد از زمینگیری بلا تردید
همافر شد دلش از عشق و در هفت آسمان پر زد
 
درایت عزمِ خود را جزم بر هذیان ستیزی کرد
صلابت مشت پولادین خود را بر سرِ شر زد
 
شماتت داشت چون سرگشتگی در روشنایی ها
تشر پُر هیبت ایمان بالعیان بر کفرِ کافَر زد
 
بناگاه از مهابت شاخ و برگِ ظن و شکّ پژمرد
تامّل با وَلَع چون شانه بر گیسوی باور زد
 
در این بحبوحه نور انگیزه اش گل کرد زیباتر
فریباتر فلک بر کهکشان با عشق چنبر زد
 
تن آسایی نمی زیبد سلحشوران میدان را
مگر کم بر رگِ بیدار ِجان ها عشق نشتر زد؟
 
خروشان رُو به دریا رود زود آورد از مستی
چو می دانست پیوستن به «وَانْشَقَّ الْقَمَر» ارزد
 
پریشان بود شیطان چون هوا را دید پس زیرا
شرف آئینه سان تر سینه را بر قلب خنجر زد
 
فضا سرشار شد از عِطرِ جان افزایِ سوسن زار
گل از چاکِ گریبانِ کدامین ساقه سر بر زد؟
 
«عَلیٰ مٰا ذٰا بُعِثْتُمْ» گفت پیغمبر به همکیشان
و این یعنی چرا باید به نام عشق ساغر زد؟
 
نشد چون دست و پایی زین«عَلیٰ مٰا ذٰا بُعِثْتُمْ»گم
جواب آمد که مُطرب زخمه چون بر سیم آخر زد
 
سروش از عرشِ رحمان حکم یزدان را فرود آورد
صلا بر سالکانِ راهِ عشق، انگیزه پرور زد
 
خدا از عرش تا بر فرش دارد چون نظر هر آن
دو جام آیینه چون خورشید  رُو در رُو، برابر زد
 
یکی خَتْمُ الرّسُل دیگر وصیّ اش حیدر صفدر
که ایزد سکّه ی شاهنشهی با نام حیدر زد
 
سرشتش از تعلّق چون بغیر از حق مبرّا شد
متاعِ دنیوی را زهدِ او یکباره اخگر زد
 
تباهی از نهادش رخت چون بربست با شادی
قدمگاهِ علی را بوسه در هر آن فروهر زد
 
مهارِ چرخِ گردون را بدستش داد تا یزدان
مدارِ چرخِ أخضر کِلکَش از یاقوت أحمر زد
 
تغافل هاج و واج از تیز بینی ها تحیّر داشت
بصیرت چون که شیدا دست بر دامان داور زد؟
 
برای آنکه در قوس صعود افتد بشر یزدان
زمین را پلّه تا عرشِ برین از سنگ مرمر زد
 
محمّد زین شگفتی زا نمادِ عالمِ بالا
کنارِ برکه طرحی ناب از رؤیای بندر زد
 
تو گویی در جهنّم کفر، «فِیهٰا خٰالِدُون» می سوخت
نبی بر روی منبر از وصایت تا که دم بر  زد

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/25 در ساعت : 3:29:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  186


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 39,048 | بازدید دیروز : 35,240 | بازدید کل : 115,046,466
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی