ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
با سلام مجدد - با استاد حاج محمدی که حرف زدم ایشان به درستی به ایراد وزنی در بیت پنجم واژه سکه ای    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - «خشم داس ها»شعری است در قالب قصیده که علی رغم چند سروده ی قبلی شاعر از ضعف تألیف   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یکتاپرست(شیعه ی امام علی)

در بیان اسلام واقعی، سروده ای در قالب شعر نو به نام «بله، یکتاپرست‌ام من»
بله، یکتا پرست‌ام من/ که معنایی ندارد در جهانِ پُر زمعنا، بی‌خدایی یا دو سالاری/
و دینم دینی از بالاست/دینی آسمانی در پی تأیید آیین‌های پیشین خدادادی/
به موسی و به عیسی و به هر پیغمبر حق، معتقد هستم/
 و دینم نسخه ای بالاتر و در راستای گفته ی آنهاست/  
و تنها نسخه‌ی کامل که فرمودَه‌ ست: «اَکمَلتُ»/ و قرآنی که فوق هر زمان تا بی‌کران معناست/ و این یعنی مسلمان‌ام/ مسلمان‌ام. مسلمان‌ام و قرآن است دستورم/
کتابی که در آن هنگام، آن را مرد «مادر دانشی» آورد/
و حالا  پس از این، منبع اندیشمندان است/  خدا درباره‌ی قرآن، تحدّدی کرده و هر بار/ اعجازی از آن را علم، پیدا می‌کند شیرین/ و هستم شیعه‌ی مولا علی، حیدر/ همان آقای نام آور/ مسلمانان سنّی، معتقد هستند که مولا رسول الله، آن آقای برتر جاه، دین را بی‌وصیّت ترک کرد و رفت/ که هر کس بعدِ او آمد، که هر کس بعدِ او هر کار .../ ولی این گفته در بین خردمندان یقیناً حرف خوبی نیست/ و آنها نیز می‌دانند
بلکه بیش از این باشد؛ که باشد تهمتی بر ساحت مولا رسول الله/
عزیزانی که خود را «اهل سنّت» نام بخشیدند/ ز دعواهای بعد از جانشینی، با خبر هستند/ پس از فوت رسول الله و قبل از دفن آن حضرت/ گروهی در سقیفه ادّعا کردند و دعوایی به پا کردند و/ آخر شد خلیفه، حضرت بوبکر/ قبل از دفن مولایم رسول الله/ علیّ و پیروانش در کنار نعش پیغمبر/ و پیش از این، غدیری بود/ ننوشیدی مگر از چشمه‌ی ناب غدیر خُم؟/
و آن سوی غدیر خم، از آن اوّل/ پیمبر، بارها نام علی می‌بُرد/ و آخر شد خلیفه، حضرت بوبکر/ سپس سوی علی رفتند که آقا! بیا بیعت/ علی، شش ماه ساکت بود/
در آن شش ماه طولانی، خلافت آب خورد و بار خود را داد/ درخت ایستایی شد/
بله، با هر دو معنایش/ پس از آن، حضرت مولا به آنها مشورت می داد/ که در جمع مسلمانان نیافتد اختلافی بیش/ چه معنا داشت بیعت بعد از آن؟ ای مردم باهوش!/ خلافت چون که شد تثبیت و محکم شد ستون هایش/ دگر بیعت چه معناداشت؟!/
علی، کِی رفت و بیعت کرد؟!/ ابوبکری که صِدّیقش لقب دادید/ عمر را جانشین خویش تعیین کرد/همان کاری که پیغمبر نمی‌فهمید/ خدایا! توبه از این تهمت سنگین/
عمر در جانشینی، شیوه‌ای دیگر فراهم کرد/ کسی که آمد از خودرأییِ بوبکر، بالا، گفت: بعد از مرگ من شوری/چه شورایی! علی این بار هم مظلوم/ خدا داند علی، مردی زمینی نیست/علی، شرط خلافت را که مثل آن دو باشد، برنمی‌تابد/ و عثمان بود و نزدیکان او بودند/ابوذر با چه وضعی، همرهِ تبعید؛ امّا  با کدامین جُرم؟/
و مروان پرورش می‌یافت/ معاویّه به کاخ سلطنت، مغرور/ و عثمان، همرهی می‌کرد/ یزید آن روز آیا بود؟/حسین بن علی، آن سرخ اسمِ سر جدا آیا...؟/ و عثمان، همرهی می‌کرد/ و دوران عجیبی بود و مردم، سخت ناراضی / و طوری شد که آخر با چه وضعی، حضرت عثمان ز دنیا رفت/ و مردم مثل امواجِ رها گ فتند: یاحیدر!/
در آن هنگام، سبک خویش را غیر از طریق آن سه، تبیین کرد/ و از عدل علی، دم زد/
علی، کِی مثل عثمان بود؟!/ ویا مانند ایشان بود؟!/علی، کِی مثل آن سه، بُت پرستیده؟/
علی، جان پیمبر، نور مطلق، نفس ایمان بود/ « تَعالوا نَدعُ » را خواندید؟/
علی، تفسیر قرآن بود/ چهارم بار، بیعت، شکل دیگر داشت/ که هر بیعت به شکلی بود/ و این هم مطلبی ژرف است/ و سنّی ها فقط آن چار تن را « راشدین »  گفتند/
ولی این هم ولی دارد/ علی را تا دوصدسالی ندانستند از ایشان/ و با اکراهی از آن پس، علی را چارُمین گفتند/ و بعد از راشدین، امر خلافت، وضع گنگی داشت/
خلافت گشت بی فرجام/ از اول هم به سبکی خام/ به قول دومی: «فَلته» که یعنی کارِ بی بُنیان/ ولی من شیعه ی مولاعلی هستم/ که پیغمبر، خودش، او را امام مؤمنین
می خواند/ و پیغمبر، خودش، می گفت:/ بعد از من دو و ده جانشینِ برحقی آیند/
دو و ده را شنیدند و ندانستند معنایش/ برایش پس مصادیقی تراشیدند/ دو و ده بار هم شد ذکر در قرآن، « امام » این واژه ی برحق/ امام آخرم مهدی ست که قرآن، بشارت بر قیامش داد/ امامان، یک به یک، مانند پیغمبر، از آن دلدار می گفتند/ و آیین های دیگر هم به او یک جور دلبستَه ند/ بله، یکتا پرست‌ام من/
مسلمان‌ام/ و هستم شیعه‌ی مولا علی، حیدر/ و تا دیدار مولا، مهدیِ شیرین تماشا، عاشق ام؛ عاشق/ بله، یکتا پرست‌ام من .//
    
مطالب بیش تر در  sunishia.blogfa.com

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1398/3/6 در ساعت : 12:41:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  84


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,939 | بازدید دیروز : 19,742 | بازدید کل : 112,642,457
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی