ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی معصومی
درود و عرض ارادت - استاد نازنین - هزاران سپاس از این همه دقت نظر - ... - مورد اول اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود گرامی جناب آقای معصومی - شعر زیبایی از شما خواندم اما دو نکته ی عروضی وجود دارد که احتمال دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهنازمحمودی
جناب کاظمی شاعر بزرگوار. چندی پیش نظری نوشتم مبنی بر پیشنهاد ویرایش قافیه مصراع نخست . چرا که یمن با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام استاد خادمیان عزیز - سال نو مبارک - ان شاالله همیشه برقرار باشید و تندرست و عزتمند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
سلام و درودبی پایان نثار استاد بزرگوارم جناب خوش عمل کاشانی - ممنونم از این که قابل دونستین و س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آهای... های....

آهای!

های!

سلام!

منم، مهرشاعر،

صدایم را می‌شنوی؟

اینجایم!

کمی اینسوتر،

آری، همان جای همیشگی،

پشت سوراخ جن‌ها نشسته‌ام.

مهم نیست که نمی‌بینی‌ام،

ولی خوب گوش کن!

گذشته گذشته است.

زلزله، سیل و فردا که نوبت حملۀ گاومیش‌هاست،

همه گذشته است،

اما هنوز چاره‌ای هست.

اینجا،

از پشت سوراخ جن‌ها،

فقط به فریاد می‌توانم سخن گفت.

جن‌ها استراق سمع می کنند

و شهاب‌هایم تمام شده است.

اینک، چاره را جز به نجوا نمی‌توان.

آهای!

غیب نمی‌گویم.

-به پیامبران تهمت شاعری می‌زنند.

به شاعران وصلۀ پیامبری نمی‌چسبد.-

صدایم را می‌شنوی؟

آواز یاکریم‌های حیات ما

همه این شده:

فرصت نداریم! فرصت نداریم!

های!

آهاااااای!

صدایم را می‌شنوی؟

هنوز چاره‌ای هست...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلمات کلیدی این مطلب :  مهرداد نصرتی ، مهرشاعر ، شعر ، جدید ، سیل ، زلزله ، گاومیش ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/25 در ساعت : 22:31:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  49


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,176 | بازدید دیروز : 50,530 | بازدید کل : 107,799,842
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی