ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ناگفته ها

برقی جهید و عقل را یک لحظه کور کرد
چیزی شبیه زلزله از من عبور کرد
مانند یک کتاب کهنه، زد ورق مرا
ناگفته های زندگیم را مرور کرد
مثل همیشه طعمه اش یک سیب سرخ بود
این بار هم به هیات حوا ظهور کرد
دانست نقطه ضعف من در چشم های توست
خود را نهان در آن دو بی باک شرور کرد
هی وعده داد و دلبری همراه حیله کرد
تا قلب ساده مرا پر شوق و شور کرد
از عشق گفت و مهربانی، خام او شدم
با خنده های تو مرا مست غرور کرد
از وصل گفت، تا درافتادم به دام او
بعدش به هر بهانه مرا از تو دور کرد
شمعی که بود در دلم خاموش شد، بله!
باد غرور تو دلم را سوت و کور کرد
دیگر هوای عاشقی بیرون شد از سرم
بی اعتناعیت مرا سخت و صبور کرد
بر چهره ام نقابی از علم و عمل کشید
دل را اسیر پیله عقل و شعور کرد
زین پس امید عاشقی از من طمع مدار
آن چشمه زلال را این فتنه کور کرد!


موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/21 در ساعت : 13:47:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  199


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,714 | بازدید دیروز : 39,186 | بازدید کل : 109,873,447
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی