ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی معصومی
درود و عرض ارادت - استاد نازنین - هزاران سپاس از این همه دقت نظر - ... - مورد اول اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود گرامی جناب آقای معصومی - شعر زیبایی از شما خواندم اما دو نکته ی عروضی وجود دارد که احتمال دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهنازمحمودی
جناب کاظمی شاعر بزرگوار. چندی پیش نظری نوشتم مبنی بر پیشنهاد ویرایش قافیه مصراع نخست . چرا که یمن با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام استاد خادمیان عزیز - سال نو مبارک - ان شاالله همیشه برقرار باشید و تندرست و عزتمند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
سلام و درودبی پایان نثار استاد بزرگوارم جناب خوش عمل کاشانی - ممنونم از این که قابل دونستین و س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جمعه
شبی هوای تو را اختیار خواهم کرد به غصه های تو خود را دچار خواهم کرد اگر ستاره دنباله دار هم بشوی به رفتنت ، به غمت افتخار خواهم کرد به گوشه ای من و دل خیز میزنیم و سپس گلایه های تو با کردگار خواهم کرد تو شانه میزنی و شانه رعشه میگیرد به زلف های تو خود را به دار خواهم کرد خیال آمدنت را به دوش میگیرم تو را به قالی شعرم سوار خواهم کرد به دِیر میروم و چون غریبیِ جامی میان سعدی و حافظ گذار خواهم کرد تمام قاصدکان هم هوایی ات بشوند به لرزه ای همه را تار و مار خواهم کرد تو کاشکی به من از رأفتت سری بزنی ببینی از تب وصلت چکار خواهم کرد #میکائیل_شهبازیان تو فرق داری از کسی دیگر نمی ترسی ازکوچه های سرد بی قیصر نمی ترسی با اینکه در کافه صدای ساز و مطرب نیست از زخمه های تار چشم آذر نمیترسی تا بوی شور انگیز سنجد هست میخندی از تیزی درد آور خنجر نمی ترسی از زخم تهمتهای ناهمگون که بسیار است دیگر از امضاهای در محضر نمی ترسی شک بیخود است اینجا یهودا ها زیادند از شام آخرهای رنج آور نمیترسی مانند آب و رنگ نقاشی پر از بغضی هرگز تو از فواره جوهر نمی ترسی رنجَت در اینجا صاف شد از بس که غم دیدی دیگر تو از غوغای در محشر نمی ترسی یک کهکشان در انزوای گونه ات پیداست کز خوشه های اختر و اکبر نمی ترسی از این برادرهای گرگ آلودِ محرم کش بابودن یعقوب پیغمبر نمی ترسی نقش گرمی در خیالم از نگاهت میکشم باز هم با بغض بر لب مانده آهَت میکشم میروی خوش میروی غافل از اینکه عاقبت هر چه بگریزی به ترفندی به راهت میکشم من آن شکسته صدایم،من آن همیشه به آهم که بغض تلخ و عمیقی نشسته بر سر راهم ' هزار سال تمام است هرکه رد شده است تمام روزنه های مرا بلد شده است هزار سال دلم پشت قاب پنجره ها دچار یک تب پژمرده تا ابد شده است از آن زمان که دلم در زوالِ کوچه شکست نشستن و غم و اندوه بی عدد شده است نهنگ سخت و سیاهم که در جهانِ خودش دچار واژه هرگز نمیشود شده است شنیده ایم که گاهی بساط سنگ و غرور ز هم شکسته به یک کودک و سبد شده است چه سالهای درازی است که این بریده نفس فدای خنده ای از آنکه می رود شده است عزیز و ماهِ سراسر امیدِ اهل دلی که یک زمین به رُخَت بند جزر و مد شده است همیشه ساعت و سالَم چه سخت می گذرد چقدر حالم از این روزگار بد شده است #میکائیل_شهبازیان من چهل سال تمام است که ویران شده ام عین صد چله زمستانِ پریشان شده ام مثلِ مرغان مهاجر که غریبند و غریب بسته و بنده بوران زمستان شده ام خدا نگاه پر از غصه را شفا بدهد برای درد پس از عاشقی دوا بدهد برای اینکه یکی مثل من جفا نخورد ز خوانِ رحمت بی انتها جزا بدهد خدا به آنکه دلش را ز من دریغ نمود کمی غزل که به من گشته مبتلا بدهد به آنکه تا همه جاده ها کشیده سری برای یافتنش قول انتها بدهد قصه جمعه فقط یک دل بی حوصله نیست خدا نگاه پر از غصه را شفا بدهد برای درد پس از عاشقی دوا بدهد برای اینکه یکی مثل من جفا نخورد ز خوانِ رحمت بی انتها جزا بدهد خدا به آنکه دلش را ز من دریغ نمود کمی غزل که به من گشته مبتلا بدهد به آنکه تا همه جاده ها کشیده سری برای یافتنش قول انتها بدهد قرار اگر غم هجر است در نهایت کار بلای آخر ما را ز ابتدا بدهد کمر خمیده ترین باغبانِ پیر شدیم مگر ز شاخ اقاقی به ما عصا بدهد خدا مگر خودش اینبار زحمتی بکشد به قلبهای پر از دردمان جلا بدهد شبم که صاعقه غم به خانه اش زده است کسی که زلزله بر آشیانه اش زده است من آن پرنده پیرم که هُرم داغ کویر هزار مهلکه بر آب و دانه اش زده است من آن هوای شب عیدم و خرابِ بهار که بازمانده ی سرما به خانه اش زده است شبیه مرغ اسیرم که در گلوی قفس تگرگهای شدیدی به لانه اش زده است من آن قصیده نغزم که داغ چشم کسی تبر به زمزمه های شبانه اش زده است چو صخره بر لب ساحل نشسته ام پر زخم که موج زلف کسی تازیانه اش زده است با یک نظر به ماه تو تکمیل میشوم در گوشه نگاه تو تکمیل میشوم به روح حضرت باران قسم،امید منی بهار یا که زمستان ، فقط تو عیدِ منی منم که صاعقه غم به خانه اش زده است کسی که زلزله بر آشیانه اش زده است من آن پرنده پیرم که هُرم داغ کویر هزار مهلکه بر آب و دانه اش زده است من آن هوای شب عیدم و خرابِ بهار که بازمانده ی سرما به خانه اش زده است شبیه مرغ اسیرم که در گلوی قفس تگرگهای شدیدی به لانه اش زده است من آن قصیده نغزم که داغ چشم کسی تبر به زمزمه های شبانه اش زده است منم چو صخره به ساحل نشسته ای پُرِ زخم که موج زلف کسی تازیانه اش زده است #میکائیل_شهبازیان ' جمعه تلخ است ، مگر اینکه یکی مثل خودت مرهم دوری و دلتنگی آدم باشد جمعه تلخ است، مگر اینکه یکی مثلِ خودت مرهم دوری و دلتنگیِ آدم باشد #میکائیل_شهبازیان '
کلمات کلیدی این مطلب :  جمعه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/12/29 در ساعت : 14:55:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  76


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,020 | بازدید دیروز : 50,530 | بازدید کل : 107,807,686
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی