ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صدیقه کشتکار
سلام و سپاس از نقد ارزشمند و جامع تان. چشم به راه نقدهای بعدی تان روی آثار م هستم. سلامت و موفق باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدیقه کشتکار
سلام و درود بر شما - ممنونم از نقد ارزشمند و جامع تان. چشم به راه نقدهای شماروی آثار بعدی ام هستم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
سلام - قافیه و ردیف جواب نداده است. مصرع های اول اغلب صمیمی و خوبند اما مصرع های دوم ضعیفند و قاف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - - به نظرم وزن مصرع های اول همان : - - مفتعلن مفتلعن فاعلن هست - - و وزن مص   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد جوکار
درود و مهر و ادب استاد کاشانی عزیز - سپاس بر ظرافت نگاهتان - متوجه پیام قبلی تان نشدم و ممنونم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سمانه رحیمی
سلام استاد گرامی ممنونم از حسن نظر و توجهتون، نقد سازنده و به جای شما رو تازه دیدم ، بله حتما اصلاح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
برای سراینده ی این شعر که در مصراع اول بیت ششمش وزن کلّآ آشفته شده است نظر ارسال کردم و چون حضرت سر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدیقه کشتکار
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
علی اصغر اقتداری



قیامت درد
هلا! تورا چه بنامم به غیر حضرت درد که هست نام تو یادآور تمامت درد رسول آینه های هزار تکه شده ! امام آینه های چشیده غربت درد ! زبان لاله وشان به خاک وخون خفته! نسیم کوچه ی دل های دیده وسعت درد! چه بود رمز بزرگی وجاودانگی ات به جز قیامت صبر تو در قیامت درد "جمیل " بود به چشمت قیام مردانی که عاشقانه پریدند تا نهایت درد شکستی وننشستی که کارگر نشود به استواری وبشکوهی ات صلابت درد پیاده در سفر اشک راه پیمودی که منتشر شود از این سفر روایت درد چه خارها که به پایت نشست ودم نزدی چقدر راه توشد سرخ از سخاوت درد! صدای بغض تو وقتی بلند شد در شام که فاتحانه سرودی از استقامت درد؛ یزید ،با همه ی هیبت دروغینش شکست وبر سرش آوار شد فخامت درد نماز توبه به پاشد درون کاخ فریب -پس از خروش سترگ تو- با امامت درد بهار خون همه جا جار زد حضورش را وباغ سوخته گل داد،از کرامت درد اقتداری
کلمات کلیدی این مطلب :  ،
موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/8/8 در ساعت : 10:4:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  171

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
خلیل ذکاوت
1397/8/9 در ساعت : 7:29:35
درود و دست مریزاد
احسنت
مأجور باشید




سلام وسپاس از شما



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی