ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
در وهله ی اول می خواستم این شعر را از سایت حذف کنم ، آن هم نه فقط به خاطر سیاه نمایی وهن آلود در آن    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
درود بر رفیق شفیقم عباس آقای کاشانی/ برادر بزرگوار که در حیات خلوت دعوت به خواندن نقدمان فرمودید. تش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
آقاسیّدمهدی نژادهاشمی شاعر خوب و باتجربه ای است.از او شعر خوب فراوان خوانده ام و هربار تنها اشکالی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز. - ممنونم از دقت شما - خود شما و دوستان ادیب حتما واقفید که من با عروض و قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- با سلام و درود. - هشت بیت و چهارده لغزش وزنی ! - در بخش نظرات برای شاعره ی محترمه سرکار خا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب خدمت شما - زیبا سروده اید.خداوند از شما بپذیراد. - - در بیت دوم شعر ، مقصود از   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
اکرم بهرامچی



عاشورا
 ظهر عاشوراست ظهری در هوایی سوخته
هر طرف فریاد ِ الا الله و نایی سوخته
 
داغ خورشید است و شن های کویری بی امان
لشکر کفار،  در کرب و بلایی سوخته
  
هر طرف فریاد الا الله، بانگ ِ یاحسین
جسم های بی سر، انبوه ِ رَدایی سوخته
 
خیمه ها غرقاب ِ خونِ ِ کودکانی تشنه لب
شیون و دریای اشک   و های هایی سوخته

 
بر سر یک نیزه خورشیدیست  رخشان تافلک
یک تن بی سر به خاک ِ  نینوایی  سوخته
 
زینب افتان و پریشان در هجوم ِ خاک و خون
می دَوَد هر سو  ،  ولی با دست و پایی سوخته
 
طفل شش ماه ِ  حسین بن علی در خیمه گاه
شیر ِخون  می نوشد  از تیر ِ جفایی سوخته
 
دختری کوچک میان خیمه سرگردان و مات
در به در دنبال  ِ بابا  ، در عزایی سوخته 

از عمو عباس هم دیگر نمی آید خبر
مشک بُرده   آب آرَد  ،   در هوایی سوخته

 
در به در دنبال عمه ، داد زد بابا کجاست؟؟؟
حنجرش خشکیده از سوز ِ صدایی  سوخته
 
یک سر ِبی تن به روی نیزه می چرخد، مدام
چرخ گردون در فغان است از بلایی سوخته

ظهر عاشوراست در هفت آسمان پیچیده است
نور هفتادو دو خورشید ِ رهایی سوخته   

 
خنجر ِ  تاریخ  زد بر سینه ها  آسیمه سر
یک جهان را تا ابد، در ماجرایی  شعله ور

اکرم بهرامچی
کلمات کلیدی این مطلب :  عاشورا ، زینب ، اکرم بهرامچی ،
موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/6/25 در ساعت : 15:22:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  193

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
حسین احسانی فر
1397/6/26 در ساعت : 7:57:52
سلام و عرض ادب خدمتتان
زیبا سرودید.خدا قبول کناد.

جسارتاً در برخی از ابیات ردیف جا نیفتاده است.مثل بیت چهارم و هفتم.
اکرم بهرامچی
1397/6/26 در ساعت : 23:59:9
سلام آقای احسانی فر عزیز

منظور شما اینه که ردیف با بیت همخوانی نداره؟

نمیدونم

در بیت چهارم از گریه های سوزان و در بیت هفتم از تیر جفای سوزاننده گفتم شاید منظورم رو خوب بیان نکردم

ممنونم از دقت شما



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی