ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
در وهله ی اول می خواستم این شعر را از سایت حذف کنم ، آن هم نه فقط به خاطر سیاه نمایی وهن آلود در آن    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
درود بر رفیق شفیقم عباس آقای کاشانی/ برادر بزرگوار که در حیات خلوت دعوت به خواندن نقدمان فرمودید. تش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
آقاسیّدمهدی نژادهاشمی شاعر خوب و باتجربه ای است.از او شعر خوب فراوان خوانده ام و هربار تنها اشکالی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز. - ممنونم از دقت شما - خود شما و دوستان ادیب حتما واقفید که من با عروض و قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- با سلام و درود. - هشت بیت و چهارده لغزش وزنی ! - در بخش نظرات برای شاعره ی محترمه سرکار خا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب خدمت شما - زیبا سروده اید.خداوند از شما بپذیراد. - - در بیت دوم شعر ، مقصود از   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ماجرای میش و بز


مـــاجـــرای مـــــیــــش بـــــز

می گـذشــتـند از مسیری میش و بز 
مـیـش حـیـران بود و بز می داد پُــز
<>
در هـوایـی  
خوش  به زیر آفــتــاب
هر دو بر خوردند بر یک جوی آب 
<>
جوی پر آبی که بر بز سخت نیست
مـیـش می ترسـیـد اما چاره چـیست
<>
میش بر خویش آمد و از جا جـهـید
جـراتـی بـر خود بداد از جو پـریـد 
<>
از بــد ایــن حــادثــه دم شــــد هـوا
زیر دم را بــز که دیــد ، آن نـــاقلا 
<>
داد زد بالا و پــایــیـــن مــی پــریـد
آی دیــدم .. وای دیــدم .. هو کـشـید 
<>
مـیـش آن سـو بـر زن رسوا شـبـیه 
بـا نـگاهـی مـثـل عـاقـل بـر سـفـیه 
<>
گــفـت ای هـمراه این آشوب چیست
می کنی رسوا رفـیقـم خوب نـیـست 
<>
این چه رسم دوستی وهمرهی است
همرهی با چون تو اوج ابلهی است
<>
ســــال ها ما دیـــده ایـــم آنجــای تو
زیــــر و رو ، پـهـلو و لای  پای تو 
<>
بـارهــا زیــر دُمَـــت را دیـــده ایـم
کی نمک بر زخـــم تو پاشــیـده ایم 
<>

دم به بالا داری و زیــــرش عـیان
کی ز دیـده عــورتـت بـاشـد نهـان 
<>
چی شده؟  یک بـار مـا را  دیده ای 
تسمــۀ  شــرم و حیا  بــبــریــده ای 
<>
ابـتــدا بــر  خود نـگاهی کـن عزیز 
با هـــیـــاهــو آبــروی کــس نــریـز 
<>

.

کلمات کلیدی این مطلب :  میش ، بز ، همسفر ، قضاوت ، عیب خود را ندیدن ، عیبجویی ، ،
موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/2/29 در ساعت : 18:36:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  247

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
نام ارسال کننده :  از غیر اعضا!     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
کاملا خصوصی:
سلام به شما بزرگوار عزیز، این نوشته یادآور یک حکایت ساختگی قدیمی است.
اما به نظر من پرداختن حضرت عالی به آن اصلا همطراز شان شما نبود و از نگاه من مصداق اکمل عبور از خطوط قرمز حیاست، البته سطحی از حیا که از مثل شما شاعر آسمانی و درس آموزنده انتظار پایبندی به آن هست؛ مرا در بیان دیدگاهم معذور بدانید؛ ببخشید؛ التماس دعا.
<>:::»»»»»»::<>:::«««««::<>
سلام
ناشناس نوشته اید کاملا خصوصی
اما من حیفم آمد همه شاهد نباشند
نمی دانم حیا را در چه دیده و چگونه معنا می کنید
کاش مثنوی مولانا را نگاهی گذرا می کردید
برادر ..یا خواهر گرامی
اندکی تامل و تدبر لازم است
تا خود را مستحق اظهار نظر بدانید
محمدرضا جعفری
1397/2/29 در ساعت : 23:22:25
درود استاد
عالی قلم زده اید /.
<>:::««««««::<>::»»»»»::<>
سلام
و سپاس جناب جعفری عزیز
پاینده باشید



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی