ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
در وهله ی اول می خواستم این شعر را از سایت حذف کنم ، آن هم نه فقط به خاطر سیاه نمایی وهن آلود در آن    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
درود بر رفیق شفیقم عباس آقای کاشانی/ برادر بزرگوار که در حیات خلوت دعوت به خواندن نقدمان فرمودید. تش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
آقاسیّدمهدی نژادهاشمی شاعر خوب و باتجربه ای است.از او شعر خوب فراوان خوانده ام و هربار تنها اشکالی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز. - ممنونم از دقت شما - خود شما و دوستان ادیب حتما واقفید که من با عروض و قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- با سلام و درود. - هشت بیت و چهارده لغزش وزنی ! - در بخش نظرات برای شاعره ی محترمه سرکار خا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب خدمت شما - زیبا سروده اید.خداوند از شما بپذیراد. - - در بیت دوم شعر ، مقصود از   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



" فرصت عشق "

وقتی تو باشی میزبان، آن دعوت عشق است

آن سفره ی احسان و لطف و نعمت عشق است

گفتی بیا گرد گناهانت بگیرم

بنده نوازی های بی اندازه ت عشق است

با کوه عصیان سوی تو، آیم چه سرخوش

قاضی تو باشی، برگ محکومیت عشق است

عفو عمومی بوده این مهمانی اما

جانان من ! این رحمت و این فرصت عشق است

پایین سفره می نشینم از خجالت

آن حد بزرگی که کنارت خفت عشق است

زیباترین معشوق ِ عاشق پروری تو

عاشق تویی، معشوق تو، این صحبت عشق است

هر وعده که دادی، عمل در آستین داشت

به به ، چه عاشق پروری ! این دولت عشق است


حسین موسوی
کلمات کلیدی این مطلب :  شعر رمضان ،
موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/2/29 در ساعت : 10:27:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  402

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
عباس خوش عمل کاشانی
1397/3/1 در ساعت : 13:25:49
آقای حسین موسوی سالهاست که اهل بخیه است و در این رسته مدعی؛ اما متأسفانه هنوز هم کوکهای ناجورش اهل فن را هم حیرت زده و هم رنجه وبرزخ می کند.حیرت افزاتر این که بخیه زنان قابلی مثل اروجی و احسانی فر و ...بر مراتب بخیه زنی حاج حسین مهرالصّحه نهاده اند!...
در غزل «فرصت عشق» اثر آقای موسوی فقط یک بیت درست و قابل اعتناست و آن هم بیت مطلع است و لاغیر.از بیت دوم تا آخر همه ی مصراعهای اول از کمبود وزن رنج می برند ؛ گرچه راه علاجشان آسان است.مثلآ مصراع اول بیت دوم را اینگونه می توان علاج کرد:
گفتی بیا گرد گناهان تو را گیرم....
یا:
گفتی بیاگرد گناهان تو بزدایم...
و البته در مصراع دوم این بیت قافیه هم غلط است.
مصراع اول بیت سوم حتمآ چنین باید:
با کوه عصیان سویت آیم گرچه شیطان گفت:
چون اگر «او» جلّ و علی قاضی باشد،برگ محکومیت عشق را امضا نمی کند....
مصراع اول بیت چهارم(البته با ردّ معنا):
عفو عمومی بوده این مهمانی ات اما...
مصراع اول بیت پنجم:
پایین سفره می نشینم زار و شرمنده....
مصراع اول بیت ششم:
زیباترین معشوق عاشق پروری آری....
و مصراع اول بیت مقطع:
هر وعده ای دادی عمل هم بود همراهش....
*البته در یک صورت می شود مصراعهای اول را هماهنگ با مصراعهای دوم یافت و آن وقتی است که حرف «ت»از کلمات قافیه را ساکن و در ردیف ادغام کنیم:...برگ محکومیتشق است ؛ یعنی ع عشق را نادیده بگیریم که این خود اشتباه بزرگتر و بارزتری است.حرف ع از عشق را نمی شود ناملفوظ گذاشت.
خداوند همه ی بخیه زنان مملکت را محفوظ بدارد.


حمید وثیق زاده انصاری
1397/3/7 در ساعت : 12:30:11
سلام

شعر از نظر وزنی بدون اشکال و بر وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن فن است که جناب خوش عمل آن را بر وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن فاعن می خوانند و معیوب می یابند. .اشتباه خوانش شعر توسط این بزرگوار مسبوق به سابقه است....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*در پاسخ نظر و نه نقد آقای انصاری فقط می توان گفت:
فأعتبروا یا اولی الابصار...و امیدوارم دوستان ارجمند ؛ بخصوص اساتید فن نظر بدهند......
وحید سلیمی بنی
1397/3/19 در ساعت : 10:8:18
استاد خوش عمل کاشانی عزیز

سلام و عرض ادب

هرچند آخرین صحبت مکتوب جنابعالی و بنده حدود دو سال پیش بود ولی این مورد که به صورت نقد شعرشعر فرصت عشق از آقای حسین موسوی مرقوم کرده اید و دیگر نظراتی که در این مورد مطرح شده نشان از تفاوت بسیار مشخصی دارد از درک جنابعالی از بحث عروض و دیگر دوستان.

طبق قاعده ای که جنابعالی به تقطیع و وزن یابی این غزل پرداخته اید وزن شعر می شود

مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن

و این کاملا صحیح و به جاست. می شود در این مورد کاملا استدلال کرد که برخی از اشارت را به عنوان شاهد مثال ذکر می کنم.

***

ترفیل زیادت کردن سببی است بر مستفعلن تا مستفعلاتن شود و آن را مرفل خوانند، یعنی دامن دراز کرده و ترفیل در اشعار عرب خوش آیندتر بوَد اگرچه بعضی عروضیان عجم بر ترفیل حرفی زیادت کرده اند و در شعر فارسی آن را تطویل نام نهاده اند و مستفعلاتن را مستفعلاتان و آن را ضرب مطول خوانده اند چنانچه به جای خویش گفته شود.

المعجم فی معاییر اشعار العجم مطعبه مجلس تهران 1314 ص 41

***

هر حرف که در خلال شعر یا در آخر آن در لفظ نیاید از تقطیع ساقط باشد چنان که گفته اند

مشتاب چندین ای پریزاد

بر کشتن عاشق به بیداد

بر وزن مستفعلن مستفعلاتن که حرف دال بر مستفعلاتن زیادت است و یکی از متکلفان بر ترفیل ((ساکنی)) زیادت کرده است و آن را تطویل نام نهاده و تقطیع این بیت بر مستفعلن مستفعلاتان آورده است و این تکلفی بارد است و برای تصحیح شعری نادرست و نظمی بی ذوق که متعنتی (؟) گفته باشد قواعد عروض برانداختن از مقاییس مطرّد آن عدول کردن وجهی ندارد.

المعجم فی معاییر اشعار العجم مطعبه مجلس تهران 1314 ص 75

***

و پیش از این گفتیم که بعضی عروضیان گران جان بر ترفیل ((ساکنی)) زیادت کرده اند و آن را تطویل نام نهاده اند و آن را ضرب مطول خوانند چنانکه گفته اند

مشتاب چندین ای پریزاد

بر کشتن عاشق به بیداد

بر وزن مستفعلن مستفعلاتان

و این بیت مسدس است و ضرب و عروضش احذّ مقصورست یعنی وتد مستفعلن انداخته اند آن که سبب را قصر کرده "مستـ " بمانده " فاع " به جای آن نهند و تقطیع این بیت چنین است

مستفعلن مستفعلن فاع

المعجم فی معاییر اشعار العجم مطعبه مجلس تهران 1314 ص 98

***

با توجه به شرحی که رفت آیا طبق قواعد عروض در بیت مطلع

وقتی تو با(مستفعلن) شی میزبان،(مستفعلن) آن دعوت ( مستفعلن ) عش (فع) ق است(لن)



آن سفره ی ( مستفعلن) احسان و لط ( مستفعلن ) ف و نعمت ( مستفعلن) عشق است (فع لن)

اما در مورد مصرع سوم

گفتی بیا( مستفعلن) گرد گنا( مستفعلن ) هانت بگیـ (مستفعلن) رم (فع)

طبق قواعد در بیت المطلع رکن ابتدا و رکن عروض قابلیت استناد دارند پس طبق وزن کشی کاملا معلوم است که شاعر از رکن انتهایی فع لن بهر برده است.

ولی در مصرع سوم رکن انتهایی مصرع را از دست می دهد و از فع استفاده می کند. که طبق قواعد دچار لغزش وزنی است.

به هر حال چنین مسئله ی واضحی برای بعضی از دوستان از جمله استاد حاج محمدی هنوز وضوح پیدا نکرده و این جای تعجب دارد.

باید دید دفاعیه شاعر نسبت به این امر چگونه است.

باز هم اقرار می کنم که درک نکات ریز و دقایق عروض را به خوبی ابراز کرده اید و هیچگونه ایرادی بر نقد شما وارد نیست.

امیدوارم مثل دفعات گذشته کل نوشته هایی که من باب نقد بر شعر دوستان ارسال کرده بودم و پاک شد این یکی هم سر زا نرود و مرحوم نشود. هر چند از سایتی که تعداد افرادی محدود و خاص آن را اداره می کنند و دوست ندارند غریبه به آن ها وارد شود امر بعیدی نیست. ولی اصلا و ابدا موافق نیستم یادگیری نکات و مسائل فدای باند و مافیای شعری بشود که متاسفانه تا به حال چیزی جز این نبوده.

عزت زیاد

حسین وفا
1397/3/12 در ساعت : 12:22:14
با سلام به سروران گرامی
ایراد وزنی که استاد خوش عمل به آن اشاره و توضیح داده اند کاملا واضح و مشهود است

وزن شعر در بیت اول و تمام مصرع های زوج در رکن آخرش «فع لن» است ولی در مصرع های فرد «فع»

در مورد حذف «ع» برای تامین وزن مورد نظر شاعر مجاز به این کار نیستیم
آن هم در شرایطی که «ع» در تمام ردیف ها تکرار شده است

ضمنا قافیه در مصرع چهارم ایراد دارد .
«اندازه» دارای حرف الحاقی است که آن هم بصورت محاوره ای استفاده شده
اندازه ات / درسته

ببخشید تکرار مکررات شد
ابراهیم حاج محمدی
1397/3/12 در ساعت : 15:8:9
درود
با توجه به مصرع چهارم (( بنده نوازی های بی اندازه ت عشق است )) مشخص می شوذ که همان قرائت دوم استاد خوش عمل عزیز از این سروده منظور شاعر است و حرف (( ت )) در تمامی مصاریع ساکن است نه متحرک به کسره . بنابر این وزن همه ی مصاریع (( مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع )) و درست است . منتها شاعر محترم با حرف عین به نحوی معامله کرده است که حتی با همزه در همه جا چنین معامله ای روا نیست . درست است که در زبان فارسی حرف عین و همزه از یک مخرج ادا می شوند و عروض هم شنیداری است اما نباید حرف عین در تلفظ مثل همزه حذف شود . به این بیت دقت کنید :
بر سر نهاده کاجی اگر تاج از آبها
از ما گرفته اند بسی باج عذابها
که در مصرع دوم باید (( باج عذاب ها )) را (( باجَذابها)) = (( باج از آبها = باجَزابها)) خواند . حالا شما بگویید عروض شنیداری است اما اگر مخاطب از روی متن نوشته شده نخواند پی نخواهد برد که بالاخره منظور شاعر باج از آبها ست یا باج عذابها ،!!!! . به هیچ وجه منطقی به نظر نمی رسد که (( از عابران ))) را (( ازابران یا عزا بران)) یا (( از عَلَم )) را (( ازَلَم = از الم )) یا (( به عشّاق )) را (( بشّاق )) یا (( به عطّار)) را (( بطّار)) قرائت کرد . به همین دلیل نمونه ای از چنین معامله ای با حرف عین در آثار هیچیک از فحول ادب پارسی همچون سعدی و حافظ و مولانا و خواجو و عطار و بیدل و ...... نمی توان یافت .
ابراهیم حاج محمدی
1397/3/23 در ساعت : 1:34:4
جناب سلیمی بنی عزیز .درود بر شما
استاد خوش عمل عزیز خودشان احتمال خوانشی دیگر از شعر مورد نقد را داده اند و اذعان فرموده اند که در صورتی که این خوانش را از شعر داشته باشیم وزن شعر ایرادی ندارد و من هم قرینه ای در شعر ارائه کرده ام که از آن قرینه بدست می آید که سراینده ی شعر خوانش دوم مورد نظرش بوده است نه خوانش اول . بله طبق خوانشی که شما از شعر دارید و استاد خوش عمل نیز خوانش نخستینشان همان بوده است من نیز معتقدم که وزن بسیاری از مصاریع معیوب است . اما عزیز جان برادر شاعر محترم این خوانش منظورشان نبوده است
وحید سلیمی بنی
1397/3/26 در ساعت : 14:37:48
درود بر استاد حاج محمدی عزیز
در مصرع چهارم واژه ی " اندازه ت " هم خوانش مدعایی شاعر را زیر سئوال می برد. بگذریم که هدف فقط مرور قواعد بود و بررسی مجدد آن ها

وگرنه توصیه بهتر بنده این است که فایل صوتی شعر هم بارگزاری شود و یا اگر برای شاعر عزیز مقدور است به دنبال شعرشان برای هر مخاطبی راه بیفتند و صحیحش را بخوانند تا ما "ملا لغتیان کلاه نمدی" دچار چنین آشفتگی ذهنی نشویم و سر آسوده به بستر بگذاریم تا دنیا زیر و رو نشده از این خبط عروضی.
متوجه توجیه صحیحتان شدم و ممنونم که وقت گذاشتید برای توضیح مطلب.
سپاس گزارم
عزت زیاد



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی