ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
در وهله ی اول می خواستم این شعر را از سایت حذف کنم ، آن هم نه فقط به خاطر سیاه نمایی وهن آلود در آن    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
درود بر رفیق شفیقم عباس آقای کاشانی/ برادر بزرگوار که در حیات خلوت دعوت به خواندن نقدمان فرمودید. تش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
آقاسیّدمهدی نژادهاشمی شاعر خوب و باتجربه ای است.از او شعر خوب فراوان خوانده ام و هربار تنها اشکالی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز. - ممنونم از دقت شما - خود شما و دوستان ادیب حتما واقفید که من با عروض و قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- با سلام و درود. - هشت بیت و چهارده لغزش وزنی ! - در بخش نظرات برای شاعره ی محترمه سرکار خا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب خدمت شما - زیبا سروده اید.خداوند از شما بپذیراد. - - در بیت دوم شعر ، مقصود از   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



صخره 3
 
شدی ویرانی فردی که مانده روی سوگندش
اگرچه تلخ بودی او تو را پنداشته قندش
 
همیشه می شود پیدا یکی در باورِ حافظ
که می بخشد برای تو بخارا و سمرقندش
 
یکی غمگین تر از تنهاییِ یک صخرۀ سنگی
که بعد از تو ندیده آینه تصویر لبخندش
 
یکی از جنس واژه با سکوتی مملو از فریاد
که نشنیده صدایش را کسی غیر از خداوندنش
 
یکی مانند شهری که فقط او ساکن آنجاست
که بویت را بگیرد از خیابان ها و دربندش
 
نمی داند کجا را زیر پا بگذارد اصلا یا ...
نمی داند کجای این زمین بلعیده اروندش
 
جهت ها و مسافت گم شود در ذهن هرکس که
شکسته خاکریز و مضمحل گشته پدافندش
 
چه می شد می گرفتی دستِ محکومِ زمستان را
و با خود می کشیدی سمت فروردین از اسفندش
 
#حسین_وفا
کلمات کلیدی این مطلب :  صخره ، حافظ ، اروند ، وفا ،
موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/2/28 در ساعت : 23:43:1   |  تعداد مشاهده این شعر :  133

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
حسین احسانی فر
1397/2/29 در ساعت : 8:7:11
درود بر حسین جانم
زیبا سرودی برادرم
حسین وفا
1397/2/29 در ساعت : 23:51:34
سلام و ارادت حسین جان عزیزم
منت دارم
صمد ذیفر
1397/2/30 در ساعت : 2:51:5
سلام
و در ود و دستمریزاد بر حسین عزیز
احسنت.... لذت بردم
قلم تان همواره نویسا باد
<>:::::««««««««::<>::»»»»»»»::::<>
یکی از جـــنــــس واژه با سکوتی مــمــلو از فـریاد
که نشنیده صدایش را کسی غیر از خداوندنش
<>:::::««««««««::<>::»»»»»»»::::<>
حسین وفا
1397/3/4 در ساعت : 0:45:3
سلام و احترام و ارادت استاد ذیفر گرانمهر
منت دار مهر توجهتان هستم
سایه تان مستدام



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی