ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
دوست گرامی! " درفش " و " بنفش " با " کفش" هم قافیه می شود نه با " نبش" - دیروز آن را در قسمت " ارس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام .تصویرهای این شعر مال چند صد سال قبل است.شعرباید با کلمات وتصویرهای به روز بیان شود.کلماتی مانن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
درود بر شما - ولی امسال سال خروس نیست طبق سنت دیرین ما البته در برخی از گاهنامه ها به اشتباه آن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
دوست عزیز اگر شما در کلمه بازی - حرف ز و حرف ی را جدا جدا تلفظ نمایید خودتان متوجه خواهید شد که مش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
رضا محمدصالحی



همان شب که کشتی ات آتش گرفت ...



رعایت نکن حال و روز مرا برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها ...از آن هُرم و انبوه گرما بگو
 
تو رفتی که دنیا بخندد به ما چرا گریه شد سهم فردای ما
چه شدآب آتش گرفت و تنت ، در آن سوخت خاموش و تنها ؟ بگو
 
همان صبح ، صبح پر از ماجرا که از زیر قرآنِ من رد شدی
نگاهت پر از راز بود و دلم ، فروریخت ... از راز مانا بگو
 
همان شب که کشتی ات آتش گرفت خیالم پر از بیم بود و امید
تو از عرشه بالا پریدی و من، نشستم به خاک سیه ... ها بگو
 
بگو روح برگشته پیش خدا ، بگوعرش زیباتر است از زمین!
بغل کرده بالانشینی تو را  ، از آغوش گرم مسیحا بگو
 
بیا پیش ایوانِ دلواپسی دوباره نشینیم و صحبت کنیم
من و شروه خوانی برای غمت تو از آخر رنج دنیا بگو
(رضامحمدصالحی)

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/1 در ساعت : 17:31:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  165

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
محمدرضا جعفری
1396/11/1 در ساعت : 21:56:27

رعایت نکن حال و روز مرا
برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها
از آن هُرم و انبوه گرما بگو

درود استاد / مطلعی فوق العاده و ابیاتی بسیار متفکرانه / محفوظ باشید در ظل توجهات حضرت حق
ان شاالله تعالی
خلیل ذکاوت
1396/11/2 در ساعت : 9:26:56
سلام.
آفرین.
دست مریزاد.



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی