ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب جناب میرزائی عزیز و بزرگوار - غزل زیبای حضرتعالی کمی تحت تأثیر ردیف سخت آن قرار گرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
سروده ی اجتماعی چهارده بیتی جناب علی رضا قزوه از زاویه ی دوم شخص جمع ، با آن که حسن مطلع زیبایی دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
درود بر جناب عارف بزرگوار. - غزل زیبایی سروده اید وبر دل نشست. - مطلع شعر زیباست و زیبا تر می شو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
درود مجدد به استاد بزرگوار و نورچشمم جناب حاج محمدی عزیز. - ممنونم از این که بنده را با بیتی زیبا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر دوست عزیز جناب اقای احسانی فر. - ضمن تأیید کلیه ی گفته های حضرت عالی فقط بگویم: - وزن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
درود بر شما بزرگوار. - این شعر بر وزن غیر رایج «فاعلن مفاعلن مفاعلن» سروده شده است.موضوع شعر ، اجت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب به محضر استاد گرامی. - از نقد شما بر سروده ام سپاسگزارم. - در این سروده پناه برده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- اگر چه در زیر ذرّه بینی ، دقیق، هرگز ندیده مارا - چه خوش نوازیده کردگارا، بنی سلیمی وحید ما ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خجسته فر، پر، شد آنچنان از شمیم گلها سحر شکوفا - که پُر طروات تراوَد از طبعِ شاعران شعرِ تر شکوفا<   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم . - این شعر را چه کسی باید به خود بگیرد ؟ - کل نظام جمهوری اسلامی ؟ - بخش ا   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
رضا محمدصالحی



همان شب که کشتی ات آتش گرفت ...



رعایت نکن حال و روز مرا برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها ...از آن هُرم و انبوه گرما بگو
 
تو رفتی که دنیا بخندد به ما چرا گریه شد سهم فردای ما
چه شدآب آتش گرفت و تنت ، در آن سوخت خاموش و تنها ؟ بگو
 
همان صبح ، صبح پر از ماجرا که از زیر قرآنِ من رد شدی
نگاهت پر از راز بود و دلم ، فروریخت ... از راز مانا بگو
 
همان شب که کشتی ات آتش گرفت خیالم پر از بیم بود و امید
تو از عرشه بالا پریدی و من، نشستم به خاک سیه ... ها بگو
 
بگو روح برگشته پیش خدا ، بگوعرش زیباتر است از زمین!
بغل کرده بالانشینی تو را  ، از آغوش گرم مسیحا بگو
 
بیا پیش ایوانِ دلواپسی دوباره نشینیم و صحبت کنیم
من و شروه خوانی برای غمت تو از آخر رنج دنیا بگو
(رضامحمدصالحی)

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/1 در ساعت : 17:31:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  299

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
محمدرضا جعفری
1396/11/1 در ساعت : 21:56:27

رعایت نکن حال و روز مرا
برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها
از آن هُرم و انبوه گرما بگو

درود استاد / مطلعی فوق العاده و ابیاتی بسیار متفکرانه / محفوظ باشید در ظل توجهات حضرت حق
ان شاالله تعالی
خلیل ذکاوت
1396/11/2 در ساعت : 9:26:56
سلام.
آفرین.
دست مریزاد.



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی