ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود. - ضمن تایید انتقاد استاد خوش عمل کاشانی ، خالق این اثر باید بداند برای اینکه واقف شود قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همه ی عزیزان دل ؛ حتی دوستان کرامند گرانمهر و اساتید مفضالی که در نقد قلمی موشکاف دارند ؛ ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
*قافیه در این سروده کجاست؟ - شاعر «افسون»جناب مرتضوی ـ که به نظرم پیش از این شعرهای قابل اعتنایی ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
*نگاهی گذرا..... - سراینده ی مستزاد حاضر جناب ذیفر عزیز ای کاش برای انتشار این سروده دست نگه می دا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام علیکم جناب عباس آقای خوش عمل کاشانی. حسن نظر شما و حفظ بی طرفی تان در نقد شعر از همان سطرهای نخ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. شعری خوب و خوش ساخت در سبک شعرای کلاسیک خواندم. با این حال خوانش دقیق بیت چهارم موجب نوعی تشوی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - لازم است نکات زیر را خدمت شاعر گرامی عرض کنم: - در بیت اول مصرع دوم «خواب را بهاری کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با ذکر این نکته که سروده ی مورد بررسی غزل خوبی بود لازم است نکات زیر را خدمت شاعر گرامی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود وسپاس - من بر این باورم شعری که سروده و پخش گردید،دیگر از شاعر نیست. ازمخاطب و خواننده شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عبدالحمید انصاری
درود استاد عزیز - سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید - و خوشحالم که این دریای آرام را سروده ی ضعیف و   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
رضا محمدصالحی



همان شب که کشتی ات آتش گرفت ...



رعایت نکن حال و روز مرا برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها ...از آن هُرم و انبوه گرما بگو
 
تو رفتی که دنیا بخندد به ما چرا گریه شد سهم فردای ما
چه شدآب آتش گرفت و تنت ، در آن سوخت خاموش و تنها ؟ بگو
 
همان صبح ، صبح پر از ماجرا که از زیر قرآنِ من رد شدی
نگاهت پر از راز بود و دلم ، فروریخت ... از راز مانا بگو
 
همان شب که کشتی ات آتش گرفت خیالم پر از بیم بود و امید
تو از عرشه بالا پریدی و من، نشستم به خاک سیه ... ها بگو
 
بگو روح برگشته پیش خدا ، بگوعرش زیباتر است از زمین!
بغل کرده بالانشینی تو را  ، از آغوش گرم مسیحا بگو
 
بیا پیش ایوانِ دلواپسی دوباره نشینیم و صحبت کنیم
من و شروه خوانی برای غمت تو از آخر رنج دنیا بگو
(رضامحمدصالحی)

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/1 در ساعت : 17:31:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  248

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
محمدرضا جعفری
1396/11/1 در ساعت : 21:56:27

رعایت نکن حال و روز مرا
برای من از خشم دریا بگو
برای من از نفت و از شعله ها
از آن هُرم و انبوه گرما بگو

درود استاد / مطلعی فوق العاده و ابیاتی بسیار متفکرانه / محفوظ باشید در ظل توجهات حضرت حق
ان شاالله تعالی
خلیل ذکاوت
1396/11/2 در ساعت : 9:26:56
سلام.
آفرین.
دست مریزاد.




کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی