ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : حسن جعفری بیجاربنه
بادرود و عرض ادب ، دوست عزیزم جناب وفا - از دقّت و توجه شما به جزئیات بسیار ممنونم - نقد فنی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سالومه افلاکی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام جناب جعفری عزیز - سروده زیبایتان را خواندم - چند نکته کوتاه : - در مصرع دوم «که»   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و ممنون جناب یزدی عزیز - قلمتان مانا - - در بیت پایانی «در» از قلم افتاده و «آمده» را بص   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو افلاکی عزیز - سروده زیبا و لطیفی خواندم - - وزن شعر فعلاتن فعلاتن فعلتن فع ل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : امیر یزدی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
متأسفانه غزل"دلم برای خوشی های زندگی تنگ است" با حشو و پریشانی نگارشی و معنایی همراه است و دست بیت ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام دست مریزاد - جسارتا بجای چهارده شمس الضحی بگین یازده شمس الضحی چون هم معنی و هم وزنش درست نیس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
تکرار عیب قافیه - در این غزل پنج بیتی، شاعر دوبار از درِ عیب قافیه، " نگاه" را با "دمادم"، "هم"، "   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - - حقیر واژه شب را در بیت سوم خالی از لطف نمی بینم. - حضور این واژه بر ا   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
محمد حسین خوش عمل



...تا لحظه ی موعود!
...توآمدی به هیئت یک قدیس
پوشیده جامه ای
ازتاروپود صمیمیت
وچشمهایت نجابت را
بی آنکه کلامی ردوبدل شود
جار می زد
ومن ازانحنای جاده ی خاطرات
پویشی را شروع می کردم
که درشیوع عشق تو
نوررادرمنشورخاطراتم
به چهره ات هاشور می زد
*
خواب بودم که دلم شور می زد
وناگهان
باانفجاری ملیح ازحریرصدای تو
پلک گشودم
چشمانم کم سوی گریه بود
که درمقابل پنجره ی چشمانت
که روبه نور پرسه می زد
تاریکی را به خلسه می برد..
گویی ازآخربه اول آمده ایم
وتا لحظه ی موعود
ثانیه هارا به انتظارمیشماریم
تابرطلوع ماه عسل..
واین ظرف شکرک بسته را
که روزی حلاوت بخشم بود
به حرارت بودنت
زلال جاری عسل شد
درجامی به وسعت تنهایی هایم
که گفتی به برودتی مراقبه اش کن
ومن
دلتنگ دلتنگی های تو
وتو
بندخورده به غرور
بندبند دلم را به لرزه می آوری
ومن گریان
درحجم خود نمی گنجم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،
موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1396/10/1 در ساعت : 13:26:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  204

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
ابوالقاسم افخمی اردکانی
1396/10/2 در ساعت : 11:51:7
واین ظرف شکرک بسته (را)
که روزی حلاوت بخشم بود
به حرارت بودنت
زلال جاری عسل شد
درجامی به وسعت تنهایی هایم
که گفتی به برودتی مراقبه اش کن
ومن
دلتنگ دلتنگی های تو

درود...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر استاد آزاده جناب دکتر افخمی بزرگوار و عزیز....



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی