ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
درود بر شعرا و سروران عزیز شاعران ایرافتا - هر چند تا به این لحظه که این خطوط را قلمی می کنم، علیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
" چشمک " را حتما بخوانید - قبل از نقد باید تبریک بگویم به بانو منصوره نوروزی بابت " چشمک " شان که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
دوست گرامی! " درفش " و " بنفش " با " کفش" هم قافیه می شود نه با " نبش" - دیروز آن را در قسمت " ارس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خاکی ترین پرواز - رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست - ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
معصومه سادات شاکری



زنی که شاعر است
«زنی که شاعر است»
 
گاهی تنهایی یک زن
آن قدر عمیق است
نمی شود از کلمه ای به کلمه ی دیگر
از سرزمینی به سرزمین دیگر
به فراموشی برود
بعضی ها نمی دانند
زنی که شاعر است
حساس تر
بیشتر می شکند
تا واژه ها را کنار هم بگذارد
فقط خدا می داند
چقدر باران را قدم می زند
بعضی ها
که فقط زبان شان را می چرخانند
نمی فهمند
یک زن
همین طور که شعر می گوید
فکر می کند
به خرید سبزی که شاهی بیشتری داشته باشد
که مرد کارگرش دوست دارد
به قبض های ردیف شده
به چرخ خیاطی
که صبوری دست هایش را کم می آورد
به این که جوری حساب و کتاب کند
آخر ماه پول اجاره کم نیاید
زنی که شاعر است
نمی گذارد
کودکان را
آموزش نظامی بدهند
که سیاووش ها را سر ببرند.
رو می کند
دست مهدعلیا را
تا حاجب الدوله
حکمش را به گور ببرد
تا در امان بماند امیرکبیر ...
می تواند مرد باشد
مثل ریزعلی
قطاری را نگهدارد که ماتم می آورد
که قرار است شانه های چند مادر بلرزد
نمی گذارد
آل سیاه
با نام سپید خدا
روی پرچم اش
نان از جنگ بخورد
که بیشتر از این
سوگوارپرندهها نباشیم
نمی گذارد
ملک سلمان
در ضیافت شام دوستانه اش
همین طور که موشک ها را می شمارد
فکر کند به جشن های رقص شمشیر
به توهم این که حقوق بشر
چقدر برازنده ی اوست !
زنی که شاعر است
می تواند از بلندگوی شعرهایش
صلح را
در تمام جهان
منتشر کند.

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/8/30 در ساعت : 8:39:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  160

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
خدابخش صفادل
1396/8/30 در ساعت : 8:48:56
درود
بسیار زیبااست،آفرین.به ویژه بخش های دوم وپایانی شعر،خیلی سخن دارد!
مهدعلیا امیرکبیر، صلح جویی زن،ریزعلی،آل سیاه و... عالی است.



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی