ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - لازم است نکات زیر را خدمت شاعر گرامی عرض کنم: - در بیت اول مصرع دوم «خواب را بهاری کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با ذکر این نکته که سروده ی مورد بررسی غزل خوبی بود لازم است نکات زیر را خدمت شاعر گرامی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود وسپاس - من بر این باورم شعری که سروده و پخش گردید،دیگر از شاعر نیست. ازمخاطب و خواننده شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عبدالحمید انصاری
درود استاد عزیز - سپاسگزارم از وقتی که گذاشتید - و خوشحالم که این دریای آرام را سروده ی ضعیف و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
استاد «خدابخش صفادل» که ارادتمند ، ایشان را «صفابخش خدادل» هم می نامم یکی از نخبه شاعران غزلپرداز م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
امروز نگاهی گذرا ـ مثلآ به عنوان نقد و بررسی ـ به مثنوی - «سال بعد ، سال بد» سروده ی جناب مهرداد ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
جناب صفادل ! - سلام! - این بیت : - با این حلاوتی که به من خیره می شوی ، - هر بار بیشتر بشود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با نام و آثار «عبدالحمید انصاری» مدتهاست آشنایی دارم و او را شاعری مسلط می دانستم که با عروض آشنایی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
دوست گرامی! " درفش " و " بنفش " با " کفش" هم قافیه می شود نه با " نبش" - دیروز آن را در قسمت " ارس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرسه_ی_در_خیالات

نقش های ملون روز که خسته ام میکند 

به تک رنگی شب پناه می برم
شب بال در می آورد
و چون مادری مهربان 
مرا در آغوش می گیرد .
در فاصله پلک با چشم هایم
صحنه سیرک ستاره گان آغاز می شود.
مردمک هایم از میان این همه گلوله آتشین 
که در چشم هایم فرو می ریزند،
رد پای ستاره ی تنهای شب را می گیرد 
تا انتهای خیالاتم را با آن پیوند زنند
در تمام این مدت
ماه با آن قرص روشن 
که از تنهایی ورم کرده است،
دنبالم می کند 
نقش ستاره گان پر رنگ تر می شود
یارای تماشا از چشم هایم گرفته می شود 
و پلک های روی هم می ریزند
و قدرتی ماورای انتهای شب را با سپیده صبح بخیه می زند 
اندکی بعد ...
صدای مرغ همسایه تنها صدایست 
که از شب بجا مانده است.

کلمات کلیدی این مطلب :  پرسه ، ی ، در ، خیالات ،
موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/19 در ساعت : 13:6:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  107

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.




کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی