ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
درود بر شعرا و سروران عزیز شاعران ایرافتا - هر چند تا به این لحظه که این خطوط را قلمی می کنم، علیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
" چشمک " را حتما بخوانید - قبل از نقد باید تبریک بگویم به بانو منصوره نوروزی بابت " چشمک " شان که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
دوست گرامی! " درفش " و " بنفش " با " کفش" هم قافیه می شود نه با " نبش" - دیروز آن را در قسمت " ارس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خاکی ترین پرواز - رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست - ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
منصوره نوروزی



چشمک
عکس لبخندش که روی میز چشمک می زند 
گرد آن چندین ستاره ریز  چشمک می زند 
 
دفتر شعرم کتاب داستانم تبلتم 
کیف و حتی خودنویسم نیز چشمک می زند
 
آفتاب گرم تابستان میان کرکره 
تا بفهماند به من  برخیز چشمک می زند 
 
می زنم از خانه بیرون باز من دیوانه ام 
عابری هیکل درشت و هیز چشمک می زند
 
هیچ کس اینجا نمی داند دلم درگیر کیست
سایه ام حتی به من یکریز  چشمک می زند 
 
جنب  مقصودیه حالا وارد فرعی شدم 
ریسه های کافه شاندیز چشمک می زند 
 
 باورش سختست پشت خط کشی سمت چراغ 
چشمهای گرد یک   ماتیز چشمک می زند 
 
رمز کارتم  را به خود پرداز وارد می کنم 
باجه تا پولی کند واریز چشمک می زند 
 
 آخرش محصول این کابوسهای خنده دار 
می شود یک  زن که حلق آویز چشمک می زند !
 
منصوره نوروزی
کلمات کلیدی این مطلب :  چشمک_منصوره_نوروزی ،
موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1396/3/8 در ساعت : 14:5:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  315

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
وحید سلیمی بنی
1396/3/8 در ساعت : 18:5:34
" چشمک " را حتما بخوانید
قبل از نقد باید تبریک بگویم به بانو منصوره نوروزی بابت " چشمک " شان که بر دل نشست و داستان کوتاه زیبایی را که در قالب غزل ارائه کرد. مرحبا بانو احسنت بر شما
و اما " چشمک "
داستان گونه ی کوتاهی است که در قالب غزل و با ابتدایی ترین و سطحی ترین واژه های کاربردی و به نرمی شکل گرفته.
" چشمک " ماحصل انتخاب دقیق وزن روانی در بحر رمل و تسلط بانو منصوره بر این وزن است. اعراض از زیاده گویی، وراجی، خود بزرگ بینی، از دماغ فیل افتادگی، تافته ای جدا بافته بودن و هزار و یک اما و اگر دیگر " چشمک " را " چشمک " می کند. نمونه ای از شعر جدید در قالبی کهن با داستانی که از جریان سیال ذهن شاعری بی پیرایه برخاسته و راه نفوذ به گوش و دل مخاطب را خوب بلد است.
" چشمک " مسیرش را هموار کرده و در دل مخاطبان نشسته و منتظر است تا در لحظه ی آخر و در بیت آخر کاری ترین و محکم ترین ضربه ای را که قرار است وارد کند، وارد کند. " چشمک " در این نقطه هم عالی عمل می کند. با مقطعی بسیار بران و سهمناک
آخرش محصول این کابوسهای خنده دار
می شود یک زن که حلق آویز چشمک می زند
هزاران احسنت و آفرین بر خالق " چشمک " دست مریزاد
عزت زیاد



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی