ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خاکی ترین پرواز - رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست - ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام .تصویرهای این شعر مال چند صد سال قبل است.شعرباید با کلمات وتصویرهای به روز بیان شود.کلماتی مانن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
درود بر شما - ولی امسال سال خروس نیست طبق سنت دیرین ما البته در برخی از گاهنامه ها به اشتباه آن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
دوست عزیز اگر شما در کلمه بازی - حرف ز و حرف ی را جدا جدا تلفظ نمایید خودتان متوجه خواهید شد که مش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
عظیمه ایرانپور



خاکی ترین پرواز
رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست
آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست
 
هرکدام از زخم هایم بخشی از "من" را گرفت
برق چشمان تو را ارزان نیاوردم به دست
 
آسمانی هستی و خاکی تر از اهل زمین
رشته های تیره ی شب را نگاه تو گسست
 
در هیاهوی میان قصه ها ساکت شدم
واژه های سبز تو قفل سکوتم را شکست
 
در قفس بودم که یاد تو مرا دیوانه کرد
رو به من دیدم در ناآشنایی باز هست
 
رو به پایین پر کشیدم تا ببینی من خودم
سال ها بیزار بودم از بلندی های پست


عظیمه ایرانپور
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  سنگ ، پرواز ، قفس ،
موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1395/10/12 در ساعت : 10:40:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  333

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
وحید سلیمی بنی
1396/2/14 در ساعت : 11:5:56
خاکی ترین پرواز
رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست
هرکدام از زخم هایم بخشی از "من" را گرفت برق چشمان تو را ارزان نیاوردم به دست
آسمانی هستی و خاکی تر از اهل زمین رشته های تیره ی شب را نگاه تو گسست
در هیاهوی میان قصه ها ساکت شدم واژه های سبز تو قفل سکوتم را شکست
در قفس بودم که یاد تو مرا دیوانه کرد رو به من دیدم در ناآشنایی باز هست
رو به پایین پر کشیدم تا ببینی من خودم سال ها بیزار بودم از بلندی های پست
عظیمه ایرانپور
همیشه مخاطب برای شنیدن توضیحات در کنار شما نیست.
اگرچه " خاکی ترین پرواز " تسلط سواری شاعر را بر این وزن به خوبی نشان داده ولی از همان ابتدای ورود به غزل گنگ بودن مفهوم بیت مطلع به مخاطب القا می کند با شاعری همراه خواهد بود که پیچیدگی های ذهنی فراوانی دارد. شاعر بدون استفاده از ردیف غزلی را پرورانده که هر شش بیت آن از ذهنی متلاطم و مواج سرچشمه می گیرد. ذهنی مواج که با سکون زبان درگیر می شود و به سبب عدم هماهنگی لازم بین ذهن و زبان مفهوم بسیار نابی را ناپخته و غیر قابل هضم به مخاطب تحویل می دهد. بیت اول این غزل به روشنی مصداقی خواهد بود بر عرایضم.
رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست
اگر شاعر حضور فیزیکی نداشته باشد و نتواند برای این بیت توضیحی ارائه کند، برداشت مخاطب چگونه خواهد بود؟
و همچنین در این بیت
رو به پایین پر کشیدم تا ببینی من خودم سال ها بیزار بودم از بلندی های پست
" ببینی من خودم " ترکیبی است که بعد از حرف شرط (تا) ناقص رها شده. شناسه ی (م) بعد از واژه ی خود اگر با فعلی همراه باشد معنی دار خواهد بود ولی اگر با شناسه دیگری مثل (من – منم) همراهی می کرد احتیاجی به فعل نداشت.
در اغلب موارد درگیری های ذهنی و تلاطم روحی شاعر جرقه ای خواهد بود برای سرودن شعر و اگر شاعر بتواند زبان قلم را در خدمت تداعی اشعار در قالب واژه ها به نحوی بگیرد که برای مخاطب قابل هضم و سهل باشد البته توفیق بیشتری خواهد داشت.
به هر حال نقد و نظری بود شخصی که برای گرمی بازار قلمی شد و هیچ اصراری برای پذیرش این نکات برای شاعر نیست تا نظر دیگر دوستان چه باشد.
عزت زیاد
رضا محمدصالحی -
1395/10/12 در ساعت : 11:5:9
سلام و درود

زیباست ... دست مریزاد


عظیمه ایرانپور
1395/10/13 در ساعت : 10:14:19
سلام بزرگوار
سپاس از لطفتون
آزاده سالمی
1395/10/15 در ساعت : 14:56:32
درود بر شما
عظیمه ایرانپور
1395/10/16 در ساعت : 10:54:50
سپاس از شما
حسین وفا
1395/10/17 در ساعت : 17:37:39
سلام
مثل همیشه بسیار زیبا
درود به این همه احساس .. هزاران
عظیمه ایرانپور
1395/10/20 در ساعت : 11:9:6
سلام گرامی
سپاس از لطف و همراهی همیشگی شما
اکرم بهرامچی
1395/10/18 در ساعت : 1:11:24
رو به پایین پر کشیدم تا ببینی من خودم
سال ها بیزار بودم از بلندی های پست
درود بر شما نازنین بانو
عظیمه ایرانپور
1395/10/20 در ساعت : 11:10:14
سلام بانو
سپاس از نگاه مهربان شما
زهرا علی بابایی
1396/1/3 در ساعت : 23:31:30
واژه های سبز تو قفل سکوتم را شکست

زیبا بود ، لذت بردم، سپاس
عظیمه ایرانپور
1396/1/17 در ساعت : 12:22:50
سلام بانو
سپاس از لطفتون



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی