ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
" چشمک " را حتما بخوانید - قبل از نقد باید تبریک بگویم به بانو منصوره نوروزی بابت " چشمک " شان که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
دوست گرامی! " درفش " و " بنفش " با " کفش" هم قافیه می شود نه با " نبش" - دیروز آن را در قسمت " ارس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خاکی ترین پرواز - رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست - ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام .تصویرهای این شعر مال چند صد سال قبل است.شعرباید با کلمات وتصویرهای به روز بیان شود.کلماتی مانن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
غلامعباس سعیدی



شاعر آن نیست که ...
شاعر آن نیست که یک لقمه ببندد دهنش را
یا ببندد دهن از ترس و نگوید سخنش را

شاعر آن است که پیش از قلم و دفترش آرد
بر زبان اشهدِ خود را و بپوشد کفنش را

آبِ پاکی به سرِ خویش بریزد که بشوید
کرده در دل نیتِ غسلِ شهادت بدنش را
 
صله و سکّه و پاداش و لقب هیچ نگیرد
نسپارد به قفس طوطیِ شکّر شکنش را

تا که مجبور نباشد سخنِ یاوه ببافد
بشود خانه نشین ول بکند انجمنش را

جای چشم و لب و زلف و کمر و وسوسۀ نفس
غمزه و عشوه و گردن... بنویسد وطنش را

بسراید وطنش را و به مردم بنماید
قلتبانانِ سراپا غلطِ قلتشنش را

بزند آینه از شعر و به کشور بنماید
این فضای خفه اش را و محیطِ خفنش را

بنویسد که در این گستره پاییز و زمستان
خشک کردند بهار و گل و سرو و چمنش را

بنویسد که ببینید در این باغ شکستند
گردنِ نخلِ ترش را کمرِ نارونش را

بنویسد که شد آن جنگلِ انبوه بیابان
باد برده است از این دامنه حتّی گونش را

زنده گر حضرت یعقوب شود یکسره بیند
گوشه تا گوشۀ این گستره بیت الحزنش را


کوه قی کرد افق نیز پس آورد که پیشاب
آسمان کرد در این چشمه و هم زد لجنش را

#غلامعباس_سعیدی
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،
موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1395/9/24 در ساعت : 22:22:24   |  تعداد مشاهده این شعر :  283

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
معصومه سادات شاکری
1395/9/27 در ساعت : 8:0:35
سلام ،شعر نابی بود.
غلامعباس سعیدی
1395/9/28 در ساعت : 17:9:19
سلام و درود بر شما

سپاسگزارم
فرج الله نعمتي(نادر)
1395/10/15 در ساعت : 14:57:40
استاد سعيدي، بيت آخر را بسيار خشماگين سروده‌ايد. جرئت تخيل و تفكرتان را ارج مي‌نهم. مانا و سرايا باشيد. يا حق. نادر
غلامعباس سعیدی
1395/10/16 در ساعت : 13:23:28
سلام و درود بسیار بزرگوار
لطف دارید



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی