ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی شهودی
بسم الله الرحمن الرحیم - متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد. سعدی - ضمن سپاس از توجه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
به استقبال سعدی رفتن آن هم با زبانی کهنه تر از زبان روزگار شیخ اجل کار پسندیده و خوشایندی نیست.به هر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
درود بر استاد حاج محمدی عزیز - در مصرع چهارم واژه ی " اندازه ت " هم خوانش مدعایی شاعر را زیر سئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
جناب سلیمی بنی عزیز .درود بر شما - استاد خوش عمل عزیز خودشان احتمال خوانشی دیگر از شعر مورد نقد را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
استاد خوش عمل کاشانی عزیز - - سلام و عرض ادب - - هرچند آخرین صحبت مکتوب جنابعالی و بنده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - با توجه به مصرع چهارم (( بنده نوازی های بی اندازه ت عشق است )) مشخص می شوذ که همان قرائت د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
با سلام به سروران گرامی - ایراد وزنی که استاد خوش عمل به آن اشاره و توضیح داده اند کاملا واضح و مش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فتاح ابورند
بادرود بیکران بمحضرتان استاد بنظرم بیت:آیینه اگر از تب وتابندگی افتاد.....بنظرحقیر جمله شرطی است ول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حمید وثیق زاده انصاری
سلام - - شعر از نظر وزنی بدون اشکال و بر وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن فن است که جناب خوش عمل آن    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
غلامعباس سعیدی



شاعر آن نیست که ...
شاعر آن نیست که یک لقمه ببندد دهنش را
یا ببندد دهن از ترس و نگوید سخنش را

شاعر آن است که پیش از قلم و دفترش آرد
بر زبان اشهدِ خود را و بپوشد کفنش را

آبِ پاکی به سرِ خویش بریزد که بشوید
کرده در دل نیتِ غسلِ شهادت بدنش را
 
صله و سکّه و پاداش و لقب هیچ نگیرد
نسپارد به قفس طوطیِ شکّر شکنش را

تا که مجبور نباشد سخنِ یاوه ببافد
بشود خانه نشین ول بکند انجمنش را

جای چشم و لب و زلف و کمر و وسوسۀ نفس
غمزه و عشوه و گردن... بنویسد وطنش را

بسراید وطنش را و به مردم بنماید
قلتبانانِ سراپا غلطِ قلتشنش را

بزند آینه از شعر و به کشور بنماید
این فضای خفه اش را و محیطِ خفنش را

بنویسد که در این گستره پاییز و زمستان
خشک کردند بهار و گل و سرو و چمنش را

بنویسد که ببینید در این باغ شکستند
گردنِ نخلِ ترش را کمرِ نارونش را

بنویسد که شد آن جنگلِ انبوه بیابان
باد برده است از این دامنه حتّی گونش را

زنده گر حضرت یعقوب شود یکسره بیند
گوشه تا گوشۀ این گستره بیت الحزنش را


کوه قی کرد افق نیز پس آورد که پیشاب
آسمان کرد در این چشمه و هم زد لجنش را

#غلامعباس_سعیدی
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،
موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1395/9/24 در ساعت : 22:22:24   |  تعداد مشاهده این شعر :  385

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
معصومه سادات شاکری
1395/9/27 در ساعت : 8:0:35
سلام ،شعر نابی بود.
غلامعباس سعیدی
1395/9/28 در ساعت : 17:9:19
سلام و درود بر شما

سپاسگزارم
فرج الله نعمتی (نادر)
1395/10/15 در ساعت : 14:57:40
استاد سعيدي، بيت آخر را بسيار خشماگين سروده‌ايد. جرئت تخيل و تفكرتان را ارج مي‌نهم. مانا و سرايا باشيد. يا حق. نادر
غلامعباس سعیدی
1395/10/16 در ساعت : 13:23:28
سلام و درود بسیار بزرگوار
لطف دارید



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی