ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : وحید سلیمی بنی
خاکی ترین پرواز - رو به آغوش تو راه پر کشیدن را نبست آن همه سنگی که بر روی پر و بالم نشست - ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود و عرض ادب - غزل بسیار زیبایی را خواندم اصولن با مته به دخشخاش گذاشتن در شعری به این قدرت چند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام مجدد - دنیای شعر من از حضرت علی (ع) لبریز از مضامینیست که باورهایم را شکل داده اند حتی اگر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
شعر زیبایی سروده اید فقط مضمون ان تکراری و خسته کننده شده است ذوالفقار ،چاه و ... بیت اول مخاطب را   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام.قبول باشد .اصلا نیازی نیست که حتما شعرطولانی باشد.می تواند کوتاه و رسانا باشد.چند عبارت است که    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام .تصویرهای این شعر مال چند صد سال قبل است.شعرباید با کلمات وتصویرهای به روز بیان شود.کلماتی مانن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
درود بر شما - ولی امسال سال خروس نیست طبق سنت دیرین ما البته در برخی از گاهنامه ها به اشتباه آن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی دولتیان
دوست عزیز اگر شما در کلمه بازی - حرف ز و حرف ی را جدا جدا تلفظ نمایید خودتان متوجه خواهید شد که مش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
سیدعلی اصغرموسوی



جابر، عطیه، کربلا
جابر، عطیه، کربلا 
صیحه زد، مدهوش شد، هر چند در آنجا نبود!
شاهد کام عطش لبریز عاشورا نبود
صیحه زد، وقتی که نجوایی نیامد جز سکوت
گوییا در خاک، ردی از گل زهرا(س) نبود
تشنگی گویی نشسته همچنان بر کام دشت
سایۀ نخلی به روی تربت مولا نبود
...اندکی آمد رمق در جسم جابر، ناله کرد:
کی توانی داد پاسخ؟! کاش این دنیا نبود!
**
گو در آن ظهر عطش‌سوز شناور در سراب
تشنه تر از مشک پیکانِ خوردۀ سقا نبود! -
کاش در ظهر عطش آیینۀ کربِ بلا
صحبت از رود فرات و چشمه و دریا نبود
آنکه سیراب از عطش شد در شهادت، عاقبت
قدرتی بالاتر از او در صف هیجاء نبود ...
**
آب زد بر صورتش آخر «عطیه»، باز هم ـ
جان «جابر» در تن رنجیده اش اما نبود
عطر عشقِ حق، مشامش کربلایی کرده بود
گرچه دیدن در نگاهش روز و شب، پیدا نبود!
دست بر تربت نهاد و گفت: مولایم، حسین!
یا حسین و یا حسین، اما کسی گویا نبود؟!
مکتب شعردینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی (سعی)           
قم ـ 1394              
**{رونمایی از مرثیه برای نخستین بار، ازکتاب در دست چاپ{حسین (علیه السلام) عاشقترین یحیای هستی }  ** 
 ......
عشق اربعین🌹
بیست میلیون زائر حق جو، فقط جویای عشق
صف به صف، عاشق، روان با پای عشق
بیست میلیون زائر عاشق، روان با اشک و آه
در مسیر کربلا، سرگشتۀ مولای عشق
بیست میلیون کربلایی، از تمام قاره ها
بیست میلیون حق ستا، با یک زبان: گویای عشق!
ذره ذره در «دی اِن آی» وجود ما خوش است
مهر مولامان «حسین بن علی(ع)»، معنایِ عشق
مثل سلول «دی اِن آ» تا ابد هم باقی است:       
نغمۀ «حُبّ الحسین» این بهتری آوای عشق
اربعین، امسال در خود سرّ حق، پوشانده است
تا مبادا در خروش آید دل دریای عشق!
چشم کافر کور بادا، در نگارستان حق!
می تراود عطر پیغمبر(ص)، ز ردّ پای عشق
کور بادا چشم «وهابی» که دائم خالی است ـ
سینه اش: از شوق و شور و مستی و سودای عشق!
همره آن "بیست میلیون "زائران کربلا
می سپارم شعر دل بر گنبد مینای عشق
می روم از «کربلا تا کربلا» با اشک خود:
عاشقانه، عارفانه، همچنان جویای عشق ...  
                                                                                                     
  مکتب شعرامامیه  
                                                                                                               
 سیدعلی اصغرموسوی(سعی )
اربعین 1392
*ازکتاب در دست چاپ{حسین (علیه السلام) عاشقترین یحیای هستی } برای نخستین بار رونمایی می شود✅📚  
https://telegram.me/saapoem
موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1395/8/29 در ساعت : 17:39:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  437

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
علی گیاهی
1395/9/1 در ساعت : 10:36:22
درود بر شما و روایت زیبای منثور جابر
خیلی بر دل نشست ماجور باشید
سیدعلی اصغرموسوی
1395/9/7 در ساعت : 2:59:51
سلام و درود برشما و دیگردوستان عزیزم که بدون ادعا هستید و مطالب ارزشمند را نیز ارج می نهید.عزتتان برقرارباد.دوستان من را کسانی تشکیل می دهد که نه اهل "بزم " اند و نه "رزم" !! گویا برای یک خوش آمد هم اهالی و مدیریت "سایت" دچار "فقر وجدان هستند؟!! اگر "پیرو " اهل بیت (ع) هستید - که متاسفانه فقط ریزه خور صله ی حکومتیانش هستید- به آثار سادات وفرزندان و بازماندگان همان قوم و قبیله اهل بیت هم احترام "قائل" شوید!
به خدا که جز "خسران " از این خصلت ناجوانمردانه نخواهیدبرد و روزی می رسد که "تشت ریا و رسوایی تان " از بام "مقام های کذایی تان" برزمین بیافتند! آن قدر گرفتار "حقد و حسد هستید که جز عده ای "خاص" را بلند نمی کنید و جز برای عده ای خاص احترام نمی گذارید! اگر دکه برای خودخواهی های خودساخته اید که اشتباه کرده اید! چون امثال من "به حرمت همان نام هایی که خود می دانید "عضو" این سایت شده اند!! امثال من برای این سایت به عنوان یک سایت معتبر ایرانی - اسلامی احترام قائلم! اما رفتارناجوانمردانه مدیریت و اعضای آن متاسفانه باعث شده است که "دلسرد" شوم و علت کم کاری هم همین "تبعیض در رفتارو کردار آنان است که با روح "اخلاق ملی و اسلامی (بخصوص شیعی ) سازگارنیست و رفتار "یک سویه و وفلشی " جز خسران برایشان پیامدی نخواهد داشت !! این را مناز سر "صدق" نوشتم.خواه ملالشان گیرد خواه پندشان !
بازهم از بذل محبت دوستان گمنام ،ولی صادق سایت شاعران پارسی زبان و شما جناب گیاهی متشکرم.
آزاده سالمی
1395/9/3 در ساعت : 11:31:14
درود بر شما
سیدعلی اصغرموسوی
1395/9/7 در ساعت : 3:0:57
سلام برشما
ممنون از حضور و پیامتان
مویدباشید



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی