ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
با سلام مجدد - با استاد حاج محمدی که حرف زدم ایشان به درستی به ایراد وزنی در بیت پنجم واژه سکه ای    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - «خشم داس ها»شعری است در قالب قصیده که علی رغم چند سروده ی قبلی شاعر از ضعف تألیف   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



در قطع رابطه آل یهود با ایران

تاریخ نگارش به چند روز پیش بر میگردد به توجه به وجود شعر در دفتر شعر حالا منتشر میشود

روزی کلاغ خیره سری از سر درخت 

با حرص و تنگی نظرش قهر کرد و رفت

پرسید عابری که: چه داری ز خویشتن؟

میگفت: قار و قار ... نه میگفت: نفت و نفت

 

میگفت: من چنین و چنانم قلندرم

صاحب کلید کعبه ام و خادم حرم

در سوریه، عراق، یمن، غزه، زاریا

در خون بیگناه ترین ها شناورم

 

دستور سر بریدن و تخریب میدهم

آشوب با مناقشه ترتیب میدهم 

تا دستمزد حرمله ها و یزید را 

با رغبت تمام، من از جیب میدهم

 

هیزم به آتش همه جنگ ها منم

از عاشقان تفرقه ام دو بهم زنم

شب قطعنامه ها، همه را نقض میکنم

در روز از حقوق بشر حرف میزنم

 

اما درختِ پیر و صبور استوار بود

آری نماد غیرت و با اعتبار بود

بر شاخه های سبز و تنومند این درخت

صدها هزار قمری عاشق سوار بود

 

لبخند زد درخت: که از قهر یک کلاغ

هرگز نمیرسد تلفاتی به جان باغ

آنکس که گمره است به مقصد نمیرسد

حتی اگر به او بدهی نقشه و چراغ

 

او گفت با کلاغ : تو را حس نکرده ام 

بر ما نمیرسد ز نبود تو هیچ غم

در فقه ماست اینکه ز آب دهان سگ 

هرگز نجس نمیشود این بحر محترم 

 

عابر نظر به حال کلاغ حسود کرد

نفرین به خاندان و سران سعود کرد

با حسرتی ز جهل جهان گفت با خودش:

با ما هر آنچه کرد نفاق یهود کرد

کلمات کلیدی این مطلب :  شیخ نمر ، آل سعود ، آل یهود ، سید علیرضا شجاع ، آ ،


   تاریخ ارسال  :   1394/10/20 در ساعت : 1:12:57   |  تعداد مشاهده این شعر :  821


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مصطفی پورکریمی
1394/10/20 در ساعت : 22:21:26
احسنت سید عزیز طبعتان سرشار
سید علی‌رضا شجاع
1394/10/21 در ساعت : 2:36:53
عرض ادب و احترام خدمت سرور و استاد عزيز
محمدرضا جعفری
1394/10/21 در ساعت : 21:39:4
درود و سلام بر غیرت دینی شما به عنوان شاعری متعهد در سنگر مهر و ادب..............
روزی کلاغ خیره سری از سر درخت
با حرص و تنگی نظرش قهر کرد و رفت
پرسید عابری که: چه داری ز خویشتن؟
میگفت: قار و قار ... نه میگفت: نفت و نفت
سید علی‌رضا شجاع
1394/10/21 در ساعت : 22:39:16
سلام و عرض ادب
لایق تعاریف شما نیستم
سپاسگذارم
بازدید امروز : 4,363 | بازدید دیروز : 17,550 | بازدید کل : 112,617,139
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی