ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



من زشهر غروب می ایم

به مناسبت آزادی خرمشهر



من زشهر غروب می آیم
خسته اما چه خوب می ایم
مرگ مردان خسته را دیدم
شهر در خون نشسته را دیدم
دیده ام کودکان تنها را
دیده ام سوز و اشک و غوغارا
دیده ام کوچ مردم ده را
خشک و پژمرده گندم ده را
نیزه های شکسته را دیدم
دست در قفل بسته را دیدم
پیشگامان نور بر خیزید
طالبان ظهور بر خیزید
من کیم مرد خانه بر دوشی
داغدار گشاده آغوشی
گر چه آتشفشان خاموشم
من کی از یاد ها فرا موشم
زادگاهم به زیر آتش سوخت
باد برد آنچه دستمان اندوخت
این ستم انتقام بیداریست
تازه این اول گرفتاریست
من غریبم غریب یعنی من
زخمدار نجیب یعنی من
سالها روز را نمی بینم
جشن نوروز را نمی بینم
چشم ها انتظار یک روزست
اشک ها از نبود نوروزست
آی مجروح و خسته آمده ام
نزد تان دلشکسته آمده ام
همت ناب در شما دیدم
صافی آب در شما دیدم
همگی درد دیده ایم آری
جنگ نا مرد دیده ایم آری
سر زمین شماست می دانم
مشهد لا له هاست می دانم
باز از اشک سرد می گویم
ازشب و داغ و درد می گویم
در نگاه شما خدا پیداست
در سکوت شما صدا پیداست
گر به دیدار نور آمده ام
خسته اما صبور آمده ام
دوست دارم عزیز مردن را
روز جنگ و ستیز مردن را
آی شمشیر تیز می خواهم
جرئت جست و خیز می خواهم
پیک خشم و پیام فریادم
می روم تا زپا نیفتام
زخم یاس سفید را دیدم
برگ سبز شهید را دیدم



موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1394/3/9 در ساعت : 0:13:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  579


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 51,156 | بازدید دیروز : 56,511 | بازدید کل : 110,706,389
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی