ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پیکر خورشید
پیکر خورشید
سید احمد حسینی (شهریار) - اهل کشور پاکستان

آه! پیغمبر چه تنها مانده است
رفته اند و پیکرش جا مانده است

آه! مولایم علی مانده است و بس!
بهرِ تکفینِ نبی مانده است و بس!

با دلِ شل گشته و دستانِ سست
پیکرِ خورشید را خورشید شست

کینه توزان رو به ظلمت رفته اند
از درِ خورشید رحمت رفته اند

رفته سوی آن درودیوارِ جهل
زیرِ سقفی، جنسش از آوارِ جهل

بی محابا غیر را خواندند امیر!
غایبان و حاضرانِ در غدیر

کینه توزان آمدند و باشتاب
بیعتِ شب خواستند از آفتاب!

لیک مولا پشتِ پا بر جهل زد!
دستِ رد بر سینه نااهل زد!

این جماعت لائقِ مولا نشد
مردِ میدان، گوشه گیرِ خانه شد

گوشه گیر اما دگر یاری نداشت
غیر زهرا هیچ غمخواری نداشت

فاطمه یک دم ز سعی خود نکاست
هم خلافت، هم فدک را باز خواست

ناگهان ملعونی از راه آمد و
سیلیِ بر صورتِ زهرا زد و

غصبِ باغِ یاسمن یکباره کرد
منکرِ حق شد، سند را پاره کرد

آخر از ترکِ فدک ناچار شد
فاطمه! جانِ نبی، بیمار شد

رحلتِ پیغمبرش از یک طرف
بیکسیِ حیدرش از یک طرف

ناله ها میکرد از درد و غمش
روزوشب خون بود در چشمِ نمش

آه! ازین همسایه های بدسرشت
گریه کم کن! آه! بانوی بهشت

یا فقط در روز، یا شب گریه کن
بی صدا و بی مخاطب گریه کن

بهرِ زهرا در بقیعِ شهرشان
بیت الاحزانی بناکرد آسمان

فاطمه! تنها عزادارِ بقیع
روزها ابرِ گهربارِ بقیع

آه! سوی خانه رو شب آمده است
وقتِ دلداریِ زینب آمده است

کوچه امشب عزمِ طوفان کرده است
خلق را در خویش مهمان کرده است

این جماعت آمده با جست و خیز
از پی صلح است یا بهرِ ستیز؟

شاید این مردم پشیمان گشته اند
از ندامت اهلِ ایمان گشته اند

شاید از بهرِ زیارت میرسند
یاهم از بهرِ عیادت میرسند

پشتِ در ماندند این مردم چرا؟
فصلِ سرما نیست، پس هیزم چرا؟

ناگهان آتش درِ آن خانه سوخت
سوخت آن در را و گستاخانه سوخت

پشتِ در بودی، شکستی، سوختی
یاعلی گفتن به ما آموختی

با دلِ شل گشته و دستانِ سست
پیکرِ خورشید را خورشید شست

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/1/4 در ساعت : 1:42:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  841


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1394/1/5 در ساعت : 22:18:38
سلام و عرض ادب برادر بزرگوارم
درود بر شما
بسيار زيبا سروديد
ماجور نگاه مادر سادات باشيد و سالي فاطمي و سرشار از معنويت داشته باشيد
سید احمد حسینی (شهریار)
1394/1/7 در ساعت : 19:20:54
ممنون از لطف شما بزرگوار. در پناه حق
سید سکندر حسینی
1394/1/11 در ساعت : 15:38:42
سلام سید عزیز خیلی خوب بود انشالله ماجور باشید
بازدید امروز : 14,210 | بازدید دیروز : 33,179 | بازدید کل : 113,319,973
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی