ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
کار شما را خواندم - خوبه - البته مثنوی چون در بحث قافیه دست باز تری دارید می شود یک شاهنامه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی اصغری فرزقی
سلام خانم کشتکار - کار زیبای شما را خواندم - خوبه - البته قافیه پر کاربرد و رای مفعولی قدرت ما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
در وهله ی اول می خواستم این شعر را از سایت حذف کنم ، آن هم نه فقط به خاطر سیاه نمایی وهن آلود در آن    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
درود بر رفیق شفیقم عباس آقای کاشانی/ برادر بزرگوار که در حیات خلوت دعوت به خواندن نقدمان فرمودید. تش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
آقاسیّدمهدی نژادهاشمی شاعر خوب و باتجربه ای است.از او شعر خوب فراوان خوانده ام و هربار تنها اشکالی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز. - ممنونم از دقت شما - خود شما و دوستان ادیب حتما واقفید که من با عروض و قافیه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- با سلام و درود. - هشت بیت و چهارده لغزش وزنی ! - در بخش نظرات برای شاعره ی محترمه سرکار خا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین احسانی فر
سلام و عرض ادب خدمت شما - زیبا سروده اید.خداوند از شما بپذیراد. - - در بیت دوم شعر ، مقصود از   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share
حنیف منتظرقائم



گرو

بسم الله

نذر امام رئوف...
 

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری

لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری

 

شعر باید که پر از عطر نگاه تو شود

شاعر خوش نفس، اینگونه فراوان داری

 

باورم نیست ولی جان دلم!، حالا که؛

همنشین ات شده ام  در غزلی،...اجباری!؛

 

کاش مرهم بشوی بر دل تنها شده ام؛

قدر یک "ها" تو بر این آینه زنگاری

 

سالها گرد همین خال لبت چرخیدم

تا رهایم کنی از زندگی پرگاری!

 

کاش می شد که لب پنجره ای رو به حرم؛

دانه ای نذر کبوتر شدنم بگذاری

 

من زمین خورده ام از چشم همه افتادم

می شود بال و پرم را به گرو برداری؟!

 

آمدم تا که بگویم چقدر... خشکیدم!

آسمانا! تو بر این خاک دلم می باری؟!

.

.

.

 

 

من همه درد خودم را به تو گفتم جانا!

اینکه درمان  بکنی یا نکنی؛...مختاری!

 

 

ح.م

یا علی مددی...

کلمات کلیدی این مطلب :  حرم ، پبنجره فولاد ، کبوتر ، امام رئوف ،
موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/21 در ساعت : 13:5:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  580

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید :


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.



کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی