ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آدم بدون عشق لفی خسر تا ابد !



سروی، که سبزی از تن گلها گرفته ای

کوهی، که ایستادی و معنا گرفته ای !


 
با "مهر" * زاده ای زده ای ریشه در "بهار" *

 نم نم تمام حجم دلم را گرفته ای ...


 
در بین دستهای تو سردم نمی شود

گرم است ... دستهای مرا تا گرفته ای!


 
شبها کنار پلک تو خوابم نمی برد

انگار چله آمده، یلدا گرفته ای


 
ای پرشکوه ساده! که هر چیز غیر تو

غرق است مثل کشتی دریا گرفته ای ؛


 
من تا کلاس هشتم دل درس خوانده ام

تو دکترای عاشقی ات را گرفته ای !
 
...
 
در قاب شد بهار ... و ... کسی داد می زند

از نای خشکِ خسته ی سرما گرفته ای :


           
                      « دیروز التماس که قلبم برای تو ...

                       امروز حکم تخلیه ! ... ما را گرفته ای ؟؟! »
 
دل را 

      –  ز هر چه غیر تو جارو کشیده ام –

      سوگند می خورم که تو تنها گرفته ای !


 
حالا تو ... ای بهانه ی لبخند کودکی

دیگر میان خاطره ها جا گرفته ای ...


***
 

آدم بدون عشق لَفی خُسر تا ابد ......


 
از نای خشک و خسته کسی داد می زند:

آدم بدون عشق لَفی خُسر** تا ابد !


 
پژواک گرمی نفسش – هر که عاشق است –

 گویی نوای گرم مسیحاست فی العُقَد ***


 
با هر دم از دلی گرهی باز می کند

اعجاز عشق لا یتناهی ست تا ابد !

 

 ------------------------------------------------------------

    این چند بیت آخر را به صورت بداهه سرودم.


                                                                                    9 اردیبهشت 87 

 

* همسرم متولد «مهر» است و من متولد «فروردین»
** لفی خسر: همانا در خسران و زیان است - قرآن کریم
*** العُقَد :  گره ها و بست ها و مشکلات ... -



 


موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1392/6/6 در ساعت : 0:11:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  1328


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمد یزدانی جندقی
1392/6/7 در ساعت : 18:41:16
با سلام ... نشانه های نگارشی در نشستن ردیف این غزل نقش مهمی بازی می کنند نشانه های تعجب . سر سطر. پاس مطلب و ... که باعث خوانش دقیق خواهد شد حضور نشانه ها به علاوه زبان فاخر و مضمون افرینی
این غزل را در ردیف شعر های امروز قرار می دهد روایت دارای انسجام مناسب و پرداخت شاعرانه است در این بیت :
شبها کنار پلک تو خوابم نمی برد
انگار چله آمده، یلدا گرفته ای
ارتباطی که بین پلک بیدار راوی و شخصیت روایت قرار دارد از ایهام و ایجاز مناسب برخورداراست گرفته ام و گرفته ای در واقع در این بیت بیان شعر از مرحله ی سنتی و کلیشه ای فراتر رفته و پسندیده است پی نوشت تقدیم نامه بر این غزل اگرچه به برداشت مفهوم و انس مخاطب یا مطلب کمک می کند اما دست منتقد را در تشریح و برداشت آزاد از شعر می بندد و این در نگاه امروزی از دریچه ی تفسیر متن مطلوب نیست
در باره بدیهه پایانی :
شروع شعر :
از نای خشک و خسته کسی داد می زند:
با پی نوشتی که ارایه شده است انتظار تلمیح را بر آورده نمی سازد و حساسیتی نیز ایجاد می کند از این دست که این عبارت بر گرفته از آیه ای مبارکه ای از کلام الله مجید است چگونه می تواند نسبتی با ) داد ) از حنجره ای خشک و خسته داشته باشد
بنا براین بهتراست در مصرع نخست بازنگری به عمل آید و بیتی دیگر در نشاندن هرچه بهتر مضمون مورد نظر در مقدمه افزوده شود
در این صورت پس از دوبیت مقدمه دوبیت موخره قابل پذیرش خواهد بود ضمن اینکه هم اکنون نیز این دوبیت به صورت مستقل دارای مفهوم مناسبی است
::
پژواک گرمی نفسش – هر که عاشق است –
گویی نوای گرم مسیحاست فی العُقَد ***
با هر دم از دلی گرهی باز می کند
اعجاز عشق لا یتناهی ست تا ابد !
: ترکیب ) داد می زند ( در مصرع نخست صرف نظر از انتقاد در هم نشینی سایر کلمات و محتوای مورد بحث در ساخت قافیه ی اساس بدیع و قابل درنگ است در قافیه دوم ) تا ابد ) پیشنهاد می شود در باز افرینی اثر در شروع شعر این قافیه مورد استفاده قرار نگیرد ) تا ابد ( در همین سه بیت به رغم تکرار خوش نشسته و اگر تکراری نباشد تاثیر بیشتری نیز خواهد داشت و ضربه ی پایانی را سبب می شود در پایان از سراینده توانا و متعهد به دلیل این زیاده گویی پوزش می طلبم


نام ارسال کننده :  پیمان مبرزائی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام دربین دستهای توسردم نمیشود گرم است....دستهای مراتاگرفته ای آفرین ومرحبابرشما به علت واردنشدن بانام کاربری ازاین قسمت خدمت رسیدم هرجادیدم،،،نگاهش کرده اند پرسیدم و صدایش کرده اند گفتم به حرفاش گوش بدم! انگاربه صدزخم رهایش کرده اند.(بااحترام:میرزائی)
نام ارسال کننده :  پیمان مبرزائی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام دربین دستهای توسردم نمیشود گرم است....دستهای مراتاگرفته ای آفرین ومرحبابرشما به علت واردنشدن بانام کاربری ازاین قسمت خدمت رسیدم هرجادیدم،،،نگاهش کرده اند پرسیدم و صدایش کرده اند گفتم به حرفاش گوش بدم! انگاربه صدزخم رهایش کرده اند.(بااحترام:میرزائی)
علی اصغر اقتداری
1392/6/6 در ساعت : 1:5:15
سلام
ازخواندن این شعر لذت بردم
بدون هیچ گونه تعارفی
مانا باشی
محمد وثوقی
1392/6/6 در ساعت : 2:23:37
و من شر النفاثات فی العقد
گویی نوای گرم مسیحاست فی العُقَد‎ ***‎
فی العقد این‌جا معنای خاصی دارد و شما نمی‌توانید بگویید ‏منظورتان صرفاً معنای لغوی عبارت بوده است به‌ویژه که ‏پاورقی هم داده‌اید و به قرآن اشاره کرده‌اید؛ بنابراین: "تلمیح" ‏شما توهین بزرگی است به این پیامبر بزرگ الهی...‏
فاطمه معین زاده
1392/6/6 در ساعت : 8:30:1
به نام خدا

با اهدای سلام

منظور من صرفا و دقیقا معنای لغوی عبارت بوده است. از قبل می دانستم که عقده یعنی گره و عُقَد یعنی گره ها و بن بست ها و مشکلات و ... و با مراجعه به ترجمه قرآنی که در منزل دارم دیدم که همان معنی مورد نظرم را دارد (ترجمه تحت اللفظی) بنابراین استفاده کردم.

اگر تفسیر آیه مورد نظر، معنای دیگری از این واژه را بیان می کند که من از آن بی اطلاع بوده ام و این موضوع، به برداشت شما باعث خدایی ناکرده توهین به پیامبر الهی بوده، من پاورقی را حذف می کنم و فقط معنای لغت «عقد» را باقی می گذارم

ممنون از دقت نظر شما.
مجتبی خرسندی
1392/6/6 در ساعت : 4:56:34
سلام
درود بر شماوسروده ی زیبایتان
یاعلی(ع)مدد...
فاطمه معین زاده
1392/6/6 در ساعت : 8:34:5
به نام خدا
سلام آقای خرسندی
ممنون از حضورتان
علی گیاهی
1392/6/6 در ساعت : 7:36:48

درود برشما شاعر توان

زیباست خواهرگرامی

دست مریزاد /بدرود
فاطمه معین زاده
1392/6/6 در ساعت : 8:34:47
به نام خدا
سلام آقای گیاهی
ممنون از حضورتون
معصومه مهری قهفرخی
1392/6/6 در ساعت : 9:30:16
درود بر شما دلنشین وزیبا بود
محمد جواد خراشادی زاده
1392/6/6 در ساعت : 10:48:28
سلام
واقعا لذت بردم از خواندنش...
خیلی خوب بود.
فهیم بخشی
1392/6/6 در ساعت : 18:46:48


با "مهر" * زاده ای زده ای ریشه در "بهار" *

نم نم تمام حجم دلم را گرفته ای ...



در بین دستهای تو سردم نمی شود

گرم است ... دستهای مرا تا گرفته ای!



به به



افرین بر شما بسیار زیبا
محمد وثوقی
1392/6/7 در ساعت : 0:13:58
سلام علیکم سرکار خانم
ربطی به "برداشت" من ندارد شاعر گرامی، آن‌چه گفتم اظهر ‏من الشمس فی وُسط السماء است. به‌جای اصلاح، ‏توجیه‌نامه مرقوم می‌فرمایید بفرمایید. من اشکال کار را ‏یادآوری کرده‌ام پذیرفتن و نپذیرفتن‌اش با شماست. (با این ‏حساب اگر نقد و نظر شخصی‌ام را راجع به این ابیات ‏می‌نوشتم که لابد مهدور الدم می‌شدم!) ‏
در این بزم، ز آثار اسرارسنجان
چه ماند اگر شعر بیدل نماند؟!‏
شهاب الدین رهنما
1392/6/7 در ساعت : 16:39:31
سلام بر شما خواهر شاعرم
ابیاتی زیبا خواندم
موفق باشید
سید مهدی ابوالقاسمی
1392/6/9 در ساعت : 18:4:1
غزلی را که بداهه نسرودید دوست دارم
بازدید امروز : 2,397 | بازدید دیروز : 36,872 | بازدید کل : 114,909,633
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی