ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اربعين است.

چهل مهتاب از اولين شام دلتنگي هاي حضرت عقيله(س) مي گذرد تا رازسوزان ترين داغ تاريخ در دلهاي تاول زده سر به مهر نماند.خطبه هاي شير دختر علي انجماد ها را، سكوت ها را و سكون ها را در مي شكند تا ابرهاي ترس و ترديد از افق غبار آلود دلها كنار رود. دنياي ظلم و كينه به چشم هاي اسيران مجالي براي گريستن كه مي دهد ، قافله به وادي طف كه مي رسد ، فراق كه به وصال مي انجامد بايد ايستاد و براي هر مصيبت جداگانه غمنامه سرود و به ناله نشست.بايد آنانكه دير رسيده اند ، آنانكه نمي دانسته اند، و هر گروه و جمعيتي كه حتي فرداها به دنيا آمده اند و  خواسته يا ناخواسته با قافله ي عشق نمانده اند يا حتي نبوده اند، سهل انگاري ها و قصور و تقصيرها را و نيز جبرها و اجبارها را در مسير كربلا مويه  كنند و فرياد يا ليتني سر  دهند. اربعين است و موسم حس كردن دردها و داغها. مرور مرگ ها و جاري اشك ها و درك اعماق داغي كه قرار است تا قيامت استخوان ها را بسوزاند. اربعين است و جابر سنگ صبور هفت معصوم آمده است تا اولين قطره هاي اشك را بر خونرنگ ترين خاك تاريخ هديه كند و اشك جابر فتح باب گريستن بر مظلوم ترين ولي خداست و بوي دلجوئي كه آن پير روشن ضمير، از آن خاك عطشناك استشمام مي كند همان شميمي است كه چون هر اربعين اين روزها ميليونها بازمانده را پياده به نينوا  كشانده است تا با قدسيان بزرگترين حسرت روزگار را به عزا بنشينند. 
 

کلمات کلیدی این مطلب :  اربعين ، كربلا ، جابر ، حسين ، اشك ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/10/11 در ساعت : 18:15:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  1041


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,306 | بازدید دیروز : 66,023 | بازدید کل : 115,084,747
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی