ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی
۞ :: شب شعر پارسی‌زبان به یاد سردار سلیمانی در تسنیم برگزار می‌شود
۞ :: شاعران مطرح کشور در مراسم شعرخوانی «سردار آسمانی» جمع می‌شوند
۞ :: سروده حماسی شاعر هندی برای سردار سلیمانی/ یزیدانِ معاصر را بگو این خون نمی‌خوابَد
۞ :: سازمان بسیج هنرمندان کشور «خاتم سلیمانی» را منتشر می‌کند
۞ :: اختصاصی : دکتر قزوه: خون سردار سلیمانی پس از خون سیدالشهدا (ع) تأثیرگذارترین خونی است که در عراق به زمین ریخته شد
۞ :: اولین کنگره شعر آئینی ـ انقلابی «کوثر ناب» فراخوان داد
۞ :: فراخوان شعر «فاطمی» هیأت «میثاق با شهدا» اعلام شد
۞ :: آیین بزرگداشت مقام ادبی علامه فیض کاشانی و مراسم آغاز به کار محفل ادبی فیض برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : آغاز به کار محفل ادبی فیض
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن

Share
به نام الله و به یاد ثارالله
 
"قطره" اگر چه نامش قطره است اما دریایی از کلمات عاشورایی است که از جان و دل عاشق شاعری متعهد و جان آگاه سرچشمه گرفته است.
نغمه مستشارنظامی با وضوی اشک خود و واژگانش را طهارت بخشیده و جامه ی ارادتی از جنس شعر بر تن روح خود پوشیده و هر سال در یک نذر فرهنگی واژه به واژه از مصائب سیدالشهدا علیه السلام و خواهر بزرگوارش زینب کبری سلام الله علیها می سراید .
ترکیب بندهایی زینبی که از جنس ما رایت الا جمیلاست او چنین به پای بوسی حریم عاشواریی زینب کبری سلام الله علیها می رود ..
 
می گوید از شکستن سرو تناورش
این شیر زن که مثل پدر مثل مادرش
 
زینب درست مثل پدر حرف می زند
میراث مادر است دل داغ پرورش
 
می گوید از مصیبت سرخی که دیده است
از قتل عام چلچله ها در برابرش....
 
بند به بند سوز دلش را می سراید و می خواند:
 
خواهر نگاه کرد و بردار نگاه کرد
گودال شرمسار به مادر نگاه کرد
 
در بین واژه های شناور میان خون
خواهر به زخم های مکرر نگاه کرد
 
یا اختی الوداع صدا در گلو شکست
زینب به برق تیغه خنجر نگاه کرد....
 
داغ های زینب کبری سلام الله علیها به اوج خود می رسد ...
زینب تمام بار جهان را به دوش داشت
داغ کبوتران جوان را به دوش داشت
 
بغض هزار ابر سترون به شانه اش
اشک هزار رود روان را به دوش داشت
 
سنگین تر از همیشه سری سربلند را
غمگین تر از همیشه که جان را به دوش داشت...
 
شاعر هم پای ام المصائب نوحه خوان باغ لاله های سر بریده و مجروح با کاروان اسیران نینوا می گوید :
 
عمه ام شاهد گل های شناور در خون
عمه ی این گل شش ماهه ی پرپر در خون
 
عمه ام وای در این دشت بلا می سوزم
در غم خم شدن قامت اکبر در خون
 
زینبم مویه کنان می روم و می آیم
بین این قافله با چادر مادر در خون...
 
شعله در خیمه ی دل سوختگان افتاده
آتش جان عظیم تو به جان افتاده
 
باغبان بی کفن افتاده تماشاگر گل
از غمش ولوله در باغ جنان افتاده
.
.
.
زینبم زینب و اندوه جهان بر دوشم
کوه اندوهم و فریاد اگر خاموشم
 
واژه ها غم آلود و خاک آلود مویه کنان به دروازه ی شام می رسند و غربت اهل بیت سیدالشهدا علیه السلام را مویه می کنند:
 
شام ای شام بلا وقت عزاداری نیست؟
دین ندارید؟ در آیین شما یاری نیست؟
 
شام ای شام چه دلگیر و سیاهی آخر
رسم تو کوفه صفت رسم وفاداری نیست؟
.
.
.
 
از حلب تا به حما شرح پریشانی بود
آسمان مرثیه گو مرثیه بارانی بود
 
سر به هر منزل این راه که بر می دارد
قصه ی قافله ی دلشده طولانی بود
 
هر چه دیدم همه زیباست خدا می داند
شرح این واقعه را کرب و بلا می داند
 
این شاعر روشن ضمیر ترکیب بند سومش را خطاب به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می خواند و دلش را به بندهای این ترکیب بند دخیل می بندد..
 
ندیدم هیچ سرداری به سرداری سردارت
که بی سر سر فرو اورده باشد بر سر دارت
 
سرت تاج سر سردارهای بی سر عاشق
چه طوفان هاست در آرامش چشمان بیدارت
.
.
 
شهیدان زیادی پشت لبخند تو پنهانند
هزار آیینه در چشمت نماز صبح می خوانند
 
شب از شرم حضورت ماه را در چاه می بیند
به شوقت اختران هفت گردون مست و حیرانند
 
عطش واژه ها بیشتر شده و ذکر شش ماهه ای شهید به میان می اید و عطر سیب سراسر ترکیب بند را فرا گرفته است:
 
گلاب تازه ای در جام جان ها ریخت لبخندی
برای یاری دینت رباب آورده فرزندی
 
چه فرزندی که شهد از خنده هایش وام می گیرد
شکر ریز و شکر رفتار شیری حبه ی قندی..
 
سحر گل کرد در حلقوم اصغر یک جهان اواز
قلم را ان زبان نبود که سرّ عشق گوید باز...
 
در اخر باید بگویم توان قلم این حقیر کمتر است از نوشتن زیبایی های این ترکیب بندهای زینبی. حقیقت والای این شعرهای عاشورایی را رهبر بزرگوار جهان اسلام می دانند که بعد از خواندن این اثر ارزشمند از شاعر محترم آن تشکر کردند. 
امید که چشمه ی شعرهای زلالش همیشه جوشان باشد و ختم به دریای بیکران زینبی سلام الله علیها.
 
خواهر کوچک شان 
 
الهام نجمی 
 
کرج   
۱۳۹۸/۰۷/۲۸
تاریخ ارسال خبر :   1398/7/29 در ساعت : 10:48:15       تعداد مشاهده این خبر : 234





بازدید امروز : 13,510 | بازدید دیروز : 46,400 | بازدید کل : 116,424,484
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی