ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: بدرقه اهل قلم حاضر در پیاده‌روی اربعین با مرثیه‌خوانی حدادیان

Share
به نام الله و به یاد ثارالله
 
"قطره" اگر چه نامش قطره است اما دریایی از کلمات عاشورایی است که از جان و دل عاشق شاعری متعهد و جان آگاه سرچشمه گرفته است.
نغمه مستشارنظامی با وضوی اشک خود و واژگانش را طهارت بخشیده و جامه ی ارادتی از جنس شعر بر تن روح خود پوشیده و هر سال در یک نذر فرهنگی واژه به واژه از مصائب سیدالشهدا علیه السلام و خواهر بزرگوارش زینب کبری سلام الله علیها می سراید .
ترکیب بندهایی زینبی که از جنس ما رایت الا جمیلاست او چنین به پای بوسی حریم عاشواریی زینب کبری سلام الله علیها می رود ..
 
می گوید از شکستن سرو تناورش
این شیر زن که مثل پدر مثل مادرش
 
زینب درست مثل پدر حرف می زند
میراث مادر است دل داغ پرورش
 
می گوید از مصیبت سرخی که دیده است
از قتل عام چلچله ها در برابرش....
 
بند به بند سوز دلش را می سراید و می خواند:
 
خواهر نگاه کرد و بردار نگاه کرد
گودال شرمسار به مادر نگاه کرد
 
در بین واژه های شناور میان خون
خواهر به زخم های مکرر نگاه کرد
 
یا اختی الوداع صدا در گلو شکست
زینب به برق تیغه خنجر نگاه کرد....
 
داغ های زینب کبری سلام الله علیها به اوج خود می رسد ...
زینب تمام بار جهان را به دوش داشت
داغ کبوتران جوان را به دوش داشت
 
بغض هزار ابر سترون به شانه اش
اشک هزار رود روان را به دوش داشت
 
سنگین تر از همیشه سری سربلند را
غمگین تر از همیشه که جان را به دوش داشت...
 
شاعر هم پای ام المصائب نوحه خوان باغ لاله های سر بریده و مجروح با کاروان اسیران نینوا می گوید :
 
عمه ام شاهد گل های شناور در خون
عمه ی این گل شش ماهه ی پرپر در خون
 
عمه ام وای در این دشت بلا می سوزم
در غم خم شدن قامت اکبر در خون
 
زینبم مویه کنان می روم و می آیم
بین این قافله با چادر مادر در خون...
 
شعله در خیمه ی دل سوختگان افتاده
آتش جان عظیم تو به جان افتاده
 
باغبان بی کفن افتاده تماشاگر گل
از غمش ولوله در باغ جنان افتاده
.
.
.
زینبم زینب و اندوه جهان بر دوشم
کوه اندوهم و فریاد اگر خاموشم
 
واژه ها غم آلود و خاک آلود مویه کنان به دروازه ی شام می رسند و غربت اهل بیت سیدالشهدا علیه السلام را مویه می کنند:
 
شام ای شام بلا وقت عزاداری نیست؟
دین ندارید؟ در آیین شما یاری نیست؟
 
شام ای شام چه دلگیر و سیاهی آخر
رسم تو کوفه صفت رسم وفاداری نیست؟
.
.
.
 
از حلب تا به حما شرح پریشانی بود
آسمان مرثیه گو مرثیه بارانی بود
 
سر به هر منزل این راه که بر می دارد
قصه ی قافله ی دلشده طولانی بود
 
هر چه دیدم همه زیباست خدا می داند
شرح این واقعه را کرب و بلا می داند
 
این شاعر روشن ضمیر ترکیب بند سومش را خطاب به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می خواند و دلش را به بندهای این ترکیب بند دخیل می بندد..
 
ندیدم هیچ سرداری به سرداری سردارت
که بی سر سر فرو اورده باشد بر سر دارت
 
سرت تاج سر سردارهای بی سر عاشق
چه طوفان هاست در آرامش چشمان بیدارت
.
.
 
شهیدان زیادی پشت لبخند تو پنهانند
هزار آیینه در چشمت نماز صبح می خوانند
 
شب از شرم حضورت ماه را در چاه می بیند
به شوقت اختران هفت گردون مست و حیرانند
 
عطش واژه ها بیشتر شده و ذکر شش ماهه ای شهید به میان می اید و عطر سیب سراسر ترکیب بند را فرا گرفته است:
 
گلاب تازه ای در جام جان ها ریخت لبخندی
برای یاری دینت رباب آورده فرزندی
 
چه فرزندی که شهد از خنده هایش وام می گیرد
شکر ریز و شکر رفتار شیری حبه ی قندی..
 
سحر گل کرد در حلقوم اصغر یک جهان اواز
قلم را ان زبان نبود که سرّ عشق گوید باز...
 
در اخر باید بگویم توان قلم این حقیر کمتر است از نوشتن زیبایی های این ترکیب بندهای زینبی. حقیقت والای این شعرهای عاشورایی را رهبر بزرگوار جهان اسلام می دانند که بعد از خواندن این اثر ارزشمند از شاعر محترم آن تشکر کردند. 
امید که چشمه ی شعرهای زلالش همیشه جوشان باشد و ختم به دریای بیکران زینبی سلام الله علیها.
 
خواهر کوچک شان 
 
الهام نجمی 
 
کرج   
۱۳۹۸/۰۷/۲۸
تاریخ ارسال خبر :   1398/7/29 در ساعت : 10:48:15       تعداد مشاهده این خبر : 192






بازدید امروز : 12,289 | بازدید دیروز : 26,620 | بازدید کل : 114,882,653
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی