ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: سوگواره شعر فاطمی «حریر سوخته» فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : دکتر سلیم نیساری درگذشت
۞ :: دیدار با زینب الأعوج، شاعر الجزایری، در حوزه هنری
۞ :: گرامیداشت مرحوم زرویی نصرآباد امروز در خبرگزاری تسنیم
۞ :: انجمن شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افتتاح می‌شود
۞ :: اختصاصی : ترجمه ی چند شعر از ماریوس چلارو (Marius Chelaru) شاعر رومانیایی
۞ :: پوپولیسم ادبی!
۞ :: فراخوان یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب منتشر شد
۞ :: تغییرات قابل توجه در ترکیب داوران و هیئت علمی جشنواره شعر فجر
۞ :: شیراز نیمه اول اسفند میزبان کنگره ملی شعر دفاع مقدس می‌شود
۞ :: آغاز محافل جشنواره شعر فجر از کنار مزار قیصر امین‌پور
۞ :: انتشار فراخوان «یازدهمین جشنواره بین المللی شعر و داستان انقلاب»
۞ :: اختصاصی : نخستین کنگره ملی شعر فاطمی ((یاقوت کبود))
۞ :: افزایش تعداد داوران جشنواره شعر فجر به ۵ نفر
۞ :: شما در ‌‌رمان«برادر انگلستان» نوشته علیرضا قروه چه می‌خوانید؟
۞ :: "منصور خورشیدی" آخرین بازمانده جنبش شعر حجم ایران درگذشت
۞ :: اختتامیه همایش ادبی سوختگان وصل 4 دی ماه برگزار می‌شود
۞ :: محمدحسین مهدوی «م.موید» شاعر پیشکسوت گیلانی تجلیل شد
۞ :: انتشار فراخوان ششمین کنگره سراسری شعر فاطمی «هجده سال نوری»
۞ :: فراخوان سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر منتشر شد

Share
به گزارش خبرنگار ایسنا ـ منطقه خوزستان، در این شب شعر که با شعرخوانی چند تن از دانشجویان و استادان حوزه شعر و ادب همراه بود، حضار ابتدا ساعتی به شعرخوانی شاعران گوش فرادادند و سپس در بخشی از برنامه عبدالرحیم سعیدی‌راد به روی صحنه آمد و دقایقی را صمیمانه به خاطره‌گویی و خواندن شعرهای نوستالژیک خود و هم‌دوره‌ای‌هایش پرداخت. 
  
وی در بخشی از سخنانش با اشاره به فعالیت فرهنگی خود در دانشگاه شهید چمران اهواز در دهه 70 بیان کرد: بعد از حدود 20 سال بار دیگر در این مکان حاضر می‌شوم اما به یاد دارم که در آن دوره در همین تالار دانشکده کشاورزی فشردگی حضور و استقبال دانشجویان به گونه‌ای بود که گاه حتی جایی برای ایستادن پیدا نمی‌شد. 
 
  
وی ادامه داد: من ورودی سال 68 دانشگاه شهید چمران هستم. در آغاز ورودم به دانگشاه که هنوز با دوستان آشنا نشده بودم، به یاد دارم یک روز که دور فلکه شهدا اهواز قدم می‌زدم، نگاهم به قسمتی از پیاده‌رو افتاد که کتاب‌های زیادی بساط بود و در گوشه‌ای روی یک مقوا دیدم که با خط خوش نوشته شده "آرش باران‌پور" و من چون با شعرهای او آشنایی داشتم به سمت فروشنده رفتم و از او پرسیدم: شما آرش باران‌پور هستید؟ او با لحن جالبی گفت: بله منم! 
  
سعیدی‌راد ادامه داد: از این جا بود که با مرحوم آرش باران‌پور آغاز به صحبت کردم و او به سرعت من را با دیگر شاعران و دوستان یکی پس از دیگری آشنا‌کرد و دقیقا از همان زمان بود که فعالیت من در حوزه شعر ادب در شهر اهواز و دانشگاه شهید چمران اهواز شروع شد و جلسات شعر را یکی پس از دیگری برگزار ‌کردیم.
تاریخ ارسال خبر :   1397/7/10 در ساعت : 19:57:42       تعداد مشاهده این خبر : 89






بازدید امروز : 12,497 | بازدید دیروز : 26,373 | بازدید کل : 104,540,670
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی