ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار

۞ :: آلبوم موسیقایی «دوراهی» رونمایی شد

۞ :: اختصاصی : شعر مدرن امروز کره جنوبی4/ ترجمه شعری از «کو اون»

۞ :: استاد اسماعیل حاکمی دار فانی را وداع گفت

۞ :: مستشار نظامی با «همه تو» به نمایشگاه کتاب می‌آید

۞ :: خبرگزاری قرآن: شعر جدید رضا اسماعیلی به مناسبت روز بزرگداشت سعدی

۞ :: اختصاصی : نشست ادبی طراوت غزل از سعدی تا امروز برگزار می شود.

۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت ارسال اثر به کنگره سراسری شعر شهید سید علی اندرزگو تا 15 ام اردیبهشت ماه

۞ :: ​رونمایی از پایگاه تخصصی نقد شعر

۞ :: کیومرث منشی‌زاده درگذشت

۞ :: یادداشت / «چه گفتن» یا «چگونه گفتن»؟شعر امروز به کدام سمت می‌رود؟

۞ :: محمد مهدی عبدالهی با «شکوفه های شبانگاه» در نمایشگاه کتاب

۞ :: اختصاصی : شعر مدرن امروز کره جنوبی3/ ترجمه شعری از «کو اون»

۞ :: کارگروه تخصصی شعر حماسی آغاز به کار کرد

۞ :: اختصاصی : بزرگداشت استاد غلامرضا رحمدل در رشت برگزار شد.

۞ :: عصر شعر و خاطره در میان «آفتابگردان‌ها»

۞ :: بررسی كتاب «راویه» در حوزه هنری

۞ :: «سوگ ترانه» به یاد افشین یداللهی برگزار شد

۞ :: استاد «محمد خرمشاهی» پدر طنز منظوم درگذشت

۞ :: فراخوان نخستین کنگره ملی شعر ویژه سرود، ترانه و تصنیف دفاع مقدس

۞ :: مراسم چهلمین روز درگذشت «احمد عزیزی» برگزار شد




Share
رضا اسماعیلی: سطحی‌نگری؛ بزرگ‌ترین آفت ادبیات آیینی/ بر مسند پیام‌رسانی شعر تکیه زنیم
خبرگزاری قرآن (گروه ادب): شاعر و پژوهشگر پیشکسوت انقلاب معتقد است امروز یکی از بزرگ‌ترین آفاتی که در جان ادبیات دینی و آیینی ما رخنه کرده آفت «مناسبتی سرودن و سطحی‌نگری» است که بخش اعظم شعر آیینی روزگار ما به «فقر اندیشه» مبتلا است و لهجه‌ای صرفاً احساسی و توصیفی دارد.

اولین درس مکتب سیدالکریم حضرت عبدالعظیم «درس عبودیت و بندگی» ست که باید عامل به آن باشیم و خدای نکرده از سر شیفتگی و شیدایی محض در مدح و منقبت بزرگان دینی شعری نگوییم که باعث خشم پروردگار و وهن اهل بیت (علیهم السلام) شود. ما باید هم قبله و هم قبیله شاعران بصیری چون دعبل، کمیت، فرزدق و هاتف اصفهانی باشیم و شعرهای آیینی ما باید شعرهای روشنی از جنس شعر زیر باشد:
که يکي هست و هيچ نيست جز او
وحده لا اله الا هو



به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، سرودن شعر درباره شخصیت‌های مهم و اثرگذار، یکی از سنت‌های دیرینه در فرهنگ و ادبیات فارسی و آیینی بوده است، البته نیت شاعران در این زمینه متفاوت بوده است، برخی به نیت ابراز ارادت در این مسیر گام برداشته‌اند و برخی نیز در راستای معرفی ابعاد شخصیت و یا سیره آنها قلم به دست گرفته‌اند. به هر حال به نظر می‌رسد یکی از شخصیت‌هایی که از نگاه شاعران مورد غفلت قرار گرفته است، حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) است، در این زمینه با رضا اسماعیلی، شاعر پیشکسوت انقلاب گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که بخش نخست آن از نظر می‌گذرد.

1 - رویکرد شاعران به حضرت عبدالعظیم حسنی چگونه در شعر آنها تبلور یافته است؟
اجازه بدهید با یک خاطره شروع کنم . در کودکی با مادرم فاطمه – که رحمت خدا بر او باد – زیاد به زیارت سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی می رفتم. حضور در صحن و سرای ملکوتی حضرت حس و حال خوبی به من می داد. حسی که با معنویت، امنیت و آرامش همراه بود. آن زمان شناخت زیادی نسبت به حضرت نداشتم، ولی تصورم از این عالم ربانی، انسانی برخوردار از کرامت های والای انسانی بود. انسانی مهربان، دوست داشتنی ، متبسم، و کریم که توفیق همنشینی و هم نفسی با او حال خوشی به من می داد. امروز که شناختم از حضرت عبدالعظیم حسنی – از اکابر محدثین و اعاظم علما و از نوادگان حضرت امام حسن(ع) و از اصحاب امام جواد و امام هادي (ع) - بیشتر شده است، علت آن حال خوش را دریافته ام. من در کودکی به زیارت انسانی می رفتم که «عبد صالح خدا» بود و در بندگی حضرت حق تمام، و همین مقام بندگی راز بزرگی آن سید جلیل القدر است. چنان که شیخ صدوق می نویسد: حضرت عبدالعظیم (ع) شخصی خدا پرست، پارسا و پسندیده ی خدا و رسول خدا (ص) و مردم بوده است.» (من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 80.) و اما برگردیم به سوال شما: متاسفانه در طول سال های بعد از انقلاب، شاعران توجه شایسته ای به بزرگانی همچون حضرت عبدالعظیم حسنی نداشته اند. شعرهایی که در باره این محدث بزرگ و عالم دینی سروده شده حجم قابل توجهی از ادبیات دینی ما را به خود اختصاص نمی دهد. معدود شعرهایی هم که در طول این سال ها سروده شده، سفارشی و به انگیزه شرکت در جشنواره های ادبی بوده است. یعنی طی یک فرایند طبیعی و خودجوش خلق نشده است.

2 - چرا شناخت جامعه ادبی نسبت به شخصیت وی مورد غفلت واقع شده است؟
هر چند گفتن اش ممکن است به مذاق بعضی ها خوش نیاید، ولی می گویم. افتادن در دایره دور و تسلسلِ «روزمرگی» و «جشنواره زدگی». منِ شاعر امروز دنبال کسی می گردم که متاع ام را بر او عرضه کنم و او به قیمت خوب خریدارش باشد. در این داد و ستد صد در صد خواست مشتری مهم است . این که او چه می خواهد و چه می پسندد؟ شاعر نیز برای این که تلاشش بی مزد نماند، کالایی را عرضه می کند که مشتری پسند است، یعنی «آنچه شما خواسته اید!» .... و تو خود حدیث مُفصل بخوان از این مُجمل! بنابراین کاملا طبیعی ست که در مورد بسیاری از بزرگان دینی صرفا به این علت که همایش یا جشنواره ای برای آنان برگزار نمی شود، شعری سروده نشود. شوربختانه بسیاری از ما فراموش کرده ایم که خواهان و مشتری اصلی شعر آیینی خدا و خاندان رسالت اند و پیش و بیش از هر کسی تایید و رضایت آنان باید مدنظر شاعر باشد. وقتی مشتری خداست، چشم داشتن به پسند دیگران و صله خواستن از غیر خدا کار مقبولی نیست. اگر شاعر با خلوص نیت در این راه گام بردارد، به یقین صله ی خود را از حضرت کریم و سلسله کرامت دریافت خواهد کرد، چنان که حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی می فرماید:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند


3 – گفتید بعضی از شاعران شعرهایی برای حضرت عبدالعظیم حسنی سروده اند، در این شعرها بیشتر به چه بُعدی از شخصیت ایشان پرداخته شده است؟
بسیاری از این شعرها در صورت متوقف مانده اند و پا را از مدح و منقبت فراتر نگذاشته اند. مدح و منقبت خوب است، ولی کافی نیست. خواننده ی شعر با مدح و منقبت نمی تواند به شناخت کاملی از شخصیت این بزرگان نائل گردد. این شعرها پاسخ درخور و شایسته ای به مخاطبانی که عطش شناخت این بزرگان را دارند نمی دهد. یعنی نمی گوید حضرت عبدالعظیم حسنی چه نقشی در تکوین و تکامل منظومه دینی و روایی ما داشته ؟ از چه مراتب علمی برخوردار بوده و امروز چه جایگاهی در فرهنگ اسلامی ما دارد؟ من تاملی اجمالی در زندگی این بزرگان داشتم. به نکته قابل توجهی در رابطه با شخصیت انسان های تاریخ ساز و تاثیر گذاری چون عبدالعظیم حسنی رسیدم که متاسفانه این بُعد در شعر آیینی امروز ما سخت مورد غفلت قرار گرفته است . اولین چیزی که در بررسی و کنکاش زندگی خاندان رسالت (علیهم السلام) و بزرگان دینی توجه انسان را به خود جلب می کند، این است که راز رستگاری و سربلندی آنان چیزی جز «بندگی» حضرت حق نیست، و مگر نه این است که گفته اند: «بندگی کن تا که سلطانت کنند» . از همین رو پیش و بیش از هر چیز، راز عظمت شخصیت هایی همچون حضرت عبدالعظیم حسنی را باید در عبودیت ، تهذیب نفس ، جهاد اکبر و تقوای ایشان جست وجو کرد. دیلمی در «ارشاد القلوب» آورده است: روایت شده که خداوند تعالی در برخی از نوشته ها و کتبش می گوید: ای فرزند آدم! من حیات نامیرا هستم؛ در چیزهایی که بدان فرمان داده ام اطاعتم کن تا تو را زنده ی نامیرا قرار دهم. ای فرزند آدم! من به چیزی می گویم: باش! پس می باشد، اطاعت مرا در آنچه فرمانت دادم بکن تا تو را چون خود قرار دهم و به چیزی بگویی: باش! پس باشد. ( نوری، مستدرک‏الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۵۹، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ ه ق) . آری، عبودیت و بندگی خداوند سبحان، اصل و ریشه تمام کرامات بزرگان عالم و جان مایه سعادت و رستگاری انسان است. کسی که به مقام بندگی برسد، قلبش از حجاب های ظلمانی و شیطانی رهایی می یابد و راه باروری و بالندگی برایش هموار می شود، و به توفیقاتی دست پیدا می کند که دیگران از آن توفیقات محرومند. از همین روست که عارف وارسته «خواجه عبدالله انصاری» گفته است: « الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.»
عبودیت و بندگی، گوهری است که در شعر آیینی شاعران روزگار ما در حاشیه قرار گرفته و با کمال تاسف جای خود را به غالی گری و معصوم پرستی داده است. این یک انحراف بزرگ است. حقیقت تلخی ست که با حقیقت محمدی و آموزه های قرآنی و وحیانی سازگاری ندارد. شعر آیینی ما باید مُبلغ توحید و یکتاپرستی باشد، چون شعار کلیدی و محوری اسلام و عصاره همه تعالیم قرآنی چیزی جز «لا اله الا الله» نیست. ما به عنوان شاعرانی که رسالت تبلیغ دین و آیین محمدی را به دوش می کشیم نباید از صراط مستقیم «توحید و یکتاپرستی» منحرف شویم. اگر در مسیری غیر از این گام برداریم، بدون تعارف مصداق«خسر الدنیا و الاخره» خواهیم بود.

4 - شاعران چگونه می توانند روح و جان مایه تعالیم قرآنی و وحیانی را که «عبودیت» و «بندگی» است با زبان شعر بیان کنند؟
وقتی ما بر این سفره نورانی می نشینیم، باید ادب و آداب هم سفره بودن با خاندان رسالت را رعایت کنیم. ادب حکم می کند که ما از بزرگان دینی پیروی کنیم و پیروی از آنان امکان پذیر نیست مگر با تبیین سیره عملی آنان. حضرت عبدالعظیم حسنی مسلمانی «پیرو» بود و در مسیر بندگی حضرت حق گام بر می داشت. ما نیز اگر خود را مُحب و دوستدار او می دانیم باید از او «بندگی» بیاموزیم. از«ابو بصير» نقل شده كه امام باقر (ع) فرمود: از جمله دعاهاى امير المؤمنين (ع) اين بود: «اى خداى من! همين عزّت مرا بس كه بنده توام، و همين افتخار مرا بس كه تو پروردگار منى. اى خداى من! همان گونه كه من دوست دارم تو از آن منى، پس مرا به آنچه دوست دارى موفّق بدار.» ( الحكم الزاهرة، ترجمه انصارى، ص 488، ح 1352.) کسی که به مقام بندگی می رسد، در محبوب و معبود خویش فانی می شود و جز در مسیر «توکل» گام بر نمی دارد. و اما چگونه می توان به مقام بندگی حضرت حق نائل گردید ؟ آیا این مقام در انحصار معصومین است یا انسان های عادی هم می توانند در این مسیر طی طریق کنند و به حریم بندگی حضرت پروردگار راه پیدا کنند؟ پاسخ این سوال روشن است. طبق آموزه های قرآنی و وحیانی، فلسفه آفرینش انسان و عالم خلقت چیزی جز بندگی حضرت حق نیست و همه انسان ها با تهذیب و تزکیه نفس می توانند به مقام بندگی نایل گردند. دیگر آن که 124 هزار پیامبر برای هدایت انسان و دعوت او به یکتاپرستی و آموختن «ادب و آداب» بندگی مبعوث شده اند. به گفته قرآن، لازمه ی رسیدن به مقام بندگی، نیایش و ستایش ذات اقدس پروردگار است: «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.» آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است همه تسبیح خدا می گویند؛ و او شکست ‏ناپذیر و حکیم است! عبادت به معنای اظهار بندگی، عالی ترین و زیباترین جلوه خاکساری و فروتنی در برابر خدا است. آفرینش هستی و بعثت پیامبران برای عبادت است. خداوند در قرآن می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنسَ إِلا لِیَعْبُدُونِ؛ (سوره ذاریات ، آیه 56)هدف از آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است. رسالت همه پیامبران توحیدی نیز دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ. (سوره نحل، آیه36) بنابراین اولین درس مکتب سیدالکریم حضرت عبدالعظیم «درس عبودیت و بندگی» ست که باید عامل به آن باشیم و خدای نکرده از سر شیفتگی و شیدایی محض در مدح و منقبت بزرگان دینی شعری نگوییم که باعث خشم پروردگار و وهن اهل بیت (علیهم السلام) شود. ما باید هم قبله و هم قبیله شاعران بصیری چون دعبل، کمیت، فرزدق و هاتف اصفهانی باشیم و شعرهای آیینی ما باید شعرهای روشنی از جنس شعر زیر باشد:
که يکي هست و هيچ نيست جز او
وحده لا اله الا هو


5 – ادب و آداب شعر آیینی چیست؟
خداوند در آیات 224 تا 227 سوره شعراء ویژگی ها و ادب و آدابی را که یک شاعر آیینی باید داشته باشد، به خوبی تعریف کرده است. خداوند می فرماید: «و الشعراء یتبعهم الغاوون، ا لم تر انهم فی کل واد یهیمون، و انهم یقولون ما لا یفعلون، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون: و شاعران را گمراهان پیروی می کنند، مگر نمی بینی که آنان در هر وادی سرگردانند، و چیزهایی می گویند که خود عمل نمی کنند، مگر كساني كه ايمان آورده‏ اند و عمل صالح انجام مي ‏دهند و ياد خدا بسيار می کنند و به هنگامي كه مورد ستم واقع مي‏ شوند به دفاع از خويشتن (و مؤمنان) بر مي‏ خيزند، زود باشد کسانی که ستم کرده اند بدانند که به کجا بازگشت می کنند.» نشانه شاعر آیینی به گفته قرآن «ایمان و عمل صالح» است. «عمل صالح» عملي ست که شريعت و پیامبر اکرم (ص) ما را به آن دعوت کرده است و رابطه تنگاتنگی با ایمان دارد. تجلی «عمل صالح» در شعر آیینی توجه به «بایدها و نبایدها» ست. این که در مورد بزرگان دینی چه حرفی را بزنیم و از گفتن چه چیزی پرهیز کنیم. توجه به اين نكته كليدي ضروري است كه ساحت شعر آييني ، ساحت « هر چه می خواهد دل تنگت بگو » نیست . در این عرصه ، مضمون يابي مثل عرصه « آزاد سروده ها » صرفا يك كار ذوقي و سليقه اي نيست و شاعر نمي تواند تنها و تنها به مدد قدرت تخیل ، تصویر پردازی و صنعتگری ، به هر مضمون غريب يا خوشايندي چنگ اندازد و سیمای بزرگان دین را به هر گونه ای که دوست دارد بر بوم شعر به تصویر بکشد . در اين وادي ، شاعر بايد امین ، صادق ، متخلق به اخلاق اسلامي و آراسته به ادب قرآني باشد و در دايره آموزه هاي مبتني بر دين و برگرفته از قرآن حركت كند . به تصوير كشيدن سيماي بزرگان دين در شعر آييني بايد دقيقا منطبق بر سيره عملي و سلوك ايماني و قرآني آن بزرگواران باشد. فرايند خيال پردازي و پرواز ذهني شاعر در اين وادي، بايد انديشيده و رسالت مندانه باشد تا شاعر بتواند چهره اي واقعي، بي تحريف و پيراسته از خرافات را از ائمه هدي (عليهم السلام) به تماشا بگذارد، سيمايي روشن و زلال كه قابليت الگوبرداري از آن براي زندگي انسان معاصر وجود داشته باشد. با عنايت به آنچه گفته شد، شاعر آييني نمي تواند و «نبايد» افسار ذهن و زبان خود را تنها و تنها به دست خيال وحشي بسپارد و همچون ساير عرصه ها بر طبل «خلاف آمد عادت» بكوبد و خواهان «سعادت» باشد، چرا كه در اين عرصه «خلاف آمد عادت» معنا ندارد. زيرا در اين عرصه، شاعر بر مسند انبياء و اولياء الهي كه رسالت شان اصلاح گري و تربيت نفوس است تكيه زده است. مقام شاعر در اين وادي، مقام سخنگوي يك مكتب و آيين است و سخنگو در مقام سخنگويي نمي تواند و نبايد بيان كننده مواضع و ديدگاه هاي خويش براي پيروان و سالكان آن مكتب باشد. اگر در عرصه هاي ديگر مي توان بدون هيچ آداب و ترتيبي سخن گفت، اينجا اتفاقا بايد «ادب و آداب» را به جا آورد و آن گونه ظاهر شد كه «معشوق» مي خواهد. عرصه شعر آييني، مقام خودبيني، خودرايي و خودخواهي نيست، مقام ذوب شدن در «معشوق» و «فنا في الله» است، چنان كه سعدي شيرازي- كه رحمت خدا بر او باد- مي گويد:
گويند تمنايي از دوست بكن سعدي
جز دوست نخواهم كرد، از دوست تمنايي


در واقع، در اين وادي، ديگر «من» و «منيتي» نيست و هر چه هست «او»ست و دقيقا رمز سربلندي شاعران آييني نيز در همين نكته و دقيقه ظريف نهفته است، چنان كه «هلال جغتايي» مي گويد:
جايي رسيده ايم كه از خود گذشته ايم
از خود گذشته ايم و به جايي رسيده ايم


6 – شاعران در مورد تبیین سیمای حضرت عبدالعظیم حسنی بیشتر باید به چه ابعادی از شخصیت ایشان بپردازند؟
امروز یکی از بزرگ ترین آفاتی که در جان ادبیات دینی و آئینی ما رخنه کرده است ، آفت «مناسبتی سرودن و سطی نگری» است . بخش اعظم شعر آیینی روزگار ما به «فقر اندیشه» مبتلاست ، لهجه ای صرفا احساسی و توصیفی دارد و به مدح و منقبت اختصاص یافته و در مولودیه ، سوگ و مرثیه خلاصه شده است ، بخصوص در عرصه نوحه و مرثیه که با ادبیات سوگوارانه ( سوگ سیاه ، نه سوگ سرخ ) در نازل ترین شکلش مواجهیم. با کمال تاسف باید اعتراف کنیم که ما در این حوزه از پرداختن به سیره عملی خاندان رسالت و حقیقت زلال دین - بخصوص اصل توحید - غافل مانده ایم . با توجه به مقتضیات زمانه و نیاز جامعه به درک عمیق تر و اصیل تر از دین و برای این که شعر آیینی ما از دایره تکرار و تقلید بیرون بیاید و جانی دوباره بگیرد ، زمان آن رسیده است که با بهره گیری از منابع اصیل دینی همچون قرآن ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ... در حوزه شعر آیینی از منزل صورت ( مدح و منقبت ) به منزل سیرت ( معارف و حقایق دینی ) هجرت کنیم چنان که مقام معظم رهبری نیز در دیداری که در سال 92 با شاعران داشتند با تاکید بر همین نکته فرمودند : «نکته بعد اين است که مناجات هم جزو شعر آيينى است. شعر آيينى فقط مسئله مدح و مرثيه نيست؛ مناجات هم جزو شعر آيينى است. براى اين که مضمون مناجات را درست پيدا کنيم، بهترين مرجع، دعاهاست. دوستان با صحيفه سجاديه انس پيدا کنيد. شما مي توانيد مضامين دعاى عرفه سيدالشهداء (سلام ا...عليه) را به شعر بياوريد... معارف بلند اسلامى و قرآنى را از خود قرآن و از نهج البلاغه و از بعضى از روايات اهل بيت - روايات اصول کافى در بخش هايى - اخذ کنيد. با اين منابع، انس پيدا کنيد... شعر آيينى را باید متکى و مستند کنيد به اين معارف حقه الهيه...» امروز رسالت ما به عنوان شاعران آئینی این است که همچون دعبل ، کمیت و فرزدق به افق‌های جامع‌تری از حوزه دین و معرفت بنگریم و به تبیین سیره عملی خاندان رسالت بپردازیم . شعر آیینی باید آیینه تمام نمای معارف حقه قرآنی و حقایق انسان ساز توحیدی باشد . امروز رسالتی بالاتر از این برای ما شاعران آیینی متصور نیست که با تعمق و تدبر در سیرت و باطن دین، به تبیین سیره عملی خاندان رسالت ( علیهم السلام ) و آموزه‌های انسان‌ساز قرآنی و وحیانی بپردازیم و ساحت مقدس دین و آیین را از گزند تحریف و آلوده شدن به آفت خرافه و گزافه حفظ کنیم . زمان آن رسیده است که با بهره گیری از میراث ماندگار پیامبر خاتم ( ص ) – قرآن و عترت - از مدح و منقبت صرف فاصله بگیریم و همچون شاعران صدر اسلام بر مسند ‌پیام ‌رسانی تکیه بزنیم و در این ساحت مقدس به دنبال ترویج حکمت‌های دینی و احیای مکارم اخلاقی باشیم. به عبارت دیگر باید با به تصویر کشیدن سیره عملی بزرگان دین، از زبان شعر برای سوق دادن اقشار مختلف جامعه به «سبک زندگی اسلامی» استفاده کنیم. شعر آئینی ما باید پلی برای عبور از منزل گاه خاک به عالم افلاک باشد . مکتبی برای انسان‌سازی و جامعه سازی . چرا که از منظر اسلام ، شعر فاخر پرتویی از شعور نبوت است و تنها به زبان آوری ، صنعتگری ، خیال پردازی و ارزش‌های هنری و احساسی محدود نمی شود ، بلکه راهنمای مخاطبان خود به صراط مستقیم راستی و درستی ، بیداری و رستگاری ، و توحید و اخلاق اسلامی ست . در مورد شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی نیز که یکی از چهره های برجسته علمی روزگار خود بوده است، بهترین شیوه پرداختن به کرامت های اخلاقی، فضایل انسانی، مراتب علمی و سیره عملی آن حضرت است. ما کمتر بزرگان دینی را به عنوان عالم و دانشمند معرفی کرده ایم. حال آن که همه آن بزرگان اقیانوس بیکران دانش و از سرآمدان علمی روزگار خود بوده اند. برای مثال به حضرت علی بن موسی الرضا می گویند «عالم آل محمد» . نگاه ما به بزرگان دینی بیشتر از منظر «زیارت، توسل و شفاعت» بوده که امری عاطفی ست و در جای خود خوب است. ولی اگر همه بهره خود را از بزرگان دینی در زیارت و توسل و شفاعت محدود کنیم، و از سایر ابعاد خاندان رسالت غفلت بورزیم بدون هیچ تردیدی زیان کرده ایم. چرا که دین اسلام تنها به توسل و شفاعت محدود نمی شود. به زعم من امروز برای خوب معرفی کردن اسلام و جهان بینی اسلامی، پرداختن به بُعد علمی بزرگان دینی و شخصیت های برجسته ای چون حضرت عبدالعظیم حسنی یک رسالت و ضرورت است. چون دشمنان اسلام بر آنند که مسلمانان را انسان هایی صرفا عاطفی، بی منطق، خشونت طلب و خرافی معرفی کنند. از همین رو به تصویر کشیدن سیمای علمی بزرگان دین در جهان امروز یک ضرورت غیر قابل انکار است. باید در شعرهایی که برای بزرگان دینی می گوییم به «عقلانیت، تفکر و اندیشه» هم توجه داشته باشیم و از «جنون ستایی» و «شیدایی محض» اعلام برائت کنیم. دین اسلام دین عقل و منطق و اندیشه است، ولی متاسفانه این دقیقه در شعر آیینی مورد غفلت قرار گرفته و شاعران ما به جای آن که به اندیشه مخاطبان تلنگر بزنند و «نگریستن» را به آنان بیاموزند، صرفا به دنبال «تحریک احساسات» و« گریاندن» محبان اهل بیت (علیهم السلام) هستند.

7 - به عنوان آخرین سوال بفرمایید پرداختن به شخصیت چنین افرادی از سوی شاعران و نویسندگان که چهار امام معصوم(ع) را درک کرده و ویژگی‌های بارزی در ایشان وجود داشته است، چه تأثیر و اهمیتی خواهد داشت؟
با کنکاش در زندگی عالمان و بزرگانی همچون حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) که در زمان حیات پر برکت خویش چهار امام معصوم(ع) را درک کرده نیز می‌توان سبک زندگی او را به عنوان یک مُحدث و عالِم دینی بزرگ در همه ابعاد زندگی از جمله : سلوک فردی ، اجتماعی ، علمی، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، تربیتی و ... به عنوان اسوه و الگو در اختیار جامعه قرار داد تا جامعه نسبت به سیره عملی این اسوه های اخلاق و فضیلت شناخت پیدا کرده و با اقتدا به آنان در مسیر سعادت و رستگاری گام بردارد. این امر رسالت اصلی شاعران آئینی روز و روزگار ماست. و اما اجازه بدهید حُسن ختام این مصاحبه را به غزلی قابل تامل و خوش مضمون از شاعر آیینی هم روزگارمان « سید هاشم وفایی» اختصاص بدهم. در این غزل شاعر تا حدود زیادی پا را از منزل «صورت» که مدح و منقبت صرف است فراتر نهاده و با توانایی سیره عملی حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) را به تصویر کشیده است که این بصیرت و هوشمندی قابل تحسین و ستایش است:

 نام گرامی‌اش اگر عبدالعظیم بود
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
گر از کرامتش همه کس فیض می‌برد
از نسل خاندان امامی کریم بود
عطر حدیث آل رسول از لبش چکید
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق
پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود
آموخت درس بندگی از اهل بیت نور
محبوب پیشگاه خدای علیم بود
غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس
در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود
لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
دست نوازشی به سر هر یتیم بود
گل‌سیرتان عشق به مدحش سروده‌اند
اخلاق او لطیف‌تر از هر نسیم بود
پیوسته او به منزل مقصود می‌رسید
زیرا صراط زندگی‌اش مستقیم بود
هفتاد و نُه بهار ز عمرش گذشت و باز
در سایه امید و ولایت مقیم بود
در گلشن همیشه بهار حریم او
هر گل که دیده‌ایم به ناز و نعیم بود
هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت:
این بوستان عشق بهشتی شمیم بود
پروانه بهشت به دستش دهد خدا
هر کس که زائر حرم این کریم بود»


خبرگزاری قرآن:
http://www.iqna.ir/fa/news/3550327
/
تاریخ ارسال خبر :   1395/10/20 در ساعت : 14:18:45       تعداد مشاهده این خبر : 95

کسانی که این خبر را می پسندند :






کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی