ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


Share
به احترام نيم قفسه شعر و 2 کلمه نام
نقد و بررسی بخشی از چهارپاره دریاچه مفتون امینی
دریاچه هر زمان که تو را ببینم
بر عمر و آرزوی خود اندیشم
گاهی برای آن‌چه که خواهد شد
گاهی به یاد آن‌چه شد اندیشم...

این سطرها بخشی از چهارپاره‌ای به نام «دریاچه» است که حدود 60 سال پیش مفتون امینی آن را سرود. در آن روزگار چهارپاره یکی از قالب‌های نو و مدرن شعر محسوب می‌شد و به تعبیر مفتون امینی مدت‌ها طول کشید تا متوجه شود چهارپاره قالبی نئوکلاسیک است و با شعر نو که نیما آن را پیشنهاد داده فاصله فراوانی دارد.

درباره شعر و آثار مفتون امینی فراوان سخن گفته شده است و بتازگی هم در چهارمین دوره جایزه شعر خبرنگاران از یک عمر فعالیت ادبی او تقدیر شد و در همان مراسم محمدعلی سپانلو به نکته ظریفی درباره مفتون امینی اشاره کرد و گفت مفتون یکی از «صاحبخانه‌های شعر امروز» است.

تعبیر صاحبخانه و نسبتش به مفتون امینی که متولد 1305 است کاملا نمایانگر این است که کارنامه فرهنگی او اگر با دقت مورد بررسی قرار گیرد می‌تواند روایتی مستند و مدون از تاریخ شفاهی ادبیات همروزگار ما باشد با همه فراز و فرودهایی که در طول یکصد سال پشت سر گذاشته است.

مفتون امینی شاعری است که تجربه دیدار و همکلامی با شهریار را دارد و با تاثیر از آثار او در قامت یک شاعر کلاسیک‌ آثار فراوانی آفریده است، از سوی دیگر او شاعری نیمایی نیز محسوب می‌شود و به همان اندازه که با بیان و لحن آذری و شیرینش از شهریار خاطره دارد از نیما هم سخن می‌گوید.

مفتون همچنین در کتاب‌ها و مجموعه‌های آخرش از جمله کتاب «اکنون‌های دور» و «عصرانه در باغ رصدخانه» به شعر سپید و آوانگارد روی آورده است و این طی مسیر و فراز‌ها و فرودهای مفتون را دقیقا می‌توان آینه‌ای از رخدادهای یک قرن ادبیات معاصر دانست. او حتی «مفتون» بودنش را هم از روانشاد فریدون مشیری به یادگار دارد و در این‌باره خودش می‌گوید: «می‌خواستم شعری را در مجله «روشنفکر» منتشر کنم با نام محزون که گفتند محزون چیست؛ اسم دیگری را انتخاب کنید و سرانجام آن شعر را فریدون مشیری با نام یدالله مفتون امینی چاپ کرد و کم‌کم آن یدالله را برداشتند و مفتون امینی ماند. خلاصه جناب مشیری این نام را برای ما باب کرد.»

اما نکته دیگری که در سال‌های اخیر پیرامون شعرهای مفتون امینی باید یادآوری کرد «گویه‌»های او است که در کتاب اکنون‌های دور بسامد بالایی دارند.

به اعتقاد مفتون گویه هر شاعری ویژگی سخن او را دارد و همچنین در عین سادگی نباید ساخت‌گریز و معناستیز باشد و البته از نکات و مزایای فنی و معنوی و پایان‌بندی خوب و غیرمنتظره هم نباید بی‌بهره باشد.

البته مفتون نام گویه را برای شعرهای کوتاه انتخاب کرده است؛ شعرهای کوتاهی که برخی نام هایکو، هاشور، طرح و... بر آن نهاده‌اند.

البته این نامگذاری از آن جهت که گویه اسم مصدر گفتن است و گفتن هم در معانی متعدد از جمله سرودن و به نظم در آوردن هم آمده است نام بی‌مناسبتی نیست و در مقایسه با برخی نام‌های وارداتی مثل هایکو قطعا برتری و اولویت دارد، اگرچه برخی گویه‌های مفتون در گروه شعرهای کوتاه نمی‌گنجند که از آن میان می‌توان به یکی از بهترین شعرهای مجموعه اکنون‌های دور یعنی «گویه 12» اشاره کرد:

کودک بودم و آب می‌دادم
گل‌های نکاشته‌ام را
جوان بودم و هدیه می‌بردم
یاران پنداشته‌ام را
پیر شدم و خاطره می‌نوشتم
روزهای نداشته‌ام را.
حال، می‌نگرم و می‌اندیشم
که ذخیره‌ای ندارم، جز نیم قفسه شعر
و وثیقه‌ای ندارم، جز دو کلمه نام
اما
زیر بامی هستم و زیر وامی نه
و می‌گویم؛ خوشا
که داشتم و دارم هنوز
سر دل به خیال سپرده‌ام و
دل سر به هوا گذاشته‌ام را...

این شعر نمونه کاملی از یک وصف و روایت شاعرانه است، آن هم روایت شاعر از خودش، از 60 سال شاعری که «اکنون» برایش جز نیم قفسه شعر و دو کلمه نام ذخیره و وثیقه‌ای نمانده است.

این شعر با وجود کنایه و طعنه‌ای که به وضعیت زندگی هنرمندان و اهل کلمه و تنگناها و سختی‌های روزمره دارد اما در سطر‌های پایانی شعر و شاعر را با هم به اوج می‌رساند و در یک غافلگیری به پایان می‌رسد.

فکر می‌کنم برای مفتون که یک عمر بودن و نفس‌کشیدنش را برای ادبیات و شعر صرف کرده است همین که زیر وام کسی نیست و سر دل به خیال سپرده و دلی سر به هوا دارد کافی است.

مفتون همان طور که از نامش برمی‌آید بیش از 8 دهه در فاصله میان کلمات عاشقانه زندگی کرده است و به مانند تمام شاعران بزرگ از صدر تاریخ ادبیات تا به امروز اگر کلمه را از او بگیریم فرصت زندگی کردن در «اکنون» را از او گرفته‌ایم.

سینا علی‌محمدی 

   تاریخ ارسال :   1395/10/18 در ساعت : 8:21:54       تعداد مشاهده : 66     منبع مقاله :  جام جم   موضوع مقاله :  مقاله جدید

کسانی که این مقاله را می پسندند :







کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی