ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
تفال حافظ بیدل شعر پارسی شعر کاربران
آخرین مقالات

۞ :: شعر آیینی و لغزش‌های آن (با نگاهی به مجموعه‌ دفاتر ‌«غزل‌مرثیه» از انتشارات آرام دل )

۞ :: نگاهی به کتاب فارسی ناشنیده

۞ :: شعر « انتظار » ، شعر اعتراض است

۞ :: "چنبره ی عافیت طلبی بر فرهنگ در پروسه ی فرهنگ ویترینی" سعید تاج محمدی

۞ :: بازگشت به كودكي در شعر قيصر امين‌پور / فاطمه سرمشقی

۞ :: خوانشي بر منظومه بلند ظهر روز دهم

۞ :: به بهانه بزرگداشت شاعر افغان محمدکاظم کاظمی/۴ بیدل، کاظمی و دوچرخه!

۞ :: پاسدار زبان و زندگی/ به بهانه بزرگداشت شاعر افغان محمدکاظم کاظمی

۞ :: بررسی سير تحول انديشه ي قیصر امین پور به قلم ارمغان بهداروند

۞ :: یادداشتی از محمد یزدانی جندقی بر خنده های فالش مجموعه شعر طنز سعید سلیمانپور

۞ :: شهریار و سرقت ادبی

۞ :: نگاهی به بازتاب جنگ تحصیلی در شعر معاصر خوزستان

۞ :: بررسی چهار کتاب در حوزه‌ی بیدل‌پژوهی "سید مهدی طباطبایی"

۞ :: یادداشت استاد واصف باختری « آیا فارسی، دری و تاجیکی سه زبان جدا از هم اند؟ »

۞ :: از قحط مشتری عشق تأملی در چند بیت طنزآمیز از استاد محمد قهرمان


Share
بيدل‌شناسي مروري بر كتاب فيض قدس تأليف استاد خليل الله خليلي
در بيدل‌شناسي تاكنون آثار ارزندة زيادي به‌زبان دري (فارسي) ارائه گرديده، ولي اكثر آن‌ها محتوي منتخبات نظم و نثر و پاره‌اي از افكار و عقايد وي مي‌باشند.

 

                                                مباش غـافل از انـداز شـعر بيدل ما

شنيدني است نوايي كه كم نواخته‌اند

 

ابوالمعاني ميرزا عبدالقادر بيدل به‌درستي شاعر و نويسندة بسيار بزرگ و متفكّر عصر تيموريانِ شبه قارّه به‌حساب مي‌آيد. علّامه محمّد اقبال شاعر و نويسندة بزرگ در يك مقالة ممتد خود به‌زبان انگليسي اظهار نظر نموده كه بيدل بعد از فيلسوف هندوي سدة سوّم هجري، قرن نهم ميلادي شنكر آچاريا دومين شخصيّت مهمّ متفكّر است كه از خاك پهناور شبه قارّه برخاسته است. تار و پود كليّات نظم و نثر بيدل با تفكّر و ابتكار سخت سرشته شده و سبك وي هم با تقاضاي زمان و مكان و شايد با تمايلاتِ شخصي وي صعب و دشوار است. البتّه مشكل اصلي همانا افكار و نكات نادر است كه در كليّاتش به‌آنها برمي‌خوريم و شايد شاعر خود به‌اين نكته پي برده بود:

 

ز فرق تا قـدم افسـونِ حيـرتي بيدل

كسي چه شرح كند معني نكوي تو را

 

بيدل در سال 1054 ﻫ/1644 م در حوالي عظيم‌آباد (پتنا، هند) ديده به‌جهان گشود. نياكانش كه منتسب به‌تيره تركان ارلاس يا برلاس چغتاييان بوده، مدّتي پيش از ماوراءالنّهر تركِ مقام نموده در جايگاه مزبور سكني گزيده بودند. بيدل در نتيجه اوضاع بغرنج عصر و نابساماني‌هاي خانوادگي، در سال 1075 هجري به‌دهلي وارد شد. صرف نظر از سفرهاي وي به‌نقاط مختلف شبه قارّه بقيّة زندگاني وي در همين شهر سپري گرديد و مدفنش همين‌جاست (م: 1133 ﻫ‍/1720 م به‌سن 79 سالگي).

بيدل از حيث شاعر و نويسنده مبدع و همچنين شخص پاكدل و مستغني مورد احترام معاصران قرار گرفته و حتّي پادشاه معاصر محمّد اورنگ‌زيب شاه عالمگير (1119-1068 ﻫ‌) هم در رقعات خود به‌سه بيت زير وي استناد جسته است:

    حرص قانع نيست بيدل ورنه اسباب جهان    آنچه ما در كار داريم اكثرش در كار نيست

*

     بترس از آه مظلومان كه هنگام دعا كردن    اجـابت از ره حـق بـهر اسـتقـبال مي‌آيد

*

مـن نمي‌گويم زيان كن يا به‌فكـر سود باش

اي ز فرصت بي‌خبر در هرچه باشي زودباش

 

 

به‌عقيدة بيدل كتاب «چار عنصر» دريايي است كه هركه آن را بداند بايد از خود تهي شود و بر روي اين «چهار موج» چهار زانو بنشيند.

از متأخّران نامي شبه قارّه، كمتر مورّخي، تدكره‌نويسي يا ناقد ادبي را مي‌بينيم كه به‌بيدل توجّه ننموده و مقام والايش را نستوده باشد. البتّه آن‌طور كه دكتر نبي‌ هادي استاد دانشگاه عليگره در اثر «ميرزا بيدل» خود به‌زبان اردو نوشته است:

 

”قدرشناسان واقعي بيدل در افغانستان و تاجيكستان زندگي مي‌كنند“.

ولو انعكاس صيت ذكرش در ايران و ساير نقاط پارسي‌دان و ادب دوست جهان از ديرباز مشهود بوده است.

در بيدل‌شناسي تاكنون آثار ارزندة زيادي به‌زبان دري (فارسي) ارائه گرديده، ولي اكثر آن‌ها محتوي منتخبات نظم و نثر و پاره‌اي از افكار و عقايد وي مي‌باشند. (راجع به‌احوال عجيب شاعر و نويسنده مبدع به‌فارسي كمتر كسي دست زده است. چنين نيازي را اثر شادروان استاد خليل الله خليلي (م: 4 مه ماه 1987 م) موسوم به«فيض قدس» تا حدّي مرتفع مي‌سازد. اين كتاب كه داراي 102 صفحه در قطع بزرگ مي‌باشد. به‌سال 1334 ﻫ.ش/1955 م در كابل انتشار يافته بود. «فيض قدس» يا «انتخاب» از روي ابجد برابر با عدد 1054 مي‌باشد كه هردو حاكي از تاريخ ولادت بيدل‌اند. خود شاعر در قطعاتش گفته است:

به‌سالي كه بيدل به‌ملكِ ظهور
 

ز فيض ازل تافت چون آفتاب
 

بزرگي خبرداد از مولدش
 

كه هم «فيض قدس» است و هم «انتخاب»

«فيض قدس» بيشتر مبتني بر رسالة «چهار عنصر» بيدل است كه سخت آميخته و ممزوج به‌نظم هم مي‌باشد. كساني كه به‌زبان‌هاي اردو يا انگليسي هم به‌نگاشتن احوال و كمالات بيدل پرداخته‌اند مانند دكتر عبدالغني[1]و شادروان عبادالله اختر[2]و دكتر نبي هادي، همگي به‌مطالعة عميق چهار عنصر پرداخته‌اند. باز هم كتاب «فيض قدس» مرحوم خليلي داراي مزاياي نادر تحقيقات داخلي است و مطالب ضمني و تبعي اين كتاب هم بسيار ارزنده مي‌باشد. چنين به‌نظر مي‌رسد كه استاد خليلي تا آن زمان ساير آثار بيدل را از نظر گذرانده بود و كليّات بس قطور نظم و نثر وي را آمادة چاپ مي‌ساخت. مرتّب اصلي اين كليّات همانا استاد خليلي است. كليّات بيدل داراي چهار جلد ضخيم و كلفت در سه هزار نسخه به‌وسيله وزارت تعليم (آموزش و پرورش) دولت افغانستان در كابل انتشار يافت: جلد اوّل در سال 1341 هجري شمسي جلد دوم و سوّم در سال 1342 هجري شمسي و جلد چهارم در سال 1344 هجري شمسي نگارش اختتاميه كليّات نوشتة استاد خليلي متعلّق به‌سال 1344 ﻫ ش/1385 ﻫ ق مي‌باشد. سه جلد نخست در نظم و جلد چهارم به‌نثر آميخته با نظم مي‌باشد. بيدل در نثر سه رساله دارد: چهار عنصر، رقعات (نامه‌هاي كوتاه) و نكات. چهار عنصر قسمت اعظم جلد چهارم را محتوي است (از ابتدا تا صفحه 344). مطالب اين كتاب به‌زندگاني نگارنده دور مي‌زند. البتّه از نظر آميزش نثر و نظم و تذكرة معاصرين و حوادث عجيب و بيان وقايع خارق‌العاده و مدخل‌هاي سوانح سياسي و داستان‌ها‌ و همچنين بعضي از مقالات و غيره، اين كتاب خواندني مي‌باشد. عبادالله اختر مرحوم در اثر «بيدل» خود به‌زبان اردو كه سه سال پيش از چاپ فيض قدس، به‌سال 1952 م در لاهور انتشار يافت و استاد خليلي هم به‌آن استناد جسته، بعضي از مطالب «چهار عنصر» را به‌خوبي شرح داده ولي حقّ آن است كه التزام عناوين فرعي استاد خليلي و يارانش كه در متن چاپ شدة كابل انجام دادند، اين كتاب را آسان‌تر ساخته است. دكتر نبي هادي در تأليف خود نتوانست از «فيض قدس» استفاده بنمايد، چون اين كتاب را نديده بود، ولي او زحمات مرتّبين كليّات را به‌ويژه كار تبويب رساله «چهار عنصر» را ارج مي‌نهد و در توضيح و موضوع اين كتاب مي‌نويسد:

 

 

شعرِ بيدل اگر مشكل است نثرش از آن مشكل‌تر مي‌باشد و مشكلات آثار او از تفكّر و هنرنمايي پديدار مي‌باشند.

”در مجموعة نثر بيدل از نظر ضخامت و شهرت رساله چهار عنصر، بيش از رسايل ديگر موجب علاقة خوانندگان واقع مي‌شود. رابطة بدن و روح انسان به‌وسيله چهار عنصر استوار است و امتزاج آن‌ها را زندگاني مي‌ناميم، لذا ميرزا بيدل در بيان كردن وقايع زندگاني خود عنوان مزبور را به‌رسالة خود داده است. افتتاح كتاب طبق روش پيشين با حمد و نعت است كه صفحات متعدّد را احتوا مي‌نمايد“.

 

در قسمت هدف تأليف نگارنده اذعان مي‌نمايد كه اموري را ارائه خواهد داد كه در دوران زندگاني با آن‌ها مواجه گرديده يا به‌بعضي از موضوعات خواهد پرداخت كه به‌خاطرش احياناً خطور كرده است. نويسندة رساله البتّه به‌جاي اوّل شخص متكلّم اصطلاحات ويژة فاعلي را مي‌آورد مانند «اين نشئة بي‌خمار خمستان عدم»، و «اين نغمة بي‌نواي طربگاه وحدت».

به‌هرحال، مقصود از «چهار عنصر» اجزاي چهارگانة ايوان است يعني آب و آتش و باد و خاك و اين‌ها متضمّن مختصّات متفاوت طبيعي‌اند. بسياري از شاعران و نويسندگان نظر به‌چهار عنصر دربارة مراحل مختلف زندگاني انساني نكات بديع عرضه داده‌اند. از آن‌جمله يكي امير خسرو دهلوي (م: 725 ﻫ‌) است كه از اجزاي آب و آتش و باد و خاك طبايع امزجه حرف مي‌زند. به‌ويژه در ديباچه‌هاي دواوين پنج‌گانة خودش. صاحب «فيض قدس» هم در اين بابت سخنانِ شيوا عرضه نموده است:

”چهار عنصر در چهار فصل نگارش يافته و هر عنصر از فصل خاص بحث مي‌نمايد… هر عنصر به‌عنوان جداگانه آغاز مي‌شود و چنانكه عادت بيدل است، هر عنوان با استعارات و تشبيهات آراسته مي‌گردد. عنوان عنصرها چنين است: عنصر اوّل اشتعال شعلة مقاله و گرمي‌هاي صحبت ارباب فضل و كمال. گويا اين عنصر ناري است و در آن از اوان كودكي و گرمي صحبت بزرگان و مشايخ طريق بحث مي‌كند. عنصر دوم، روايح شكفتگي بهار عالم منظوم. گويا اين عنصر بادي است و از شاعري و بديهه‌سرايي بيدل سخن مي‌راند. عنصر سوّم طراوت شبنمستان مراتب منثور. گويا اين عنصر آبي است و از نثرهاي بيدل و مقالاتي كه در هر مورد نگاشته، ذكر مي‌نمايد. عنصر چهارم غبار فشاني بساط صورت عجايب است. گويا اين عنصر خاكي است و بيدل از هوا و آن‌چه كه در زندگي مشاهده نموده، صحبت مي‌كند. به‌عقيدة بيدل اين كتاب دريايي است كه هركه آن را بداند بايد از خود تهي شود و بر روي اين «چهار موج» چهار زانو بنشيند:

 

دانش در اين محيط ز خود رخت بستن است
فهـمي بـه‌چـار عنصـر بيـدل گمـاشـتن

بر روي چار موج مربّع نشستن است
از دامگاه شش جهت وهم رسـتن است“

 

بيدل بيش از صد هزار بيت سروده و كليّات نثر وي هم از بس قطور است. اين امر پرگويي و زودنويسي وي را مبرهن است. چنان‌چه شواهد در دست داريم كه بيدل بعضي از آثار خويش را با سرعت عجيب به‌اتمام رسانده بود ولي علي‌رغم روش خود او رسالة «چهار عنصر» را متناوباً در 21 سال تكميل نموده است. اين درنگ و تعويق اهميّت اين رساله را مؤيّد است چون نگارنده در جمع و تدوين وقايع و ارائه دادن مطالب تبعي و امتزاج نثر و نظم به‌شيوة مقامه‌نويسان كمال علاقه‌مندي را نشان داده است. كار تأليف «چهار عنصر» در 41 سالگي بيدل در سال 1095 هجري آغاز گرديده و در 62 سالگي مؤلّف به‌سال 1116 هجري تمام شده است. چنان‌كه خواهيم ديد صاحب «فيض قدس» با استفادة وافي از نويسندگان معاصر و متأخّر بيدل ساير وقايع زندگاني و نقدهاي ادبي پيرامون نثر و نظم وي را در اثر ستودني خود گردآورده و داد تحقيق و بررسي داده است.

سبك نثر بيدل

 

 

حضرت حقّ جلّ و علا پيغامبر ما را صلّي الله عليه و سلّم به‌صفت عالم وعارف نستود بلكه به‌خُلق عظيم ستايش فرمود. پس خُلق از معرفت افضل است و كريم از عارف اكمل.(از چهار عنصر بيدل)

شعرِ بيدل اگر مشكل است نثرش از آن مشكل‌تر مي‌باشد و مشكلات آثار او از تفكّر و هنرنمايي پديدار مي‌باشند. او نويسنده و شاعر سبك مشكل هندي است. در عصرِ بيدل در اين دورة بازگشت ادبي شروع شده بود ولي در خارج از مركز فارسي از اين ويژگي خبري نبود. نثر در آن دوره در ايران هم اصولاً مشكل مي‌نوشتند. چنان‌چه ميرزا مهدي منشي استرآبادي كه در حدود ربع آخر سدة دوازده هجري درگذشت تاريخ جهانگشاي نادري و درّة نادره را نوشته است كه از نظر لفظ و معني در رديف عسيرترين و مصنوع‌ترين آثارِ فارسي قرار مي‌گيرند. البتّه بيدل زياد به‌سجع ترجّه دارد و استاد خليلي به‌اين شيوة نويسندگي وي توجّة خوانندگان را مبذول نموده است. وي از اسجاع متوازي و مطرّف رسالة «چهار عنصر» مثال مي‌آورد. ولي متأسّفانه صفحة كتاب را ذكر ننموده است ـ يادآوري اين نكته لازم است كه اين سبحع‌ها در جمله‌هاي كوتاه و طويل در نثر بيدل به‌كار رفته است. نويسنده علاوه بر سجع از استعارات و تشبيهات ويژة ادبي ديگر خود نيز استفاده مي‌نمايد. سبك كلّي نثر بيدل كه مثل كتب مقاله‌هاي فارسي مانند مقامات قاضي حميدالدّين (م: 559 ﻫ) و گلستان شيخ اجل سعدي (م: 691 ﻫ) آميزة نثر و نظم است، از عبارت اختتامي زير چهار عنصر مبرهن است كه به‌عنوان «فتوحات و خسّت» 19 صفحة كتاب (197 تا 214) را محتوي است:

 

كمال معني انساني فتوّت است يعني عروج مرتبة اخلاق و نقص آن خسّت يعني عدم مروّت و اشفاق. شاهد زندگي را اگر خرام نازي است، قدم بر جادة ايثار سپردن است، و محاسبِ نفس را اگر فراغ عشرتي است، نقد از كيسه بيرون شمردن. شيوة اخلاق هرچند شايستة احوال عرفاست، امّا اين‌كه جميع عرفا صاحب فتوّت باشند، انديشة خطا، زيرا كه معرفت كسبي است و فتوّت ذاتي. در حديقة نشو و نماي استعداد نخل را به‌پراكندگي زقّوم نتوان كرد، و زقّوم را به‌سعي آرايش نخل نمي‌توان برآود. حلقة سنبل به‌هيچ پيچ و تابي دائرة گل نمي‌بندد و ريشة گل از هيچ راهي به‌سلسلة سنبل نمي‌پيوندد. رباعي:

 

گل گر همه گوش شد، شنيدن‌ها كو؟
كسبي دگـر و جوهـر ذاتي دگر اسـت

يا آينه چشم گشت، ديدن‌ها كو؟
گـر آبـله پـا يـافـت دويـدن‌هـا كـو؟

 

جمعي درس معارف و سلوك مي‌گويند و بويي از معني شفقت بر دماغ ايشان نوزيده است. نسخه از عالمِ اخلاق نوشته‌اند، و مدّ احساني از كلك استعدادشان نباليده.

شخص بي‌علم و فضل را اگر موصوف به‌حقيقت كرم دريابي، بي‌ساخته آيينة فضلِ رحماني بايدش فهميد و صاحبِ كسبِ كمال را اگر منسوب آثار بخل مشاهده نمايي، بي‌شبهه معلّمِ درسگاهِ شيطاني بايد انديشيد. علم در مزاج خسيس جز بر قوّت خسّت نمي‌افزايد و فضل در طبع لئيم غير از جام امساك نمي‌پيمايد… حضرت حقّ جلّ و علا پيغامبر ما را صلّي الله عليه و سلّم به‌صفت عالم وعارف نستود بلكه به‌خُلق عظيم ستايش فرمود. پس خُلق از معرفت افضل است و كريم از عارف اكمل. اين‌جا جوهر ذاتي منظور است نه عوارضِ كسبي علم و شعور. اگر طبيعت از لذّت جود غافل است، به‌جهد ايثار كوش شايد بخل عارضي باشد، و اگر به‌احسان مايل است، از فزوني شكر حق امداد خواه، مبادا دامن همّت خار غفلتي بخراشد. (ص 8-197)

در جملة اوّل عبارت فوق كلمات «اخلاق» و «اشفاق» سجع متوازن را حاكي‌اند و غير از اين سجع اسجاع ديگر و مناسبات لفظي ديگر را در اين عبارت مي‌توان ملاحظه كرد و سبك معمولي نثر بيدل همين‌گونه است. او نثر را با ساير لوازم ادبي و شعري برخوردار مي‌سازد. مثالي ديگر از آغاز رسالة چهار عنصر نقل مي‌نماييم كه حاوي حمد خداست:

”خداوندا، زبان معذور بي‌صرفه‌سرايي است. عذر هرزه درايان بپذير و بيان مجبور آشفته‌نوايي است بر غفلت كلامان خرده مگير. گسستگي‌هاي عنان نفس ناگزير خيال تازي است بسملي پرافشانده باشد، پريشاني‌هاي مغز انديشه بي‌اختيار هوس تازي است. غباري دامن هوايي مي‌خراشد. بي‌مقصدي جولان اشك سرمنزل تعجّب نمايي است و بي‌مدّعايي پرواز رنگ آشيان حيرت‌سرايي. فرد:

 

مي‌گويم و حيرانم، مي‌پويـم و گريـانم

حرفي كه نمي‌فهمم راهي كه نمي‌دانم

 

نه دريايي تا به‌غواصي فكر از تو گوهري برآرند و نه آسماني كه به‌قوّت نظر ستاره‌هايت شمارند. رنگي نه بسته‌اي تارت دانند. پرتوي بيرون نداده‌اي تا آفتابت خوانند. سينه‌چاكي‌هاي بهار ادراك از شكسته بالان تصوير اين رنگ است و داغ فروشي‌هاي آفتاب فطرت از خاكسترنشينان شعلة اين نيرنگ. قطعه:

بحر بيـتاب كه آن گوهـر نايـاب كجـاسـت؟

چرخ سرگشته كه خورشيد جهانتاب كجاست؟

دير از غصّـه در آتـش كه چه رنگسـت صنم

كعبه زين درد سيه‌پوش كه محراب كجاست

اي سـمندر به‌هـوس داغ فـروش آتـش كو

ماهيـان تشـنه بميـريـد، دمِ آب كجاسـت“

منابع

  1. اختر، عبادالله: بيدل، ادارة ثقافت اسلاميه، لاهور، چاپ دوّم 1961 م.
  2. بيدل دهلوي، ميرزا عبدالقادر: ديوان بيدل دهلوي، به‌اهتمام حسين آهي، انتشارات فروغي، تهران، 1368 ﻫ ش.
  3. بيدل عظيم‌آبادي، ميرزا عبدالقادر: چهار عنصر، مطبوعة نولکشور.
  4. بيدل عظيم‌آبادي، ميرزا عبدالقادر: كليّات بيدل عظيم‌آبادي، مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان، اسلام‌آباد، 1398 هجري.
  5. سرشك كدكني، دكتر محمّد رضا شفيعي: شاعر آينه‌ها (بررسي سبك هندي و شعر بيدل)، انتشارات آگاه، تهران، چاپ چهارم 1376 ﻫ ش.
  6. عبدالغني، دكتر: روح بيدل، مجلس ترقي ادب، لاهور، جولايي 1968 م.


*   استاد و پژوهشگر زبان فارسي ـ. اسلام‌آباد (پاكستان).

[1].   نويسندة كتاب روح بيدل، چاپ مجلس ترقّي ادب، كلب رود، لاهور.

[2].   نويسندة كتاب بيدل، چاپ ادارة ثقافت اسلاميه، لاهور، چاپ اوّل 1952 م و چاپ دوّم 1961 م.

   تاریخ ارسال :   1390/3/4 در ساعت : 0:34:0       تعداد مشاهده : 1566     منبع مقاله :  1   موضوع مقاله :  مقالات سیستم قبلی سایت

کسانی که این مقاله را می پسندند :







آمار بازدید

بازدید امروز : 14566
بازدید دیرور : 26754
بازدید کل : 35299161

ثبت نام در خبرنامه

نام خود را وارد کنید

ایمیل را وارد کنید

تقویم تولد شاعران

محمود اکرامی فر
1338/08/09

محمودرضا شالبافان
1353/08/18

ابوطالب مظفري
1353/08/20

علي بابا چاهي
1321/08/20

عبدالرحیم سعیدی راد
1345/08/20
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی