ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


کلمه کلیدی مورد نظر را وارد کنید :      
ز صادق دست ، گیری نطقِ خاتم
کلمات کلیدی: ز - صادق دست - گیری - نطقِ خاتم ،
هر چند مشکل است رهیدن ز دستِ خاک
کلمات کلیدی: هر - چند - مشکل - است - رهیدن - ز - دست - خاک ،
مجموعه اشعار سایفایکو ۰۱
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
ئه‌یمام ره‌زا(ع)
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
مرا ببخش...
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
آواز آزادی
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
می‌ترسم من!
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
پدرم شاعر نیست...
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
دنیا اگر تو را نداشت..
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
مادرم مرد بود...
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
حق با چشمان توست...
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
دلنوشته - دلتنگی
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
مجموع اشعار کوتاه سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #لیلا_طیبی(رها) ، #زانا_کوردستانی ، #رها_فلاحی ، #شعر ،
در عشق او سر داده ام پا داده ام دست داده ام
کلمات کلیدی: در - عشق او - سر داده ام - پا داده ام - دست داده ام ،
رباعی عاشورایی - اجتماعی
کلمات کلیدی: به - حرمت - دست درازی - بازی - آبرو - آب ،
گر بنوشم قطره ای از دست او
کلمات کلیدی: گر _ بنوشم _ قطره ای _ از _ دست _ او ،
آواز آزادی
کلمات کلیدی: #سعیدفلاحی ، #شعر ، #ترانه ، زاناکوردستانی ،
بدون اسلحه
کلمات کلیدی: اشعار محمدامین آقایی ، محمدامین آقایی ، بی اسلحه ، شعر تک بیتی ، دست خالی می روم میدان بدون اسلحه جنگ با چشمان تو اینقدرها دشوار نیست... ،
بی تفسیر
کلمات کلیدی: غزل بی تفسیر ، محمدامین آقایی ، اشعار محمدامین آقایی ، شعر بی تفسیر ، تو رفتی کار من شد لعنت تقدیرِ افتاده که من در سوی دیگر ، رو به رویت گیر افتاده . میان قهوه خوردن ناگهان رفتی دلم جاماند شبیه یک دوچرخه ساکت و زنجیر افتاده . خبر پیچید در کافه میان دشت آهویی رها شد از دویدن ها همان جا شیر افتاده . نمی دانم تو اکنون دوستم داری دلم می گفت: که پیش پای من از دست تو شمشیر افتاده.. ،
درخت پیر
کلمات کلیدی: سیب است ؟انار است؟ ویا....نامش چیست؟ یک برگ شناسنامه در دستس نیست ،


1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |



بازدید امروز : 11,482 | بازدید دیروز : 66,023 | بازدید کل : 115,084,923
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی