ایمیل شما :     رمز عبور :                 کلمه عبور را فرامش کرده اید ؟        
جستجو در اشعار


تقویم تاریخ
امروز پنج شنبه 4 اسفند مصادف است با:1-قیام
«سلیمان بن صرد خزاعی» و همراهانش با شعار
«یا لثارات الحسین» به خونخواهی شهدای کربلا
(65.ق)2-تولد«پروفسور محمود حسابی» پدر
فیزیک نوین ایران(1281.ش)3-درگذشت«استاد
هادی پیشرفت»متخلص به«رنجی»غزلسرای
توانا(1339.ش)4-تولد«شقایق دهقان»
هنرپیشه ی موفق و طنزکار تیاتر و سینما و
تلویزیون(1357.ش)5-دستگیری«عبدالمالک
ریگی»سرکرده ی گروهک تروریستی شرق
کشور(1388.ش)6-درگذشت«جان کیتز»شاعر
رومانتیک انگلیسی در 25 سالگی(1821.م)
7-درگذشت«شارل فردریک گایوس»نابغه ی
ریاضی آلمانی(1855.م)8-تولد«نورمن
لیندسی»نویسنده ی برجسته ی انگلیسی
(1879.م)9-تولد«کارل یاسپرس»فیلسوف
اگزیستانسیالیست آلمانی(1883.م)10-
تولد«ویکتور فلمینگ»فیلمساز برجسته ی
امریکایی(1883.م)11-تولد«اریش کستنر»
نویسنده ی برجسته ی آلمانی(1899.م)
12-خودکشی«استفان تسوایک»نویسنده
ی برجسته و شهیر آلمانی و همسرش در
برزیل(1942.م)13-درگذشت«آلکسی
تولستوی»نویسنده و شاعر برجسته و
شهیر روس(1945.م).
محسن حسن زاده لیله کوهی

قلم تلمود

ای در آمیخته با یاد تو هست و بودم

من فقط در قفس خاطره ها موجودم

تو نیایی همه ی زیستنم بی معنی است

تو نباشی هیجان عدمم، نابودم

کیست این ریخته در هر رگ ویرانی من

چیست سرمایه ی این هستی راز آلودم

من از این زندگی سوخته ناخرسندم

من از این پنجره ی واشده ناخشنودم

بی تو زنگار فزاینده ی آیینگی ام

موج مینای جمالم که غبارآلودم

هر کجا باده ی عزم است سلیمان ع کیشم

هر کجا نغمه رزم است پُر از داودم ع

آتش مهر تو لطفی است به ابراهیمم ع

سیل قهر تو روان در عطش نمرودم

من چه مجنون و چه فرهاد تویی معشوقم

من چه موسی ع و چه فرعون تویی معبودم

ذوق لبهای تو دارد غزل قرآنم

رنگ تورات تو دارد قلم تلمودم

ای تو گستردگی بکر مضامین بلند

از تو می گویم و پیوسته تویی مقصودم
 
نام ارسال کننده : مهدیه زرعی ( هدیه)

در میان گونه گونه مرگ ها / تلخ تر مرگی ست، مرگ برگ ها / زان که در هنگامه ی اوج و هبوط / تلخی مرگ ست با شرم سقوط / وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬ / -زانچه بینی٬ آشکارا و نهان- / رو به بالا و ز پستی ها رها / خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ... / شعر از شفیعی کدکنی

نام ارسال کننده : مهدیه زرعی ( هدیه)

فـــریاد زدســتِ فلکِ شــعبده باز / آزاده به ذلـت و گدازاده به ناز / نر گس زبرهنگی سرافکنده به زیر / صــد پیرهـن حــریر پو شیـده پیــاز ... / نویسنده:نمی دانم! ؛-)

نام ارسال کننده : خودکار کم رنگ

هفته اول نقد شعر در سایت « انجمن مجازی شاعران ایران » به نقد دو شعر از شاعر محترم جناب آقای رضا طبیب زاده اختصاص دارد از دوستان شاعر و منتقد دعوت می شود با مراجعه به نشانی اینترنتی سایت در این نقد گروهی شرکت فرمایند. نشانی سایت : http://www.anjomanmajazi.com با احترام _ مدیریت انجمن مجازی شاعران ایران

نام ارسال کننده : سیدمحمدآتشی

سلام دوستان/ سایت مشکلی ندارد!برای مشاهده صفحه اول بایک مرورگردیگرواردشویدمشکلتان حل خواهدشد

عليرضا آيت اللهي

1324/12/04


عبدالحميد ضيايي

1354/12/05


سيامك بهرام پرور

1355/12/05


.
دانلود کلیپ شعر خوانی توسط علیرضا قزوه
سید عبدالحمید ضیایی - برگرفته از کتاب عاشقانه های یک یاغی


تو که خود هند را بهتر می شناسی و می دانی که این سرزمین در برزخ رویا و واقعیت گرفتار است؛ کابوسی وهمناک و مه آلود...
این جا در بی کجایی تناقض های غریب است. اندک جایی برای مراقبه در هیچ، تامل در هیچ و انتظاری بیهوده که بادها هر غروب ترانه خوان غربت آن اند؛ بادهای بی قراری که هر غروب در شاخ و برگ درختان روح می پیچد و دل را به معابد گمشده در هیاهوی پر و بال پرندگانی بی نام می کشاند.
به راستی آیا آنچه من وطنش می دانم و می خوانم، شکلی دیگر (خود خواسته و خود ساخته) از دیگر طلبی و دیگرخواهی رویاها و آرزوهای من نیست؟
شاید آدمی خوکرده ی عشق نخستین و منزل نخستین است و تا دم مرگ، پیوسته شعله های عشق و منزل نخست را در جانش فروزان می دارد وگرنه مگر خاک اینجا چه توفیری با آنجا دارد؟ و تو دقیق تر از من راز این بیهودگی تفاوت ها را می دانی که شاگرد زبده ی صدر المتالهین بوده ای و خسته از تیغ تعصب، به سودای اندکی آرامش، اقلیم شاهان صفوی را بدرود گفته ای تا در هند معنا قرار یابی، اما در آن تبعید هم جز دشنام و شمشیر، کسی تو را هدیه ای به رایگان نبخشید! حکماً تو بهتر از من معنای وطن را می فهمی!
می دانم سرمد! همه ی اینها را می دانم! ...

خلوت نسیان او





دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس
بیستون یک ناله می‌گردد ز فرهادم مپرس

نام هم مفت است‌، عنقا بشنو و خاموش باش
صد عدم از هستی آن سویم ، ز ایجادم مپرس

محفل‌آرای حضورم خلوت نسیان اوست
گو فراموشم نخواهی هیچش از یادم مپرس

پهلوی‌خودمی‌خورم چون شمع ‌و ازخود می‌روم
رهنورد وادی تسلیمم از زادم مپرس

تهمت تشویش نتوان بر مزاج سایه بست
خواب امنی دارم از عجز خدادادم مپرس

تا مژه در جنبش آید عافیت خاکستر است
شمع بزم یأسم از اشک شرر زادم مپرس

همچو طاووسم به‌ چندین رنگ محو جلوه‌ای
نقش دامم دیدی از نیرنگ صیادم مپرس

کس در این محفل زبان‌دان چراغ‌کشته نیست
از خموشی سرمه گردیدم، ز فریادم مپرس

آب‌ در آیینه بیدل حرف زنگار است و بس
سیل اگر گردی سراغ کلفت‌آبادم مپرس

دفتر شعر ، یک فضای مجازی اختصاصی است که انحصارا در اختیار صاحب دفتر می باشد. با عنایت به این نکته ، بدیهی ست مسئولیت ضعف و قوت شعرهای مندرج در دفتر ، مستقیما متوجه خود شاعر می باشد.

تقویم شمسی

آماربازدید از سایت

بازدید امروز : 6038
بازدید دیروز : 20441
بازدید کل : 3943210

ثبت نام در خبرنامه

نام خود را وارد کنید

ایمیل را وارد کنید

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت به انجمن ادبی بیدل دهلوی تعلق دارد. طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی